به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 28 , از مجموع 28
  1. #21
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    کاش این هایی که گفتین حقیقت داشت.... به هر حال ممنونم


    آرزوت برآورده شد فرزند...

    قیدهای درونی شما، و تسلطی که بهت دارن کاملا مشهود هستند. (از نشونه هاش همین احساساتی که داری تجربه میکنی و درگیری ای که با خودت داری.)

    گرایشت به اخلاقیات، و ارزشی که برات دارن هم که در تک به تک پست هات دیده میشه.

    شرایطت، احساس گناهت، چالش هایی که داری، همشون همینه.

    راستی پیشنهاد میکنم به جای تمرکز روی عدالت این سیاره، به قدم های خودت نگاه کن.

    یه نکته هم اینکه شما که اینقدر نگران ظلمی هستی که اون خانم به همسرش کرده، چطور از ظلمی که خودت داری به خودت میکنی، غافلی؟!!

    اگه ظلم رو بد میدونی، پس همه جنبه هاش رو در نظر بگیر. و هیچوقت به قتل یه انسان فکر نکن... به جای کشتن، بسازش...

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  2. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 15:18]
    تاریخ عضویت
    1392-6-29
    نوشته ها
    64
    امتیاز
    1,248
    سطح
    19
    Points: 1,248, Level: 19
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 67 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اون خانوم تنهایی که این ظلم رو به همسرش نکرده
    منم مقصرم... من چه جوری خودمو ببخشم و به زندگی هادی برگردم...

  3. کاربر روبرو از پست مفید jonube-sorkh تشکرکرده است .

    میشل (پنجشنبه 02 آبان 92)

  4. #23
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 آبان 92 [ 22:14]
    تاریخ عضویت
    1392-6-29
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    231
    سطح
    4
    Points: 231, Level: 4
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    33

    تشکرشده 41 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط jonube-sorkh نمایش پست ها
    اون خانوم تنهایی که این ظلم رو به همسرش نکرده
    منم مقصرم... من چه جوری خودمو ببخشم و به زندگی هادی برگردم...
    سلام

    واقعا بحث جالبی بود حرفهای شما و مخصوصا صحبت های خوبی که دیگر دوستان زدنو خوندم.

    از اول تا آخرش فقط دلم به مظلومیت خدا سوخت.

    به قول خواننده ...قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین.

    خدا در آیات 11 تا 14 سوره اسراء انسان رو به خاطر عجله و شتابزدگیش سرزنش میکنه.
    یکی از داستان های زیبای قرآن داستان معروف حضرت موسی و حضرت خضر علیه السلام هست اگه نخوندی از اینجا میتونی بخونی و خوندنش خالی از لطف نیست.

    شما برادر عزیز؟!!! آیا بالاتر از یک پیامبر اولوالعزم هستی؟!! که جرات میکنی به عدالت خدا شک کنی؟!!! یه سوال دیگه هم داشتم ازت و اون اینه که (البته رکی منو باید ببخشی چون یه جورایی حق خداوند این وسط ضایع شده این موضع رو میگیرم) شما از کی تا حالا برای گناهان خودت از جانب خداوند حکم صادر میکنی؟!! قصاص میکنی؟!! مگه شما کی هستی؟!

    خودتو از خدا هم بالاتر میدونی؟!! روزانه 100000 آدم بیگناه به خاطر منافع زورگویان و ظالمان به طرز فجیعی به قتل میرسن یا ده ها بلای طبیعی کودکان و زنان و مردان بیشماری رو به کام مرگ فرو می بره. اون موقع هم به عدالت خدا شک میکنی؟!!

    دوست عزیز شما دوربین خداوند رو گرفتی و با چشم بشری و ذهن کوته انسانی خودت بهش نگاه میکنی؟! چطور یه ماهی درون آب میتونه به کائنات کل هستی اشراف داشته باشه؟!

