به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 52
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 آبان 94 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1392-7-10
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    2,069
    سطح
    27
    Points: 2,069, Level: 27
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 51 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان.از پست اخرم بیشتر از یه ماه میگذره .بعد از اون چندبار رفتیم پیش مشاور .اون اقای دکتربعداز تستاو اشراف کامل به شرایط من بهم گفت من نمیگم نمیتونین با هم زندگی کنین میتونین ولی تو سطح توقعاتتو که از یه همسر داری باید کاملا پایین بیاری وتو زندگی این تو خواهی بود که همیشه باید یادش بدی وهلش بدی ونباید انتظاری ازش داشته باشی وواقعا هم پوستت کنده میشه تا راهش بندازی .ویا اینکه نه ،جدا بشی وبا یکی دیگه ازدواج کنی .
    اوضاعم بشدت در هم ریخته وبده. من سعی داشتم موضوع کارو تغییراتی که قراره انجام بده رو به خانواده ها نکشونم چون میدونستم فقط جو رو بدتر میکنن وکمکی نمیکنن وبهش یه مدت فرصت دادم ولی سر اخرین بحثی که داشتیم وخیلیم تند بود وگفتم تو نمیتونی کاری بکنی ازهم جدا بشیم موضوعو به بابام گفت وبابامم به بابای اون گفت وحالا خانواده ها هم وارد این موضوع شدن وباباها بقول خودشون دارن سعی میکنن مشکلاتشو حل کنن ولی قضیه اینه که از نظر اونا مشکل فقط کارو هیکلشه در صورتیکه از نظر من مشکل اصلی شخصیتشه.)اینم بگم بابام بشدت اصرار باین ازدواج داره)

    واقعا اوضاع اسفناکه حالا حتی خودمم نمیدونم موضعم چیه وکاملا معلقم نمیدونم باید برم یا بمونم وبجنگم . از طرفی میبینم که نمیتونم با این ادم بمونم وتا حالا صد بار بش گفتم جدا شیم واون هی اصرار میکنه که بدون تو نمیتونم از طرفی به شدت از شرایط بعدش میترسم که اگه موردی پیدانکنم یا احتمال زیاد پیدا کنم واز این بدتر باشه چی؟(اون موقع تصمیم گیری سخت ترم میشه)همش با خودم میگم انرژِ ای که واسه تحمل فشار مشکلات بعد جدایی میذارم، رو بذارم واسه ساختن همین زندگی وباز فک میکنم که نه ترسو نباش جسارت کن تا نتیجشو ببینی وباز میگم واقع بین باش جسارت تو کدوم شرایط.
    از طرفی به اطرافم نگاه میکنم به خیلی از دوستام که بدلیلای مشابه تاسن 30 یا بیشترمجردن وزندگی یکنواختی دارن واکثرا بی انگیزن(با اینکه محدودیتای منو نداشتن واسه انتخاب)
    من الان معنی کامل کلمه تعلیقم واین تردید داره منو از پا در میاره .واونو هم دارم با این تردیدم اذیت میکنم نمیدونم باید ازش دوری کنم یا بهش محبت کنم واجازه این کارو به اونم نمیدم(حتی نمیذارم دستمو بگیره).
    دوستان خواهش میکنم اگه نظری دارین که میتونه کمکم کنه دریغ نکنین. ممنون.ببخشید طولانی شد.

    - - - Updated - - -



    راستی یه چیزو میخاستم بگم این شک تو درست کردن شرایط بخاطر این انقد تو من قویه که من یه تجربه بد تو این زمینه داشتم.خاستگاری قبلا داشتم که خیلیم ابراز عشق میکرد ولی یه سری مشکلات بود مثل بعد مسافتو وخانوادشو و... که بنظر من قابل اغماض نبود وبهش گفتم نه ولی بعدا با کسی ازدواج کرد واون مشکلات یسری خودش حل شد ویسریم با کمک هم حل کردن ومن همیشه فکر میکنم که از دستش دادم واگه یه کم با دید بازتری نگاه کرده بودم شرایط طور دیگه ای بود.واسه همین فک میکنم نکنه باز دارم همون اشتباهو تکرار میکنم.

  2. #22
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 دی 00 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1386-11-26
    محل سکونت
    تهران بزرگ
    نوشته ها
    1,452
    امتیاز
    50,483
    سطح
    100
    Points: 50,483, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکرها
    2,842

    تشکرشده 3,286 در 817 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    با همه نوشته های شما ، اگر بخواهی بنویسی که از این پسر " اصلا " راضی نیستید کاملا حرف بی ربطی زدید !

    چـــرا ؟

    به این خاطر که شما در این مدت نامزدی ، تلاش هایی را مبنی بر ایجاد تغییرات در فرد مذکور بیان نموده اید .
    در تمامی خواستگاری ها و نامزدی ها به دفعات دیده شده ، طرف مقابل با بروز اولین نشانه ها ، بی میل شده و از ادامه مسیر عقب نشینی می کند .

