به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 26
  1. #11
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 دی 92 [ 15:22]
    تاریخ عضویت
    1392-9-29
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    50
    سطح
    1
    Points: 50, Level: 1
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    16

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اما ضرر شما به قول خودتون 60 میلیون پول هست یا دو سال دیرتر ازدواج کردن یا رفتن به یه شهر دیگه یا ... اینها با ضرر اول قابل مقایسه نیست
    از پول نمی تونم بگذرم ومی دونم چقدر پول درآوردن توی این دوره زمونه برای شروع یک زندگی سخته .
    دیگه هم زن می خوام و حوصله ی دوست دختر رو ندارم و تنهایی رو هم نمی خوام بیشتر تحمل کنم .
    دوستم ندارم که خانوادم طردم کنند و ازم حمایت نکنند و منو تنها بذارند و حمایتشون برام مهمه .

    مساله دوستی شما با یک دختر که گفتید چند باری بیرون رفتید و رابطه عمیق نبوده، عامل مهمی در ازدواج با یک دختر نجیب و ... نیست
    البته تعدادشون بیشتر از یکی بوده و زیادم با دخترا بیرون رفتم . من با سه تا دختر بیشتر از یک سال دوست بودم و اگه دختر هایی که باشون چند ماه رفیق بودم رو هم بخواهید حساب کنید که تعدادشون بیشتر می شه . اما رابطه هام فقط در حد بیرون رفتن بوده . با هر کدومشون که به هم می زدم می خواستم دیگه نرم سراغ این کارا ولی بعد از یک مدت دوباره با یکی رفیق می شدم .
    اگه یک دختری ازم بپرسه با چند تا دختر رفیق بودم چی بگم . دختری هم حاضر می شه گذشته ی منو قبول کنه که خودش هم یک گذشته ای داشته باشه .

    شاید اشتباه کردم که اسم کاربری ام رو انسانیت گذاشتم چون انگار فاقدش هستم .


    مهم بخش اعتقادات شماست که تاثیر زیادی روی زندگیتون گذاشته و این را تاپیکها و بحث های شما خوب نشون می ده.
    باید برای این قسمت یک فکر اساسی بکنید. هیچ دختری دوست نداره با این همه سرگردانی و آشفتگی زندگی کنه.
    قبلا هم این حرف رو به من زدید . خب می گید چکار کنم


    به این رویه ای که پیش گرفتی میگن یه بام ودو هواداشتن واصلا با"انسانیت"جور درنمیاد. اگه عقایدشخصی خودت رو واقعا باور داری پس حتما هزینه ش رو قبول میکنی
    من عقایدم برای انقدر اهمیت نداره که بخوام براش هزینه ای بدم . شاید یک موقعی برای عقایدم خیلی ارزشمند بود ولی الان اصلا موضوع مهمی توی زندگیم نیست .


    داماد ما چنین کاری رو که شما کردید روانجام داد نتیجه ش این شد که ۵ماه بعد عقدش وقتی مطمئن شدم عقایدش چیه و روشون جدی هست ازخونه انداختمش بیرون.چون پنهانکاری کردو شب خواستگاری نگفته بود...
    خب من هیچ وقت کاری نمی کنم که برادر خانومم عقایدم رو بفهمه . چه برسه به اینکه بخوام رو عقایدم پافشاری کنم


    درمورد دوس دختر داشتن هم اگه درحال حاضراعتقاد به روابط آزاد دارید بحثش جداست اما اگه واقعا وقلبا عقیده به روابط آزاد ندارید میتونید دختر رو درصورت سوال پرسیدن قانع کنید.

    نه من روابط آزاد رو اصلا قبول ندارم و اصلا برای همین هم بود که با هر دختری که رفیق می شدم بعد از یک مدت بی خیالش می شدم .

