به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 66
  1. #41
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 خرداد 93 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1392-5-31
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    902
    سطح
    16
    Points: 902, Level: 16
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    75

    تشکرشده 139 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sarvin نمایش پست ها
    قبول دارم، این رو گفتم که بدونی مشکل چندان خاصی در روانم ندارم


    راجع به اون جمله معروفش، باور کن کاملاً همین شکل میگه، سرش رو بالا میگیره و میگه همینه که هست (دارم بدش رو نمیگم ها، یعنی کلا عاشقه این دنیای فکریش ام). اصلا نمیخوام به مشاور و درست کردن و این چیز‌ها دیگه فکر کنم. ممنون که همگی تا این حد تلاش میکنید زندگیم حفظ بشه، اما من اصلا دیگه این زندگی رو نمیخوام

    سلام
    گویا از کلمه ی مناسبی استفاده نکردم. متاسفم . منظورم از مشکل در روان خدایی نکرده بیماری نبود. ببین مثلا" خود من در روانم مشکل دارم . نه بخاطر مشکل حاد,بلکه بخاطر ترس از خیلی چیزا و ....
    ببین تو توی تمام حرفات داری از ناراحتی هات میگی ولی همزمان نگرانی مبادا پشت سر همسرت بد گفته باشی,مبادا از تصمیمت ناراحت بشه. من فکر میکنم تو کمی تا قسمتی اولویت زندگیت رو احساس همسرت قرار دادی و نه آرامش خودت. (البته تا حدی,چون همین که میخوای تصمیم بگیری یعنی بفکر خودت هم هستی)
    من گفتم مشاور برای اینکه تو سایت همدردی با توجه به شرایط ایران در مورد زندگی تو قضاوت میشه و ما هم مشاور اختصاصی تو نیستیم. اینجا حتی زنی رو که زیر دست شوهرش له میشه هم بهش نمیگن جدا شو. (امیدوارم مدیران همدردی این مطلب رو علیه خودشون تصور نکنن)
    اما مشاور حضوری در کشوری که هستی بنظرم بهتر میتونه کمکت کنه که تصمیم بگیری و با قدرت ادامه بدی(با طلاق یا بی طلاق)

  2. #42
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 16:22]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 33 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اسکارلت عزیز

    ممنون از تو، مواردی رو که در مورد نگرانی هام راجع به شوهرم گفتم، در پاسخ به سوال یکی از دوستان بود که پرسیده بود معایب جدائی برای همسرت چیه و من داشتم از دید اون این قضیه رو عنوان میکردم؛ یعنی این طور نیست که به خاطر این مسائل تو تصمیمم برای جدایی دو دل‌ باشم. به هر حال با تمام این داستانها دوستش هم دارم و دلم نمیخواد ناراحت باشه، اما کاریش نمیشه کرد.


    من میدونم همدردی روش کارش چطوره و من نمیخوام که برای من تصمیم بگیرند. من خودم تصمیم گرفتم و میدونم که وقتی بر فرض میپرسم: بچه‌ها به نظر شما چطور میشه وابستگیم رو کمتر کنم، دوستانی هستند که بخوان یک سری روش‌های کلی‌ رو بهم معرفی‌ کنن.


    البته شکی نیست که همدردی مشاور اختصاصی من نیست، من هم دنبال مشاور اختصاصی اینجا نیومدم، اگه این طور بخوایم بهش نگاه کنیم، کلا هیچکس نباید اینجا تاپیک بزنه دیگه!! درسته؟


    به هر حال ممنون از دقت و توجهی که به تاپیک من داری.

  3. کاربر روبرو از پست مفید Sarvin تشکرکرده است .

    اسکارلت (چهارشنبه 01 آبان 92)

  4. #43
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 خرداد 99 [ 15:45]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    399
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 833 در 318 پست

    Rep Power
    60
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sarvin نمایش پست ها
    Toojih jan

    دارم میگم عقلم میگه باید جدا شم، دیگه کنارش احساس شادی و آرامش نمیکنم، از نظر عشقی و احساسی هم همونطور که گفتم الان هم دوستش دارم و هم نفرت دارم ازش، روز به روز پژمرده‌ و افسرده تر دارم میشم، باز میگی بمونم باهاش؟ آخه مگه میشه


    saman khan

    تردید ندارم، چطور بهتون ثابت کنم؟ میگم وقتی لطف میکنید و میگید جدا شو، لطفا راهش رو هم توضیح بدید. مثل اینکه به یک نفر که اعتیاد داره و می‌خواد ترک کنه بگید پاشو برو ترک کن، خوب دارم میپرسم چه طوری، اما اصلا توضیح نمیدین

