سلام دوستان
اتفاقي خواستم منم جايي درد دلم بزارم كه به اين تاپيك برخوردم

من ازدواح كردم ولي مشكل شما رو دارم
نسبت به خانمم هيچ عشقي ندارم
فقط به حسب مدتي كه با هم بوديم برام مهمه و دوست ندارم ناراحت باشه يك جورايي مثل عضوي از خانواده

ارتباط ما اصلا عاشقانه نيست
راستش ازدواح ما كاملا اتفاقي و سنتي بوده
قبلش كسي ديگه رو دوست داشتم كه به خاطر اينكه فكر مي كردم شرايطم نسبت به اون خوب نيست خودمو در حدش نديدم
غاقل از اينكه اونم دوستم داشت

هر بار كنار خانمم مي نشتيم همش با خودم مي گم چي مي شد كنار كسي بودم كه عاشقش بودم
با وجود اينكه آدم عصبي هستم هميشه سعي مي كنم كسي رو آزار ندم
بيشتر توي خودم هستم
واقعا از زندگي لذت نمي برم
هميشه از خدا گله دارم
نمي دونم چي مي شه آخرش چي مي شه نمي دونم به خدا
با وجود اينكه 3 ساله عقد داشتيم و 3 ساله خونه خودم هنوزم بچه دوست ندارم داشته باشم
خدا خودش راهي واسم بزاره
نمي دونم به خدا موندم