    - - - Updated - - -

    به این رویه ای که پیش گرفتی میگن یه بام ودو هواداشتن واصلا با"انسانیت"جور درنمیاد. اگه عقایدشخصی خودت رو واقعا باور داری پس حتما هزینه ش رو قبول میکنی
    شاید اگه یک اشتاهی کرده بودم قبول می کردم تاوانش رو بدم ولی آخه من چکار کردم که بخوام این همه تاوان بدم

    - - - Updated - - -

    الآن فرجه ی قبل از امتحانات ترم هست . برای همین هم فکر کنم دوباره رفتم توی فکر . از فردا می خوام بی خیاله اینجا بشم تا بعد از امتحانات .

    البته به این نتیجه رسیدم که خیلی هم انسان با وجدانی نیستم . اصلا اگه دوباره هم بیام نمی دونم بیام اینجا چی بگم . کاش می تونستم بهتر زندگی کنم .

  2. کاربر روبرو از پست مفید انسانیت تشکرکرده است .

    شیدا. (شنبه 30 آذر 92)

  3. #12
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    منظورمن ازهزینه؛تیپ زندگی متناسب با اون عقایدهست،باخونواده ای که مث شما فکرکنند ازدواج کنید یا ازقیدازدواج با این خانواده بگذریداین میشه هزینه،وآخرسرشمابخودت افتخارمیکنی که به خاطر عقیدت بوده،اما اگه اون عقایدارزشمند نیستن خب ازقیدشون بگذروخودتو راحت کن این چه عذابیه داری به خودت میدی،چون علاوه براصول اخلاقی،اصول مشاوره ومنطق هم میگه چنین ازدواجی موفق نخواهد بود وآخرسر هزینه ای که دوخانواده میدن بیشترازسودیه که بدست میاری،..ببخشیداین حرفو میزنم ولی پنهانکاری این شکلی میشه نفاق.اونوقت حاضری یه شخصیت توخالی داشته باشی اما عوضش به یه منافعی برسی؟مطمئنا انعکاس روانی دوچهره بودن قطعیه.تازه شایدبه منافع موردنظرت برسی شاید نرسی.باورکن این شرایط رو در دیگران دیدم که باچه نیتهایی ازدواج کردن وبه چه نتایج بدی رسیدن والان راهرو دادگاه هاهستن.

    - - - Updated - - -

    من بهت پیشنهادمیکنم.اگه دنبال اون پول هستی،خانوادت رو راضی کن درجهت اشتغال وکارجدیدی اونو بهت بدهند سرمایه گزاری کنی.اینجوری نه به خانواده خودت دروغ گفتی،نه عذاب وجدان داری،نه بازندگی خودت وکسی بازی میکنی،
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  4. 3 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    toojih (یکشنبه 01 دی 92), انسانیت (شنبه 30 آذر 92), شیدا. (شنبه 30 آذر 92)

  5. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام آقای انسانیت.
    دوستان به نکات خیلی خوبی اشاره کردند!من هم تا حد زیادی موافقم.این خیلی مهمه که عقاید و شخصیت طرفین به هم نزدیک باشه.اما برای اینکه بتونید دقیق تر راهنمایی بگیرید؛لطفا به سوالات زیر هم پاسخ بدین:
    1)سن شما چقدر است ؟
    2)در چند سالگی دوست دختر داشتین و الان چندوقت هست که از این موضوع دور بودین؟
    3)گویا خانواده شما مذهبی هستند.شما چقدر با خانوادتون متفاوت هستین؟
    4)اعضای دیگر خانوادتون از نظر مذهبی چه طوری هستند؟آیا خواهر و برادراتون ازدواج کردند؟از این نظر مذهبی چه طوری؟ آیا خانوادتون حتما می خواهند که با دختر مذهبی ازدواج کنید؟
    5)ملاک های اصلی شما برای انتخاب همسر چیست؟
    6)آیا الان دارید جلسات خواستگاری را طی می کنید؟چند جلسه گذشته؟
    در کل به نظر من شما انسان باوجدانی هستید که الان با این مساله درگیری پیدا کردید.ای کاش شما که این قدر به نجابت اهمیت می دهید؛یک تصمیم جدی بگیرید و کمی در مورد اعتقاداتتون تحقیق کنید.و به یک نتیجه برسید.صرف نظر از اینکه به چه نتیجه ای می رسید ؛این خیلی مهم هست که آدم تکلیفش با خودش روشن باشه!
    این طور آرامش بیشتری در زندگی خواهید داشت.
    موفق و پیروز باشید!