    - - - Updated - - -

    Saman khan

    آقای سامان، البته که ممنون بخاطر دقت و توجهتون، اما نمیدونم چرا لحن صحبت کردنتون یک مقدار تند و آزار دهنده هست برای من. توی هر کامنتی هم که لطف میکنید و میگذارید، بارز‌ترین و پر کاربرد‌ترین واژه‌ای که استفاده میکنید، لغت "من" هستش. همه چیز رو از دید و زاویه خودتون می‌‌بینید، به کل دنیا تعمیمش میدید و به جای همه تصمیم میگیرید. این تاپیکه منه، راه حل هایی هم که قراره ارایه بشه باید بر اساس نقاط قوت و ضعف من باشه. ممنون میشم دیگه تو کامنت هایی که لطف میکنید برای من میگذارید، خودتون رو مرکز کائنات و ستون آفرینش قرار ندید. ممنون
    خانم اگر کلمه من به کار گرفته شد منظور نظر بود نه اینکه حرف من درست باشه یا بخام چیزی رو به شما دیکته کنم، ضمنا اینکه نظرمو گفتم شما برداشت این بوده بنده مرکز کائناتم ،هدف من راهنمایی شما بود و چیزهایی که به ذهنم رسید رو براتون نوشتم ،چشم بنده دیگه توی تاپیک شما نظر نمیدم ، بنده هم چیزی که در شما دیدم غرور کاذب شخص شما بود که داره بهتون لطمه میزنه و راهنمایی دیگران رو خود برتر بینی طرف میبینید،در پایان هم توصیه میکنم خودتون رو به یک پزشک نشون بدید چون احتمال اینکه مشکل از سمت خود شما باشه هم هستش .

  5. #44
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 16:22]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 33 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون سامان جان،


    فکر میکنم این از کوره در رفتن شما، برداشت من رو از شخصیت شما کاملا تأیید میکنه، خصوصا به دوستانی که با اصول روان شناسی‌ آشنایی دارند، و کاملا همه چیز رو به همه ثابت میکنه، به قول معروف: آفتاب آمد دلیل آفتاب.


    در مورد غرور کاذب و این دست مسایل، فکر نمیکنم پزشک و مشاور کار چندان زیادی بتونن انجام بدن، چون افرادی که به این گرفتاری‌ها مبتلا هستن، متاسفانه سیستم شخصیتی شون بر همین اساس شکل گرفته و نمیشه دیگه کارش کرد؛ نمونه ‌اش هم تو دنیای اطراف ما زیاده.


    ممنون از شما

  6. #45
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 خرداد 99 [ 15:45]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    399
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 833 در 318 پست

    Rep Power
    60
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sarvin نمایش پست ها
    ممنون سامان جان،


    فکر میکنم این از کوره در رفتن شما، برداشت من رو از شخصیت شما کاملا تأیید میکنه، خصوصا به دوستانی که با اصول روان شناسی‌ آشنایی دارند، و کاملا همه چیز رو به همه ثابت میکنه، به قول معروف: آفتاب آمد دلیل آفتاب.


    در مورد غرور کاذب و این دست مسایل، فکر نمیکنم پزشک و مشاور کار چندان زیادی بتونن انجام بدن، چون افرادی که به این گرفتاری‌ها مبتلا هستن، متاسفانه سیستم شخصیتی شون بر همین اساس شکل گرفته و نمیشه دیگه کارش کرد؛ نمونه ‌اش هم تو دنیای اطراف ما زیاده.


    ممنون از شما
    اگر نظری داده شد هدف فقط کمک به شما بود،من هم اصلا از کوره در نرفتم شاید نوع نوشتم باعث شد شما اینطور برداشت کنید،من اعتقاد دارم تجربه تو زندگی در همه حال و برای هر چیزی خیلی خوبه و در اینده ادم میتونه به نحو احسنت ازش استفاده کنه،تجربه ای که از تاپیک شما برای من به دست اومد این بود که اگر از نوشته های طرف مقابلم تونستم پی به شخصیتش ببرم خودمو دخالت ندم و به راحتی ازش عبور کنم و به قولی بگم به من چه ربطی داره اصلا(چون طرف مقابلم علاوه بر اینکه به نظری که براش دادم ارزش قائل نیست میخاد سعی در محکوم کردن من کنه و به عیب و ایراد از شخصیت من بپردازه) این مسئله توی دنیای واقعی خیلی نمودش بیشتره و توی اونجا هم بلافاصله بعد ازشناخت باید سکوت کنی و گذری ازش،به هر حال ممنونم .