    لطفا پای خداوند و این مسائل شرعی رو در میون نیارید. برخلاف دوستان دیگه من نظرم اینه که شما مختارین خودکشی کنی یا هر اتفاق دیگه... چون مشکل شما عذاب وجدان از گناهی که مرتکب شدی نیست اما در این صورت و در هر صورت دیگه شما در قبال انتخابی که میکنی مسئولی و اصل جزا و پاداش هم بر اساس همین اختیار در تصمیم گیری شماست و صد البته همین گناهی که الان مرتکب شدی (ارتباط با زن نامحرم) و یا در آینده خدای نکرده بخوای مرتکب بشی (خودکشی) رو فقط و تنها فقط خداوند مجازات میکنه و حد و حدود معنوی و شرعی و قانونی شو هم فقط و فقط مرجع تقلید مشخص میکنه.

    تصور من اینه که مشکل تو تصورات و افکارت غیرمنطقی شماست و اینو بدون که شما به اصطلاح خارج از گودی و میگی لنگش کن...مشکل ما جوامع جهان سومی اینه که مدام میشینیم و از اینو اون ایراد میگیریم که این چرا این کارو میکنه و اون چرا اون کارو غافل از اینکه همیشه باید از خودمون شروع کنیم.

    دوست عزیز اگه شما به نفس خودت مسلط باشی اگه هر آقای دیگه ای به نفس خودش مسلط باشه هیچ خانم متاهلی نمیتونه مرتکب گناه بشه و برعکسش هم صدق میکنه.

    بعدشم خداوند باز هم در قرآن شدید ترین و سخت ترین گناه عالم رو ناامیدی از درگاه خودش معرفی میکنه و همواره از انسانها میخواد که توبه کنند.

    امیدوارم هم مطالعه تونو بیشتر کنید و هم سعی خودتون و خدای خودتونو بیشتر بشناسید.


    براتون آرزوی موفقیت میکنم و اگه لحنم کمی تند بود ازت عذر خواهی میکنم.

  5. #24
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط jonube-sorkh نمایش پست ها
    منم مقصرم... من چه جوری خودمو ببخشم و به زندگی هادی برگردم...
    سلام جنوب سرخ عزیز

    بعضی وقتا نیازی نیست ما خودمون رو ببخشیم... ما میتونیم بپذیریم اشتباهمون رو، و تاجائیکه امکانش هست جبران کنیم، بعد هم سعی در اصلاح بقیه مسیر زندگیمون داشته باشیم.

    تا حالا برات پیش اومده که کسی ظلمی بهت بکنه، بعد ازت درخواست بخشش کنه، و ببینی واقعا کاری که انجام داده خیلی بهت آسیب زده، و دلت به بخشش رضایت نده، اما در عین حال به خودت بگی چاره چیه؟ آبیه که ریخته شده، پس راهی ندارم جز اینکه از اشتباهش بگذرم. و قلبم رو با کینه سیاه نکنم.

    بعضی وقتا واقعا نمیشه بخشید، اما میشه گذشت... البته به شرط اینکه طرف اون اشتباه رو تکرار نکنه...

    پس با خودت هم میتونی همینطور باشی. شما یه کاری انجام دادی که دوستش نداری، میتونی از این به بعد با انجام دادن کارهایی که دوستشون داری، تعادل رو برقرار کنی.

    این همه ی چیزی بود که برای کمک به شما به فکرم رسید.

    حالا یه سوال ازت دارم.

    فرض کن من، میشل، بیام به شما بگم: جنوب سرخ من با یه مرد متاهل ارتباط داشتم، مردی که زنش پاک بود و بهش وفادار بود و ... الان از کاری که کردم خیلی پشیمونم (هرچند ته دلم هنوز اون آقا رو دوست دارم)، خیلی احساس گناه دارم، نمیتونم خودم رو ببخشم. دلم میخواد بمیرم تا از کردارم نجات پیدا کنم. شما چه راهی جلو پام میذاری؟ به نظرت باید چیکار کنم؟

    - - - Updated - - -

    و یه جواب سرراست هم میخوام به عنوان تاپیکت بدم: شوق مرگ تو وجودم بال بال میزنه، چیکار کنم بهش برسم؟

    این احساس از خفقان میاد. تو احساس خفقان داری.