  6. کاربر روبرو از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده است .

    انسانیت (شنبه 30 آذر 92)

  7. #14
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 دی 92 [ 15:22]
    تاریخ عضویت
    1392-9-29
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    50
    سطح
    1
    Points: 50, Level: 1
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    16

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ،اما اگه اون عقایدارزشمند نیستن خب ازقیدشون بگذروخودتو راحت کن این چه عذابیه داری به خودت میدی،چون علاوه براصول اخلاقی،اصول مشاوره ومنطق هم میگه چنین ازدواجی موفق نخواهد بود وآخرسر هزینه ای که دوخانواده میدن بیشترازسودیه که بدست میاری،..
    عقاید من به خاطر موضاعاتی هست که بهتر بود نمی فهمیدم . ماست وقتی سفیده نمی تونم بگم سیاهه

    ببخشیداین حرفو میزنم ولی پنهانکاری این شکلی میشه نفاق.اونوقت حاضری یه شخصیت توخالی داشته باشی اما عوضش به یه منافعی برسی؟مطمئنا انعکاس روانی دوچهره بودن قطعیه.تازه شایدبه منافع موردنظرت برسی شاید نرسی.باورکن این شرایط رو در دیگران دیدم که باچه نیتهایی ازدواج کردن وبه چه نتایج بدی رسیدن والان راهرو دادگاه هاهستن.
    من خیلی جاها محبورم در مورد عقایدم دروغ بگم . حالا به یکی دیگه هم دروغ بگم اتفاقی نمی یفته

    من بهت پیشنهادمیکنم.اگه دنبال اون پول هستی،خانوادت رو راضی کن درجهت اشتغال وکارجدیدی اونو بهت بدهند سرمایه گزاری کنی.اینجوری نه به خانواده خودت دروغ گفتی،نه عذاب وجدان داری،نه بازندگی خودت وکسی بازی میکنی،
    برادر من مامان و بابام بچه نیستند که گولشون بزنم ........


    .تازه شایدبه منافع موردنظرت برسی شاید نرسی.باورکن این شرایط رو در دیگران دیدم که باچه نیتهایی ازدواج کردن وبه چه نتایج بدی رسیدن والان راهرو دادگاه هاهستن.

    خیلی تا الآن به ازدواج فکر کردم . شاید فقط سه سال و خورده ای هست که اینجا دارم در موردش حرف می زنم . آمار طلاق که الآن خیلی بالاست . در شهر های بزرگ که 30 یا 40 درصد هست و حالا اگه من زن بگیرم کارمون بخه طلاق هم برسه دختره چیزی رو از دست نمی ده . به نظرم برای من هم تجربه ی خوبی هست و حالا اگه کار به طلاق هم برسه خیلی چیزی رو از دست نمی دهم . خودم احتمال زیادی می دم که در ازدواج اولم کارم به طلاق برسه اما بازم امیدم رو از دست نمی دم .

    همین که یکبار با یک دختر نجیب و سالم بتونم ازدواج کنم و حتی اگه کارمون به طلاق هم بکشه بهتر از اینه که بخوام تنها زندگی کنه

    - - - Updated - - -

    1)سن شما چقدر است ؟
    24

    2)در چند سالگی دوست دختر داشتین و الان چندوقت هست که از این موضوع دور بودین؟
    18 .از حدود یکسال پیش که دوست دخترم ازدواج کرد



    3)گویا خانواده شما مذهبی هستند.شما چقدر با خانوادتون متفاوت هستین؟
    خانوادم خیلی مذهبی هستند و من اصلا مذهبی نیستم



