سلام
گویا شما تاپیک جدیدی باز کردین.
راستش مشکل شما بیشتر به شخصیت خودتون برمی گرده.
1)اینکه خودتون قبلا چقدر به مهمانی ها و تجملات اهمیت می دادین؟
2)بیشتر با چه تیپ آدمایی دوست می شدین؟ مثلا براتون مهم بوده که دوستتون سطح مالی پایینی نداشته باشه یا اهل روستا نباشه؟
3)چقدر منعطف هستین؟چقدر می تونید با آدمای مختلف و فرهنگ های مختلف ارتباط برقرار کنید؟
4)چقدر به نظر اطرافیان در مورد خودتون که مثلا شما در چه وضع فرهنگی هستین اهمیت می دادین.مثلا اگه شما دندان پزشکی قبول می شدین اما مثلا رشته گیاه شناسی را بیشتر دوست داشتین؛آیا به خاطر این علاقه این توانایی را داشتین که بر خلاف نظر بقیه رشته مورد علاقتون برید؟ با اینکه بقیه می گن چرا دندان پزشکی را ول کردی و...(این فقط یک مثاله)
ببینید مثلا آدمایی بودن که این قدر جسارت داشتند که تنها نظر خودشون مهم بوده.مثلا استاد شهریار که سال آخر پزشکی را ول می کنه و میره دنبال ادبیات.
شما ببینید چقدر تو شخصیتتون چنین چیزی هستید.
5)ببینید بعدا براتون افت نداره که پدر بزرگ و مادربزرگ بچتون روستایی باشه؟(برای من که مهم نیست ولی نظر خودتون و درونتون مهمه!)
6)ببینید لهجه براتون مهم نیست؟
7)ببینید چقدر معیار های اخلاقی دارن که این مساله را براتون می پوشونه؟ آیا مادر خوبی برای بچتون میشه؟
آیا دختر نجیبی است؟می تونید بهش مطمئن باشید که بهتون متعهد باشه؟
یکم هم در مورد معیارهای ازدواجتان مطالعه کنید و بالا پایین کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)