    و چیزیکه دلت براش پرمیکشه، رهایی از این خفقان هست.

    پس کاری که باید انجام بدی، اینه که: از فضای تاریکی که نتیجه انجام کارهایی هست که قلبا دوستشون نداری، بیا بیرون (منظورم فقط همون یک کار نیست، چون قبل از اون اتفاق هم فضای زندگیت تاریک بود)، و کارهایی رو انجام بده که نور رو به زندگیت بتابانن.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  6. #25
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 آذر 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    131

    تشکرشده 275 در 125 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط do_ob نمایش پست ها
    سلام

    واقعا بحث جالبی بود حرفهای شما و مخصوصا صحبت های خوبی که دیگر دوستان زدنو خوندم.

    از اول تا آخرش فقط دلم به مظلومیت خدا سوخت.

    به قول خواننده ...قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین.

    خدا در آیات 11 تا 14 سوره اسراء انسان رو به خاطر عجله و شتابزدگیش سرزنش میکنه.
    یکی از داستان های زیبای قرآن داستان معروف حضرت موسی و حضرت خضر علیه السلام هست اگه نخوندی از اینجا میتونی بخونی و خوندنش خالی از لطف نیست.

    شما برادر عزیز؟!!! آیا بالاتر از یک پیامبر اولوالعزم هستی؟!! که جرات میکنی به عدالت خدا شک کنی؟!!! یه سوال دیگه هم داشتم ازت و اون اینه که (البته رکی منو باید ببخشی چون یه جورایی حق خداوند این وسط ضایع شده این موضع رو میگیرم) شما از کی تا حالا برای گناهان خودت از جانب خداوند حکم صادر میکنی؟!! قصاص میکنی؟!! مگه شما کی هستی؟!

    خودتو از خدا هم بالاتر میدونی؟!! روزانه 100000 آدم بیگناه به خاطر منافع زورگویان و ظالمان به طرز فجیعی به قتل میرسن یا ده ها بلای طبیعی کودکان و زنان و مردان بیشماری رو به کام مرگ فرو می بره. اون موقع هم به عدالت خدا شک میکنی؟!!

    دوست عزیز شما دوربین خداوند رو گرفتی و با چشم بشری و ذهن کوته انسانی خودت بهش نگاه میکنی؟! چطور یه ماهی درون آب میتونه به کائنات کل هستی اشراف داشته باشه؟!

    لطفا پای خداوند و این مسائل شرعی رو در میون نیارید. برخلاف دوستان دیگه من نظرم اینه که شما مختارین خودکشی کنی یا هر اتفاق دیگه... چون مشکل شما عذاب وجدان از گناهی که مرتکب شدی نیست اما در این صورت و در هر صورت دیگه شما در قبال انتخابی که میکنی مسئولی و اصل جزا و پاداش هم بر اساس همین اختیار در تصمیم گیری شماست و صد البته همین گناهی که الان مرتکب شدی (ارتباط با زن نامحرم) و یا در آینده خدای نکرده بخوای مرتکب بشی (خودکشی) رو فقط و تنها فقط خداوند مجازات میکنه و حد و حدود معنوی و شرعی و قانونی شو هم فقط و فقط مرجع تقلید مشخص میکنه.

    تصور من اینه که مشکل تو تصورات و افکارت غیرمنطقی شماست و اینو بدون که شما به اصطلاح خارج از گودی و میگی لنگش کن...مشکل ما جوامع جهان سومی اینه که مدام میشینیم و از اینو اون ایراد میگیریم که این چرا این کارو میکنه و اون چرا اون کارو غافل از اینکه همیشه باید از خودمون شروع کنیم.