    4)اعضای دیگر خانوادتون از نظر مذهبی چه طوری هستند؟آیا خواهر و برادراتون ازدواج کردند؟از این نظر مذهبی چه طوری؟ آیا خانوادتون حتما می خواهند که با دختر مذهبی ازدواج کنید؟
    فقط یک داداش دارم . اون نه مذهبی هست نه غیر مذهبی . بله گفتند که اگه می خوام از یک خانواده ی غیر مذهبی زن بگیرم اصلا بی خیالم می شوند و برام خواستگاری نمی روند و حتی عروسی من هم نمی آیند .



    5)ملاک های اصلی شما برای انتخاب همسر چیست؟
    نجابت بعدش خانواده ی خوب بعد زیبایی



    6)آیا الان دارید جلسات خواستگاری را طی می کنید؟چند جلسه گذشته؟
    مادرم رفته تا الآن سه بار که برای سال پیش بود که بعدش خودم بی خیال ازدواج شدم . اما تا الآن از کسی خوشش نیومده که در جلسه ی بعدش من برم
    مادرم گفته که ترم یک ارشدم که تموم بشه دوباره میخواد برام بره خواستگاری .

  8. #15
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط انسانیت نمایش پست ها
    من خیلی جاها محبورم در مورد عقایدم دروغ بگم . حالا به یکی دیگه هم دروغ بگم اتفاقی نمی یفته
    گذشته از این که دروغ گفتن به طور کلی خوب نیست، اما خیلی فرق می کنه که شما به کی و در چه موردی دروغ بگید.
    این "یکی دیگه" با همه کسانی که بهشون در مورد عقایدتون دروغ گفتید فرق می کنه.
    من اگر از شما بپرسم به خدا اعتقاد دارید یا نه و شما به من دروغ بگید، خیلی اتفاق مهمی نمی افته. در زندگی من یا شما تاثیر خاصی نداره. در روابط من و شما اثری نداره. چون سطح و نوع رابطه طوری است که اصلا مهم نیست.
    اما نمی شه گفت چون شما می تونید به من دروغ بگید و اتفاقی نیفتاده، پس به همسرتون هم می تونید.
    این استدلالتون درست نیست.

    نقل قول نوشته اصلی توسط انسانیت نمایش پست ها
    خیلی تا الآن به ازدواج فکر کردم . شاید فقط سه سال و خورده ای هست که اینجا دارم در موردش حرف می زنم . آمار طلاق که الآن خیلی بالاست . در شهر های بزرگ که 30 یا 40 درصد هست و حالا اگه من زن بگیرم کارمون بخه طلاق هم برسه دختره چیزی رو از دست نمی ده . به نظرم برای من هم تجربه ی خوبی هست و حالا اگه کار به طلاق هم برسه خیلی چیزی رو از دست نمی دهم . خودم احتمال زیادی می دم که در ازدواج اولم کارم به طلاق برسه اما بازم امیدم رو از دست نمی دم .

    همین که یکبار با یک دختر نجیب و سالم بتونم ازدواج کنم و حتی اگه کارمون به طلاق هم بکشه بهتر از اینه که بخوام تنها زندگی کنه
    وای خدای من !
    این یکی هم اصلا استدلال خوبی نیست. یعنی چی که آمار طلاق بالاست و حالا من هم فکر کنم ازدواج اولم به طلاق برسه و اقلا با یکی یه مدت زندگی کردم و ....

    طلاق همچین هم بی هزینه نیست. هم از نظر مادی برای شما کلی هزینه خواهد داشت ( دادگاه و وکیل و مهریه و ... ) هم از نظر روانی.
    به همین سادگی نیست که شما ازدواج کنی و فرداش هم بگی خداحافظ.
    تازه ازدواج بعدی سخت تر می شه. این جدایی می شه یک فاکتور مورد بررسی در خواستگاریهای ازدواج دوم.