  7. #46
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 22 خرداد 95 [ 13:31]
    تاریخ عضویت
    1390-10-16
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    3,442
    سطح
    36
    Points: 3,442, Level: 36
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    26

    تشکرشده 63 در 35 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خوبی
    به نظر من که نمیدونم اصلا کارشناسی و اصولی هست یا نه میتونی یه نامه براش بنویسی و براش بنویسی که اولین مرد زندگیت بود و تمام عشق و محبتت رو خالصانه و صادقانه به پاش ریختی و همه اتفاقاتی که تو زندگیت افتاد و تو تحمل کردی و یا براشون یک جانبه تلاش کردی و اتفاقاتی که خوردت کرد و دلت رو شکست انتظاراتی که ازاون و یک زندگی داشتی و برآورده نشد جوونی که پای این زندگی گذاشتی و به جایی نرسید و هیچ تغییری رخ نداد تو مشکلات مشکلات سخت و عجیبی که یکیش کافی بود برای دلیل قاطع جدایی ولی تو از همون اول کوتاه نیومدی و دل به برطرف شدنش بستی و کمر همت برای حلش ولی بعد این همه سال حل نشد چون دنیاهاتون متفاوت بود یا اهمیتی به زندگی و حفظ زندگی و حفظ عشق نداد و گذاشت هروز با کارهاش کم رنگ و کم رنگتر بشه و امروز روزیه که چیزی ازش نمونده پس دلیلی برای موندن هم نمونده.... همه حرفارو بزن تا بیدار بشه حداقل خودش با وجدانش به تو حق بده چون نمیدونی که عکس العملش از درخواست طلاق چه خواهد بود اینطوری آماده تر میشه شاید بهت حق بده شایدم نه و در آخر بنویس که نمیخوای هیچ کدوم بیشتر از این ضربه بخورید چه روحی و چه مالی بعد بهش طلاق توافقی رو پیشنهاد بده
    نمیدونم نمیخوام حتی ذره ای تو این کار به این سختی و تلخی تاثیر داشته باشم ولی چون تصمیم قطعی ات رو گرفتی و چه بسا بتونی زندگی بهتری که لایقت باشه و پیشرفت کنی در انتظارت باشه و کمک برای انجام این کار خواسته بودی نظرم رو دادم و به نظرم برای چندماهی مثلا6ماه اینا جدا از هم زندگی کردن هم خیلی خوبه خیلی از مشاورا اینو پیشنهاد میدن! یکی از دوستام هم همینکارو کرد ولی تو این مدت باید سعی کنی اثیر احساسات نشی و منطقی اوضاع رو بررسی کنی.
    موفق باشی

    - - - Updated - - -

    سلام خوبی
    به نظر من که نمیدونم اصلا کارشناسی و اصولی هست یا نه میتونی یه نامه براش بنویسی و براش بنویسی که اولین مرد زندگیت بود و تمام عشق و محبتت رو خالصانه و صادقانه به پاش ریختی و همه اتفاقاتی که تو زندگیت افتاد و تو تحمل کردی و یا براشون یک جانبه تلاش کردی و اتفاقاتی که خوردت کرد و دلت رو شکست انتظاراتی که ازاون و یک زندگی داشتی و برآورده نشد جوونی که پای این زندگی گذاشتی و به جایی نرسید و هیچ تغییری رخ نداد تو مشکلات مشکلات سخت و عجیبی که یکیش کافی بود برای دلیل قاطع جدایی ولی تو از همون اول کوتاه نیومدی و دل به برطرف شدنش بستی و کمر همت برای حلش ولی بعد این همه سال حل نشد چون دنیاهاتون متفاوت بود یا اهمیتی به زندگی و حفظ زندگی و حفظ عشق نداد و گذاشت هروز با کارهاش کم رنگ و کم رنگتر بشه و امروز روزیه که چیزی ازش نمونده پس دلیلی برای موندن هم نمونده.... همه حرفارو بزن تا بیدار بشه حداقل خودش با وجدانش به تو حق بده چون نمیدونی که عکس العملش از درخواست طلاق چه خواهد بود اینطوری آماده تر میشه شاید بهت حق بده شایدم نه و در آخر بنویس که نمیخوای هیچ کدوم بیشتر از این ضربه بخورید چه روحی و چه مالی بعد بهش طلاق توافقی رو پیشنهاد بده
    نمیدونم نمیخوام حتی ذره ای تو این کار به این سختی و تلخی تاثیر داشته باشم ولی چون تصمیم قطعی ات رو گرفتی و چه بسا بتونی زندگی بهتری که لایقت باشه و پیشرفت کنی در انتظارت باشه و کمک برای انجام این کار خواسته بودی نظرم رو دادم و به نظرم برای چندماهی مثلا6ماه اینا جدا از هم زندگی کردن هم خیلی خوبه خیلی از مشاورا اینو پیشنهاد میدن! یکی از دوستام هم همینکارو کرد ولی تو این مدت باید سعی کنی اثیر احساسات نشی و منطقی اوضاع رو بررسی کنی.
    موفق باشی

  8. #47
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 16:22]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 33 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    Donya joon

    ممنون عزیزم و میدونم دوست نداری تو مسیری که انتخاب کردم، سهمی داشته باشی. کاملا درکت میکنم و ممنونم ازت.