    دوست عزیز اگه شما به نفس خودت مسلط باشی اگه هر آقای دیگه ای به نفس خودش مسلط باشه هیچ خانم متاهلی نمیتونه مرتکب گناه بشه و برعکسش هم صدق میکنه.

    بعدشم خداوند باز هم در قرآن شدید ترین و سخت ترین گناه عالم رو ناامیدی از درگاه خودش معرفی میکنه و همواره از انسانها میخواد که توبه کنند.

    امیدوارم هم مطالعه تونو بیشتر کنید و هم سعی خودتون و خدای خودتونو بیشتر بشناسید.


    براتون آرزوی موفقیت میکنم و اگه لحنم کمی تند بود ازت عذر خواهی میکنم.
    ================================================== ================ سلام ، آقا یا خانم do-ob من بحث شما رو در مورد عدالت خداوند متوجه نشدم . شما چرا یعنی بر اساس چه دلیل مشاهده یا هر چیز دیگه معتقد هستید در این جهان عالت الهی وجود دارد ؟ برای نبودش دلیل زیاد هست مثلا همون چیزی که خودتون فرمودین اما برای اثباتش ممکنه من رو راهنمایی کنید؟ لطفا به کتابها ارجاع ندین برداشت خودتون رو بگین .

  7. #26
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 15:18]
    تاریخ عضویت
    1392-6-29
    نوشته ها
    64
    امتیاز
    1,248
    سطح
    19
    Points: 1,248, Level: 19
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 67 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط do_ob نمایش پست ها
    سلام

    واقعا بحث جالبی بود حرفهای شما و مخصوصا صحبت های خوبی که دیگر دوستان زدنو خوندم.

    از اول تا آخرش فقط دلم به مظلومیت خدا سوخت.

    به قول خواننده ...قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین.

    خدا در آیات 11 تا 14 سوره اسراء انسان رو به خاطر عجله و شتابزدگیش سرزنش میکنه.
    یکی از داستان های زیبای قرآن داستان معروف حضرت موسی و حضرت خضر علیه السلام هست اگه نخوندی از اینجا میتونی بخونی و خوندنش خالی از لطف نیست.

    شما برادر عزیز؟!!! آیا بالاتر از یک پیامبر اولوالعزم هستی؟!! که جرات میکنی به عدالت خدا شک کنی؟!!! یه سوال دیگه هم داشتم ازت و اون اینه که (البته رکی منو باید ببخشی چون یه جورایی حق خداوند این وسط ضایع شده این موضع رو میگیرم) شما از کی تا حالا برای گناهان خودت از جانب خداوند حکم صادر میکنی؟!! قصاص میکنی؟!! مگه شما کی هستی؟!

    خودتو از خدا هم بالاتر میدونی؟!! روزانه 100000 آدم بیگناه به خاطر منافع زورگویان و ظالمان به طرز فجیعی به قتل میرسن یا ده ها بلای طبیعی کودکان و زنان و مردان بیشماری رو به کام مرگ فرو می بره. اون موقع هم به عدالت خدا شک میکنی؟!!

    دوست عزیز شما دوربین خداوند رو گرفتی و با چشم بشری و ذهن کوته انسانی خودت بهش نگاه میکنی؟! چطور یه ماهی درون آب میتونه به کائنات کل هستی اشراف داشته باشه؟!

    لطفا پای خداوند و این مسائل شرعی رو در میون نیارید. برخلاف دوستان دیگه من نظرم اینه که شما مختارین خودکشی کنی یا هر اتفاق دیگه... چون مشکل شما عذاب وجدان از گناهی که مرتکب شدی نیست اما در این صورت و در هر صورت دیگه شما در قبال انتخابی که میکنی مسئولی و اصل جزا و پاداش هم بر اساس همین اختیار در تصمیم گیری شماست و صد البته همین گناهی که الان مرتکب شدی (ارتباط با زن نامحرم) و یا در آینده خدای نکرده بخوای مرتکب بشی (خودکشی) رو فقط و تنها فقط خداوند مجازات میکنه و حد و حدود معنوی و شرعی و قانونی شو هم فقط و فقط مرجع تقلید مشخص میکنه.