    اما چند موضوع قابل یادآوری است :

    1. اصرار پدر شما برای این ازدواج
    2. ترس سرکار از بی شوهر ماندن

    ---

    بند اول :

    - اصرار والدین

    با نگاهی تجربی و عامیانه باید قبول کرد درصد ازدواج هایی که در زمان گذشته و با تاکید والدین صورت گرفته آمار نسبتا قابل قبولی داشته و امروزه با در نظر گرفتن گروه های مشاوره ازدواج و باز بودن شرایط جامعه ، ازدواج هایی به مراتب بدتر و ناهنجاری در جامعه امروزی ما اتفاق می افتد .
    نگاه ریش سفیدان همیشه قابل بررسی باید قرار گیرد .
    اما در هر صورت تمایلات فردی و ادامه زندگی شخصی اولویت دارد . این فرزند سالاری که امروزه رونق گرفته ، کار را برای تصمیم گیری راحت می کند .
    در این بند پیشنهاد می شود در موضوعات با والدین ، و تاکیدا با پدرتان مشورت کنید و موضوعات را شخصی حل نکنید .

    ***

    بند دوم :

    - ترس از بی شوهر ماندن


    یکی از علل طلاق های امروزی ، ترس از بی شوهر ماندن است . گاهی این طلاق ها به صورت رسمی در دادگاه ها اتفاق می افتد و گاهی در چند سال زندگی مشترک .

    بهتر است این موضوع را فعلا از ذهن خود خارج کنید . چون هیچ کمکی به شما نخواهد کرد .

    ^^^^^^^

    پارامترهایی که سرکار علیه ، با آن دست به گریبان هستید ، ایجاد تغییرات است .

    این موضوعات غالبا اتفاق نمی افتد .

    قصد من نا امیدی شما نیست ، تلاش هایی که انجام داده اید بیانگر این موضوع هستند ...

    بیشتر به نظر می آید شما هنوز آمادگی ازدواج ندارید ! چون هنوز نمی دانید می خواهید با چه کسی و چه معیارهایی ازدواج کنید ...

    بهتر است صبر داشته باشید ...

    چـــــــــــــــرا ؟ ؟ ؟

    به این دلیل که مدام در حال ایجاد تغییر هستید ... اما در مقابل می گویید : " ما باید جدا شویم ! ""

    دوباره می نویسید : " مشاوره رفتیم ! "

    هم تلاش و هم جدایی ------------- دقیقا نقاط متضاد همدیگر هستند ....

    حرف های شما اینگونه هستند .......

    شاید هم هنوز چیزهایی را در سینه دارید که بازگو نکرده اید .. !!!

    در هر صورت برای شما آرزوی بهترین ها را دارم .
    اگه خوب تا کردی ، نشد ؛

    مچاله اش کن !

  3. #23
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.
    من حس میکنم شاید هم زیادی حساس شده ای.
    ببین...به نظر من این مدت اینقدر ذهنت رو درگیر کرده ای که همه چی توش قاتی شده و نمیتونی فکر کنی.

    ببین عزیزم...براتون ممکن هست یه مدتی...مثلا دو سه ماهی از هم کاملا فاصله بگیرید؟... بدون هیچ تماسی و ارتباطی با هم. حتی اس ام اسی؟....در این مدت یه مسافرت بری و یکم تفریح کنی و به ذهنت استراحت بدی و بتونه بازتر بشه؟

  4. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 آبان 94 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1392-7-10
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    2,069
    سطح
    27
    Points: 2,069, Level: 27
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 51 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مدیر گرامی ممنون از وقتی که گذاشتین ولی عمده مشکلم پدرمه چون اکثر این مشکل واکثر فشار واسه قبول این فرد از سمت پدرم بود.البته سعی کردم بشینم منطقی باهاش حرف بزنم ولی اون مرغش یه پا داره وفقط منطق خودشو قبول میکنه نه هیچ کس دیگه ومیگه تو درستش کن !!!.پدرم فقط نگرانیش مجرد موندن منه همین
    اینکه من اول گفتم میخام کمک کنم به تغییرش چون نمیخاستم بدون تلاش تسلیم بشم (گفتم حالا که شرایط من اینه پس بهتره سعی در حلش بکنم)واینکه خودشم گفت که میخاد تغییر کنه ولی علی رغم تمااام تلاشای من به این نتیجه رسیدم نمیشه یا نمیخاد هی میگفت تو بمن وقت نمیدی ووقت دادن مکرر بهش ونتیجه نگرفتن منو باین فکر انداخت که چرا باید خودمو به پای این ادم تباه کنم.