    براش نامه گذاشتم و با هم راجع به همه این چیز‌ها که اشاره کردی صحبت کردیم. خودش قبول داره و حتی بارها گفته هر کسی دیگه جای تو بود تا الان صد دفعه از من جدا شده بود؛ اما اشکال کار اینجاست که منطقش مثل منطق بچه‌ها میمونه. وقتی یک ‌چیزی رو میخواد، فقط همون رو میخواد، مطمئنا هرگز موفق نمیشم راضیش کنم که با توافق جدا شیم، میدونم آخرش قهر و دعوا و لجبازی میکنه و همه چیز بهم میریزه اگه بخوام جدا شم، یعنی‌ میره تو یک فازی که اصلا دوست ندارم و این اصلا به صلاح هیچ کدوممون نیست

  9. #48
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مهم اینه که حتی اگر توافقی هم جدا نشدید پرده حرمت بینتان پاره نشود. خیلی عادی می روید و کارهای لازم مثل دادگاه را انجام می دهید. اگر هم رفت توی فازی که دوست نداری دیگر مهم نیست. چون قرار نیست با او زندگی کنی . بنابراین موقتا رفتارش را تحمل می کنی و بعدش تمام می شود.

    در مورد احساس دلبستگی هم می توانی بعد از طلاقت به مشاوره بروی . آنجا مشاورهای خوبی دارد. و کسی هم برچسب به شما نمی زند.

    باز هم تاکید می کنم باید با آرامش و احترام کار را تمام کنید. هرگز نگذارید پرده ها پاره شود که خیلی آسیب می بینید و تبعات بعد از طلاق چند برابر می شود.

  10. #49
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sarvin نمایش پست ها
    Donya joon

    ممنون عزیزم و میدونم دوست نداری تو مسیری که انتخاب کردم، سهمی داشته باشی. کاملا درکت میکنم و ممنونم ازت.


    براش نامه گذاشتم و با هم راجع به همه این چیز‌ها که اشاره کردی صحبت کردیم. خودش قبول داره و حتی بارها گفته هر کسی دیگه جای تو بود تا الان صد دفعه از من جدا شده بود؛ اما اشکال کار اینجاست که منطقش مثل منطق بچه‌ها میمونه. وقتی یک ‌چیزی رو میخواد، فقط همون رو میخواد، مطمئنا هرگز موفق نمیشم راضیش کنم که با توافق جدا شیم، میدونم آخرش قهر و دعوا و لجبازی میکنه و همه چیز بهم میریزه اگه بخوام جدا شم، یعنی‌ میره تو یک فازی که اصلا دوست ندارم و این اصلا به صلاح هیچ کدوممون نیست

    چه چیز هایی بهم میریزه اگر توافقی جدا نشید؟ اون صلاحی که ازش حرف می زنی چی هست ؟
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  11. #50
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 16:22]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 33 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    Deljoo deltang aziz

    ممنون از شما،


    منظورم اینه که با توجه به شناختی که من از روحیات همسرم دارم، از یک طرف دعوا و لجبازیش با من، از طرف دیگه این که مسایل رو به خونواده‌ها میکشونه که از یک طرف بخواد مانع بشه و از طرف دیگه به خاطر اینکه اصلا تحمل پذیرش اشتباهات خودش رو نداره، حالا یا با فرا فکنی یا هر چیز دیگه جو رو بهم بریزه، خونواده من که همیشه با محبت و احترام بر خورد کردن با همسرم، خصوصا مراعات روحیه حساسش رو همیشه کردن، واقعا نمیدونم بعد از مطرح شدن این مسایل، شوکی که بهشون وارد میشه و تصور کنین همسرم توقع هم داشته باشه اون‌ها پشتش در بیان، یعنی چه اوضاع بهم ریخته ای‌ خواهد شد.


    وقتی میگم به صلاح هیچ کس نیست: اول از همه خودش، چون اون که اصلا تحمل فشار رو نداره، چه برسه که بخواد اوضاع رو بیش از پیش متشنج کنه و دودش به چشم خودش میره در واقع- من هم که جدایی از اون به قدر کافی برام کشنده هست، حالا تصور کنید این ماجراها هم بهش اضافه بشه- خونواده‌ها هم که جای خود داره دیگه.


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.