    تصور من اینه که مشکل تو تصورات و افکارت غیرمنطقی شماست و اینو بدون که شما به اصطلاح خارج از گودی و میگی لنگش کن...مشکل ما جوامع جهان سومی اینه که مدام میشینیم و از اینو اون ایراد میگیریم که این چرا این کارو میکنه و اون چرا اون کارو غافل از اینکه همیشه باید از خودمون شروع کنیم.

    دوست عزیز اگه شما به نفس خودت مسلط باشی اگه هر آقای دیگه ای به نفس خودش مسلط باشه هیچ خانم متاهلی نمیتونه مرتکب گناه بشه و برعکسش هم صدق میکنه.

    بعدشم خداوند باز هم در قرآن شدید ترین و سخت ترین گناه عالم رو ناامیدی از درگاه خودش معرفی میکنه و همواره از انسانها میخواد که توبه کنند.

    امیدوارم هم مطالعه تونو بیشتر کنید و هم سعی خودتون و خدای خودتونو بیشتر بشناسید.


    براتون آرزوی موفقیت میکنم و اگه لحنم کمی تند بود ازت عذر خواهی میکنم.
    خواهش می کنم
    ممنون...

  8. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 آبان 92 [ 22:14]
    تاریخ عضویت
    1392-6-29
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    231
    سطح
    4
    Points: 231, Level: 4
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    33

    تشکرشده 41 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط alireza35 نمایش پست ها
    ================================================== ================ سلام ، آقا یا خانم do-ob من بحث شما رو در مورد عدالت خداوند متوجه نشدم . شما چرا یعنی بر اساس چه دلیل مشاهده یا هر چیز دیگه معتقد هستید در این جهان عالت الهی وجود دارد ؟ برای نبودش دلیل زیاد هست مثلا همون چیزی که خودتون فرمودین اما برای اثباتش ممکنه من رو راهنمایی کنید؟ لطفا به کتابها ارجاع ندین برداشت خودتون رو بگین .
    سلام دوست محترم

    ابتدا باید خدمت شما عرض کنم که دوست ندارم صحبت من باعث بشه که بحث این تاپیک منحرف بشه و جای مباحث دینی در مورد عدالت الهی و اثبات اون اینجا نیست.

    من فقط به این خاطر به برادر محترم جنوب سرخ این جوابها رو دادم که بگم تصورات و برداشت ایشون ربطی به مباحث گناه و شرع و عدالت الهی نداره... و اگه ما بخوایم (به سلیقه خودمون) برای جرمی که مرتکب شدیم مجازاتی صادر کنیم نباید به حساب خداوند و احکام شرعی دین بزاریم بلکه میتونیم به اهلش یعنی مراجع تقلید یا علما مراجع کنیم و بدونیم برای این گناه چه مجازاتی تعیین شده و یا چه حکمی وجود داره و طبق دستور اون عمل کنیم . نه تنها این برادر عزیز بلکه خیلی از ماها اشتباهات بندگان خدا رو به حساب نقصان در عدالت الهی میذاریم و خوب اگر قرار بود که انسان برای ارتکاب عمل ناپسند و یا گناه اختیاری از خودش نداشته باشه که دیگه اشرف مخلوقات نمیشدو...

    من منظورم از این حرفها این بود که ذهن بشری و عقل مادی ما نمیتونه پی به حکمت خداوند ببره و یا به آینده و گذشته سیر کنه و اتفاقات آینده رو پیش بینی کنه. پس چطور میتونیم به همین راحتی حکم صادر کنیم و بگیم مثلا اینجای کار میلنگه و عدالت الهی نقض شده؟!!!!!!!!!!!