    سلام poohعزیز .بله دقیقا این چیزیه که هست ذهنم بشدت درگیرو خستس دیگه نای فکر کردن به این موضوع رو ندارم .بدترین جای
    قضیه اینه که همفکرو حامی ای ندارم خانواده معتقدن که سخت نگیر یواش یواش حل میشه واکثر ازدواجا اینطورن وتو داری سخت
    میگیری.یعنی خودم به تنهایی باید تصمیم بگیرم همش حسرت اینو دارم که کاش خانواده یکم بدون قضاوت به حرفام گوش بدن واستدلالای منو بشنون شاید تویه همفکری منم به این نتیجه برسونن که این بهترین راهه واز این فرسایش فکری نجاتم بدن ولی اینطور نیست
    این پیشنهادتون خوبه گاهی به ذهن خودمم میرسه وافسوس که قابل اجرا نیست واز نظر خانواده ها این لوس بازی ای بیش نیست!!

    - - - Updated - - -

    اون مشاور میگفت انگار بااین شرایطی که توداری باید بین بدو بدتر بدو انتخاب کنی .اما الان من دیگه نمیدونم بد چیه وبدتر کدومه

  5. #25
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 دی 00 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1386-11-26
    محل سکونت
    تهران بزرگ
    نوشته ها
    1,452
    امتیاز
    50,483
    سطح
    100
    Points: 50,483, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکرها
    2,842

    تشکرشده 3,286 در 817 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط lord.hamed نمایش پست ها


    بیشتر به نظر می آید شما هنوز آمادگی ازدواج ندارید ! چون هنوز نمی دانید می خواهید با چه کسی و چه معیارهایی ازدواج کنید ...

    بهتر است صبر داشته باشید ...........

    اینطور بهتر است
    اگه خوب تا کردی ، نشد ؛

    مچاله اش کن !

  6. #26
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 آبان 94 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1392-7-10
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    2,069
    سطح
    27
    Points: 2,069, Level: 27
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 51 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببخشید من متوجه نشدم شما میگین مشکل از خودمه ومن نباید هیچ کاری بکنم وفقط صبر بکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    درسته؟؟؟

  7. #27
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    برای چی استراحت دادن به ذهن خودت لوس بازیه؟
    من فکر میکنم باید بذاری یکم ذهنت هوا بخوره و استراحت کنه و یه مدت به این قضیه فکر نکنی . این استراحت به نظرم خیلی برات لازمه تا بفهمی اصلا دقیقا چی میخوای. من حس میکنم قاتی کرده ای و حتی خودت و خواسته هات رو هم گم کرده ای. به خاطر همین باید یکم استراحت کنی و فاصله بگیری و وقتی دوباره به خودت مسلط شدی و خودتو پیدا کردی بعد دوباره یه نگاه واقعی و ملاکمند به این قضیه بکنی.

    به نظرم بهتره در اولین فرصت این شرایط استراحت و فاصله گرفتن رو برای خودت فراهم کنی.

  8. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    khaleghezey (یکشنبه 08 دی 92)

  9. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 آبان 94 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1392-7-10
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    2,069
    سطح
    27
    Points: 2,069, Level: 27
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 51 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرسی از توجهت.سعیمو میکنم هر چند فک نکنم بشه

  10. #29
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 آبان 94 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1392-7-10
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    2,069
    سطح
    27
    Points: 2,069, Level: 27
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 51 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان شما هیچ کدوم تا حالا تجربه ای مشابه نداشتین؟؟؟
    خودتون یا اطرافیانتون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟

  11. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 آبان 94 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1392-7-10
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    2,069
    سطح
    27
    Points: 2,069, Level: 27
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 51 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    حالا اینهمه باهمم لازم نبود جواب سوالمو بدین

    - - - Updated - - -

    در هر صورت از بعد از اومدن پدرش به این قضیه اوضاع وحشتناک شده ویسری اتفاقات افتاد که حالا بیشتر شناخت پیدا کردم هم نسبت به خودش هم خانوادش ودیگه مطمئنم که نمیخام به این نامزدی مسخره ادامه بدم وبا این ادم زندگی کنم. واین مسئله رو به خانواده بویژه بابام گفتم وبابام طبق معمول گفت تقصیر توئه وفکر میکنی کی هستی وخیلی خوبی ومن نمیذارم ابرومو ببری .ومنم نمیخام یه عمر این ادمو تحمل کنم وزجر بکشم وحالا فقط به یه چیز فکر میکنم :خودکشی .فقط باید جراتشو پیدا کنم که فک نکنم زیاد طول بکشه که پیدا کنم
    مرسی که این چن وقت کمک کردین

    - - - Updated - - -

    تمام ارزوی تمام دوران زندگیم این بود که کاش یه خواهر داشتم(گفتم بگم که ارزو بدل نمیرم!!!)


 
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دارم دیونه میشم
    توسط یه پسر در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 13 خرداد 97, 16:20
  2. ازدواج با یه اقای یونانی
    توسط آرته در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: چهارشنبه 17 اسفند 90, 15:58
  3. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 اسفند 90, 23:36
  4. مشکل انتظارات من و انتظارات شوهرم (لطفاً، آقایون کمک کنند)
    توسط حق طلب در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 دی 90, 16:20
  5. نحوه برخورد صحیح با آقایون
    توسط سرافراز در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 07 دی 90, 17:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.