    ببین انسانیت عزیز، همین که سه ساله درگیر این مسائلی به نوعی سرگردونی و آشفتگی ای هست که گفتم.
    یک کمی آرومتر از قبل به نظر می رسی. نمی دونم دپرسی، افسرده ای، درگیر امتحاناتی؟ یا شایدم واقعا کمی بهتر شدی.

    چرا با یک مشاور خوب صحبت نمی کنی و سعی نمی کنی مشکلت را حل کنی؟
    اگر اعتقاداتت برات مهم نیست، پس چه اعتقادیه؟ فقط مایه ی دردسر؟

    همونطور که نشستی کتاب خوندی و مطالعه کردی تا رسیدی به این نقطه،
    حالا که می بینی نقطه خیلی جدی ای برات نیست و اونقدرها هم که فکر می کردی برات مهم نیست،
    چرا مطالعه نمی کنی تا راه درست را پیدا کنی؟
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  9. 4 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    ammin (یکشنبه 01 دی 92), مدیرهمدردی (یکشنبه 01 دی 92), مصباح الهدی (یکشنبه 01 دی 92), انسانیت (یکشنبه 01 دی 92)

  10. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 خرداد 94 [ 15:09]
    تاریخ عضویت
    1392-5-05
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,138
    سطح
    27
    Points: 2,138, Level: 27
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    145

    تشکرشده 307 در 119 پست

    Rep Power
    28
    Array
    بر عکس خیلی ها که احساسی میگن به فکر دیگران باشید من پیشنهاد میدم در قضیه ازدواج خودخواه باشید
    دنبال بهترین باشید برای خودتان حتی اگه بدترین گذشته رو داشتید. گذشته اشتباه دلیل نمیشه اینده رو هم اشتباه کنید
    کسی رو انتخاب کنید که نه فردا نه دو سال دیگه و نه ده سال دیگه و نه صد سال دیگه پیش خودتون فکر نکنید اشتباه کردید
    البته پشیمون نشدن در صد سال دیگه مهمتره از پشیمون نشدن در فردا روزه
    مشکل شما اینه که شما صلاح خودتون و ایندتون رو در گرو دروغ میدونید
    النجات فی صدق(حضرت علی (ع) )
    دروغ رو نمیشه تا ابد ادامه داد یجا کم میاری
    من خودم تو جلسات خواستگاری فقط و فقط به خاطر خودم یسری از خصلت های بدمو میگفتم چون میگفتم بعدا رو میشه
    البته هر راست را نشاید گفت اگه طرف نپرسه مگه ادم مریضه بگه . اگه براش مهم باشه میپرسه
    بعدش فکر میکنی اون دختری که با عقاید شما جور در نمیاد میتونه همدم خوبی برای شما باشه بعد پول بدون همدم خوب رو میخوای چیکار کنی ؟
    بنظر میرسه نیاز شما به پول تمام نیازهای دیگه تو تحت تاثیر قرار داده و داری نادیده میگیریشون و امان از اون روزی که این نیازتون براورده بشه و نیازهای دیگتون رو بشه و دیگه اونا رو نتونید ارضا کنید اونوقت حاضرید هرچی پول دارید بدید تا به اونا برسید
    شما اولش بشین با خودت رک و راست صحبت کن ببین از زندگی چی میخوای اگه خواستی به ما هم بگو

  11. 3 کاربر از پست مفید Naashena تشکرکرده اند .

    ammin (یکشنبه 01 دی 92), انسانیت (یکشنبه 01 دی 92), برسرک (یکشنبه 01 دی 92)

  12. #17
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    گذشته از این که دروغ گفتن به طور کلی خوب نیست، اما خیلی فرق می کنه که شما به کی و در چه موردی دروغ بگید.
    این "یکی دیگه" با همه کسانی که بهشون در مورد عقایدتون دروغ گفتید فرق می کنه.
    من اگر از شما بپرسم به خدا اعتقاد دارید یا نه و شما به من دروغ بگید، خیلی اتفاق مهمی نمی افته. در زندگی من یا شما تاثیر خاصی نداره. در روابط من و شما اثری نداره. چون سطح و نوع رابطه طوری است که اصلا مهم نیست.
    اما نمی شه گفت چون شما می تونید به من دروغ بگید و اتفاقی نیفتاده، پس به همسرتون هم می تونید.
    این استدلالتون درست نیست.