    شما دوست محترم میتونی وجود خداوند رو اثبات کنی؟!!! که من عدالتش رو اثبات کنم؟!! دانشمندان فلسفه اسلامی و عرفانی معتقدند ذهن(عقل) بشری نمیتونه به حیطه ی "ذات" یا "رب الارباب" یعنی همون خداوند عامیانه ی ما راه پیدا کنه.
    ما انسانها همیشه مدعی هستیم همیشه طلبکاریم و همیشه شکایت میکنیم . بدتر از آن قضاوت میکنیم. بله میتونیم به این کار ادامه بدیم ولی بد نیست که نعمت های خداوند رو هم ببینیم و چشممون رو به روی این همه لطف و عنایت خداوند نبندیم. (تو برنامه ماه عسل خیلی نکات آموزنده ای وجود داشت که ای کاش همه دوستان دیده بودند...)
    بهرحال من به عنوان یه بنده ی حقیر خدا شرمم اومد از این تهمت هایی که به خالقم زده میشه و خواستم با زبان الکن خودم امر به معروف و نهی از منکری کرده باشم (گوییکه خداوند به هیچ وکیلی نیازمند نیست.) من قصدم خدای نکرده توهین یا بی احترامی نبود بلکه یادآوری مطالبی بود که ذهن فراموشکار ما در مواقعی که به نفعش نیست فراموش میکنه.

  9. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 15:18]
    تاریخ عضویت
    1392-6-29
    نوشته ها
    64
    امتیاز
    1,248
    سطح
    19
    Points: 1,248, Level: 19
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 67 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط میـشل نمایش پست ها
    سلام جنوب سرخ عزیز

    بعضی وقتا نیازی نیست ما خودمون رو ببخشیم... ما میتونیم بپذیریم اشتباهمون رو، و تاجائیکه امکانش هست جبران کنیم، بعد هم سعی در اصلاح بقیه مسیر زندگیمون داشته باشیم.

    تا حالا برات پیش اومده که کسی ظلمی بهت بکنه، بعد ازت درخواست بخشش کنه، و ببینی واقعا کاری که انجام داده خیلی بهت آسیب زده، و دلت به بخشش رضایت نده، اما در عین حال به خودت بگی چاره چیه؟ آبیه که ریخته شده، پس راهی ندارم جز اینکه از اشتباهش بگذرم. و قلبم رو با کینه سیاه نکنم.

    بعضی وقتا واقعا نمیشه بخشید، اما میشه گذشت... البته به شرط اینکه طرف اون اشتباه رو تکرار نکنه...

    پس با خودت هم میتونی همینطور باشی. شما یه کاری انجام دادی که دوستش نداری، میتونی از این به بعد با انجام دادن کارهایی که دوستشون داری، تعادل رو برقرار کنی.

    این همه ی چیزی بود که برای کمک به شما به فکرم رسید.

    حالا یه سوال ازت دارم.

    فرض کن من، میشل، بیام به شما بگم: جنوب سرخ من با یه مرد متاهل ارتباط داشتم، مردی که زنش پاک بود و بهش وفادار بود و ... الان از کاری که کردم خیلی پشیمونم (هرچند ته دلم هنوز اون آقا رو دوست دارم)، خیلی احساس گناه دارم، نمیتونم خودم رو ببخشم. دلم میخواد بمیرم تا از کردارم نجات پیدا کنم. شما چه راهی جلو پام میذاری؟ به نظرت باید چیکار کنم؟

    - - - Updated - - -

    و یه جواب سرراست هم میخوام به عنوان تاپیکت بدم: شوق مرگ تو وجودم بال بال میزنه، چیکار کنم بهش برسم؟

    این احساس از خفقان میاد. تو احساس خفقان داری.

    و چیزیکه دلت براش پرمیکشه، رهایی از این خفقان هست.

    پس کاری که باید انجام بدی، اینه که: از فضای تاریکی که نتیجه انجام کارهایی هست که قلبا دوستشون نداری، بیا بیرون (منظورم فقط همون یک کار نیست، چون قبل از اون اتفاق هم فضای زندگیت تاریک بود)، و کارهایی رو انجام بده که نور رو به زندگیت بتابانن.

    و یه جواب سرراست هم میخوام به عنوان تاپیکت بدم: شوق مرگ تو وجودم بال بال میزنه، چیکار کنم بهش برسم؟

    این احساس از خفقان میاد. تو احساس خفقان داری.

    و چیزیکه دلت براش پرمیکشه، رهایی از این خفقان هست.

    پس کاری که باید انجام بدی، اینه که: از فضای تاریکی که نتیجه انجام کارهایی هست که قلبا دوستشون نداری، بیا بیرون (منظورم فقط همون یک کار نیست، چون قبل از اون اتفاق هم فضای زندگیت تاریک بود)، و کارهایی رو انجام بده که نور رو به زندگیت بتابانن.[/QUOTE]

    منم بخشیدم اما نه خودمو.... اونهایی که به من دروغ گفتنو.
    اما هرگز فراموش نخواهم کرد ظلمی که بهم شد و اشتباهی رو که کردم
    اگر خدایی نکرده این اتفاق واسه شما افتاده بود من نظرم این بود که اول از همه همرو ببخشید حتی خودتونو ... و بعدش خودتونو از این ماجرا دور کنید و عشقتون رو فدای زندگی اون خانوم کنید که پاکه و گناهی نکرده نباید اجازه داد این عشق حروم یه زندگی رو خراب کنه
    اما اگر شما این کارو هم کردین باز هم آرامش به زندگیتون برنگشت چی؟
    اگر روزی 100 بار ذهنتون تکرار مکررات کرد و افسوس خردید چی؟
    اگر هنوز شیرینی و لذت اون دوست داشتن تو دلتون بود چی؟
    اگر احساس کردید با یه زنگ و یه صحبت کردن همه عهدهایی رو که با خدا بسته بودین و فراموش کردین چی؟
    .
    .
    .
    .
    فکر می کنم تمایل به مردنم از نا امیدی نیست از فرط نا توانی و در ماندگیه
    به نظر شما من واسه رهایی از این خفقان چی کار باید بکنم؟
    دیگه دارم نابود می شم....

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط میـشل نمایش پست ها
    سلام جنوب سرخ عزیز

    بعضی وقتا نیازی نیست ما خودمون رو ببخشیم... ما میتونیم بپذیریم اشتباهمون رو، و تاجائیکه امکانش هست جبران کنیم، بعد هم سعی در اصلاح بقیه مسیر زندگیمون داشته باشیم.

    تا حالا برات پیش اومده که کسی ظلمی بهت بکنه، بعد ازت درخواست بخشش کنه، و ببینی واقعا کاری که انجام داده خیلی بهت آسیب زده، و دلت به بخشش رضایت نده، اما در عین حال به خودت بگی چاره چیه؟ آبیه که ریخته شده، پس راهی ندارم جز اینکه از اشتباهش بگذرم. و قلبم رو با کینه سیاه نکنم.

    بعضی وقتا واقعا نمیشه بخشید، اما میشه گذشت... البته به شرط اینکه طرف اون اشتباه رو تکرار نکنه...

    پس با خودت هم میتونی همینطور باشی. شما یه کاری انجام دادی که دوستش نداری، میتونی از این به بعد با انجام دادن کارهایی که دوستشون داری، تعادل رو برقرار کنی.

    این همه ی چیزی بود که برای کمک به شما به فکرم رسید.

    حالا یه سوال ازت دارم.