    وای خدای من !
    این یکی هم اصلا استدلال خوبی نیست. یعنی چی که آمار طلاق بالاست و حالا من هم فکر کنم ازدواج اولم به طلاق برسه و اقلا با یکی یه مدت زندگی کردم و ....

    طلاق همچین هم بی هزینه نیست. هم از نظر مادی برای شما کلی هزینه خواهد داشت ( دادگاه و وکیل و مهریه و ... ) هم از نظر روانی.
    به همین سادگی نیست که شما ازدواج کنی و فرداش هم بگی خداحافظ.
    تازه ازدواج بعدی سخت تر می شه. این جدایی می شه یک فاکتور مورد بررسی در خواستگاریهای ازدواج دوم.

    ببین انسانیت عزیز، همین که سه ساله درگیر این مسائلی به نوعی سرگردونی و آشفتگی ای هست که گفتم.
    یک کمی آرومتر از قبل به نظر می رسی. نمی دونم دپرسی، افسرده ای، درگیر امتحاناتی؟ یا شایدم واقعا کمی بهتر شدی.

    چرا با یک مشاور خوب صحبت نمی کنی و سعی نمی کنی مشکلت را حل کنی؟
    اگر اعتقاداتت برات مهم نیست، پس چه اعتقادیه؟ فقط مایه ی دردسر؟

    همونطور که نشستی کتاب خوندی و مطالعه کردی تا رسیدی به این نقطه،
    حالا که می بینی نقطه خیلی جدی ای برات نیست و اونقدرها هم که فکر می کردی برات مهم نیست،
    چرا مطالعه نمی کنی تا راه درست را پیدا کنی؟
    خانم شیدا خیلی خوب وسنجنیده جواب دواستدلال رو داد.توی آخرین جدولی که من دیدم ،آسیب شناسی استاندارد جهانی،طلاق ازبین ۳۰موردمهم آسیب روانی که انسانها روآزارمیده، رتبه اول تاسوم روبسته به نوع فرهنگها داره.
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  13. 3 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    مصباح الهدی (یکشنبه 01 دی 92), انسانیت (یکشنبه 01 دی 92), شیدا. (دوشنبه 02 دی 92)

  14. #18
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 دی 92 [ 15:22]
    تاریخ عضویت
    1392-9-29
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    50
    سطح
    1
    Points: 50, Level: 1
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    16

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببین انسانیت عزیز، همین که سه ساله درگیر این مسائلی به نوعی سرگردونی و آشفتگی ای هست که گفتم.
    یک کمی آرومتر از قبل به نظر می رسی. نمی دونم دپرسی، افسرده ای، درگیر امتحاناتی؟ یا شایدم واقعا کمی بهتر شدی.
    نه افسرده که نیستم . البته فکر به این موضوع داره منو افسرده می کنه . چون هر مسیری رو که انتخاب کنم برام خیلی سخته . می دونم راهی که می خوام انتخاب کنم اشتباهه اما تحمل زاه درست رو ندارم .
    می دنم که توی بلند مدت شاید مشکلات زیادی برام بیاد ولی من مثل آدم نعشه ای می مونم که الان فقط به تنها چیزی که فکر می کنه مواده . اصلا به چیزی که فکر نمی کنم اینه که امشب می خوام کجا بساطم رو پهن کنم و بگیرم بخوابم
    کاش می شد اصلا توی این دو راهی قرار نمیگرفتم .

    اگر اعتقاداتت برات مهم نیست، پس چه اعتقادیه؟ فقط مایه ی دردسر؟
    بله فقط مایه ی دردسر هست . من نوجوان که بودم می خواستم یک آدم خیلی مذهبی باشم و برای همین خواستم برم دنبال حقیقت مطلق اما وضعم این شد . البته هنوزم آدم های مذهبی با هر دین و مسلکی برام خیلی قابل احترام هستند .