    فرض کن من، میشل، بیام به شما بگم: جنوب سرخ من با یه مرد متاهل ارتباط داشتم، مردی که زنش پاک بود و بهش وفادار بود و ... الان از کاری که کردم خیلی پشیمونم (هرچند ته دلم هنوز اون آقا رو دوست دارم)، خیلی احساس گناه دارم، نمیتونم خودم رو ببخشم. دلم میخواد بمیرم تا از کردارم نجات پیدا کنم. شما چه راهی جلو پام میذاری؟ به نظرت باید چیکار کنم؟

    - - - Updated - - -

    و یه جواب سرراست هم میخوام به عنوان تاپیکت بدم: شوق مرگ تو وجودم بال بال میزنه، چیکار کنم بهش برسم؟

    این احساس از خفقان میاد. تو احساس خفقان داری.

    و چیزیکه دلت براش پرمیکشه، رهایی از این خفقان هست.

    پس کاری که باید انجام بدی، اینه که: از فضای تاریکی که نتیجه انجام کارهایی هست که قلبا دوستشون نداری، بیا بیرون (منظورم فقط همون یک کار نیست، چون قبل از اون اتفاق هم فضای زندگیت تاریک بود)، و کارهایی رو انجام بده که نور رو به زندگیت بتابانن.

    و یه جواب سرراست هم میخوام به عنوان تاپیکت بدم: شوق مرگ تو وجودم بال بال میزنه، چیکار کنم بهش برسم؟

    این احساس از خفقان میاد. تو احساس خفقان داری.

    و چیزیکه دلت براش پرمیکشه، رهایی از این خفقان هست.

    پس کاری که باید انجام بدی، اینه که: از فضای تاریکی که نتیجه انجام کارهایی هست که قلبا دوستشون نداری، بیا بیرون (منظورم فقط همون یک کار نیست، چون قبل از اون اتفاق هم فضای زندگیت تاریک بود)، و کارهایی رو انجام بده که نور رو به زندگیت بتابانن.[/QUOTE]

    منم بخشیدم اما نه خودمو.... اونهایی که به من دروغ گفتنو.
    اما هرگز فراموش نخواهم کرد ظلمی که بهم شد و اشتباهی رو که کردم
    اگر خدایی نکرده این اتفاق واسه شما افتاده بود من نظرم این بود که اول از همه همرو ببخشید حتی خودتونو ... و بعدش خودتونو از این ماجرا دور کنید و عشقتون رو فدای زندگی اون خانوم کنید که پاکه و گناهی نکرده نباید اجازه داد این عشق حروم یه زندگی رو خراب کنه
    اما اگر شما این کارو هم کردین باز هم آرامش به زندگیتون برنگشت چی؟
    اگر روزی 100 بار ذهنتون تکرار مکررات کرد و افسوس خردید چی؟
    اگر هنوز شیرینی و لذت اون دوست داشتن تو دلتون بود چی؟
    اگر احساس کردید با یه زنگ و یه صحبت کردن همه عهدهایی رو که با خدا بسته بودین و فراموش کردین چی؟
    .
    .
    .
    .
    فکر می کنم تمایل به مردنم از نا امیدی نیست از فرط نا توانی و در ماندگیه
    به نظر شما من واسه رهایی از این خفقان چی کار باید بکنم؟
    دیگه دارم نابود می شم....


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مادرم مریضیمو تو فامیل و غریبه جار میزنه چیکار کنم جرات خودکشی هم ندارم
    توسط golii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 29 اسفند 93, 04:46
  2. من خیلی بی اراده و بی انگیزه شدم تو زندگی....
    توسط abi.bikaran در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: پنجشنبه 10 مهر 93, 20:44
  3. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 خرداد 93, 10:55
  4. شمارو بخدا بگید چه خاکی بریزم تو سرم؟
    توسط coyote_coquetry در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 57
    آخرين نوشته: شنبه 23 آبان 88, 06:58
  5. بدبینی تو تالار موج میزنه
    توسط who در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: جمعه 18 بهمن 87, 08:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.