    فعلا تا چند ماهی سرم خیلی شلوغه . فکر به این موضوع منو تو فکر می بره . شاید دوباره برگردم . نمی دونم !

  15. کاربر روبرو از پست مفید انسانیت تشکرکرده است .

    شیدا. (دوشنبه 02 دی 92)

  16. #19
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    انسانیت عزیز.اینکه کسی نظرش عوض بشه دست خودشه،چون درنهایت به یه باورقلبی تبدیل میشه.واونم دست خود شخص هست..اما خیلی ازکسانی که دین گریزهستند درون نهادخودشون یه فرد به شدت مذهبی رو پرورش میدن که ازتوان پیامبرهم خارج هست. این باعث میشه ازاون سیمای دینی ایی که فکرمیکنند بایدباشن،گریزان میشن.اگه من هم چنین تعریف و دیدگاهی از دین داشتم حتما فراری میشدم..امیدوارم راه لطیف روپیداکنی
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  17. 2 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    انسانیت (دوشنبه 02 دی 92), شیدا. (دوشنبه 02 دی 92)

  18. #20
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 دی 92 [ 15:22]
    تاریخ عضویت
    1392-9-29
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    50
    سطح
    1
    Points: 50, Level: 1
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    16

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ا
    گه بخوام دنبال منافع خودم برم باید وقتی می رم خواسگاری در مورد خودم و گذشتم جایی که می رم خواستگاری دروغ بگم .باید نگم که عقایدم درست و حسابی نیست و در گذشتم دوست دختر داشتم . البته عقاید و باور هام انسانی هست و در گذشتم هم اگر دوست دختر داشتم فقط در حد بیرون رفتن بود نه چیز دیگه
    این طوری می تونم با دختری که نجیب باشه و خانواده ای شبیه خودم داشته باشد الان ازدواج کنم . مادرم ۵۰ تا ۶۰ ملیون کمکم می کنه و خانوادم طردم نمی کنند و می تونم رو کمکشون حساب باز کنم .

    اگه بخوام به منافع طرف مقابلم هم فکر کنم
    باید حداقل ۴ یا ۵ ساله دیگه ازدواج کنم . باید یک ازدواج سنتی نداشته باشم و معیار هایی مثله نجابت یا شباهت خانواده یا زیبایی برام خیلی مهم نباشه . خانوادم طردم می کنند و خانوادم هیچ کمکی هم توی زندگیم نمی کنند . باید برم در یک شهر دیگه زندگی کنم . تا اون موقع هم باید نتها زندگی کنم و دوست دختر هم نداشته باشم که برام خیلی سخته .

    بچه ها می شه من هیچ کدوم از این راه ها رو انتخاب نکنم . یعنی اینکه خانوادم بگویند که کجا بریم خواستگاری . ولی بعدش اگه از کسی خوشم اومد در مورد عقایدم بگم .
    البته نمی دونم مجبورم در مورد گذشتم بگم یا نه ؟ شاید اگه در مورد گذشتم هم بگم بهتر باشه تا طرفم بدون بی بند و بار نبودم .

    نمی دوم شاید هم زشته که برم به دختره بگم من قبلا دوست دختر داشتم . اگه نپرسید در مورد گذشتم بگم یا نگم . آخه اگه بعدا بفهمه بدتر می شه

    تازه اگه دختره با عقایدم اولش بگه مشکلی نداره ولی بعد از یک مدت پشیمون بشه چی ؟

    مامانم می گه بیشتر دختر پسرها قبلا یک روابطی داشتند و اصلا مرسوم نیست کسی در این موارد سوال بپرسه یا جواب بده .

    - - - Updated - - -

    باید اگه دختره نپرسید در مورد گذشته و عقایدم هر دوش توضیح بدهم ؟


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.