سلام.وقتتون بخیر.ببخشید من اصلا حواسم نبود پاسخ سوال هارو بنویسم...عذر تقصیر.
راستش نه.ازمایشی ننوشت یه داروی ارام بخش فقط بهم داد.همین.
پیش دوتا مشاوره هم رفتم.راستش من پزشک رو یه جلسه رفتم. و مشاور هارو هم شاید هر کدوم رو دو سه جلسه.اون دو سه جلسه رو هم فقط فرصت میشد من حرف بزنم.من متاسفانه ادم چونه گرمی هستم...
مشاور اولی بهم گفت سطح اضطرابت بالاست.و اینکه دچار وسواس فکری و خودشیفتگی هستم.
دومی هم همون خانمی بود که میگفتم میگفت حالا اشکال نداره برو تو رابطه بعدی و بعدی و بعدی و بعدی. یادش بخیر... می گفت به نظر من خدایی به غیر از خدای مهر وجود نداره.می گفت خدا برای همین حس محبته. همین مهری هست که ما انسان ها می ورزیم...
ورزش نه... اصلا اهلش نیستم. گاهی فقط با دوستم میرم کوه.که اون هم سرباز شده و الان نیست.کلا دوست کم دارم.به جرات میگم دوست صمیمی اصلا ندارم.اهل بیرون گشتن تو خیابون و این ور و اون ور هم نیستم.قبلا نجوم خیلی فعال بودم .دایم میرفتم این طرف و اون طرف.اخر هفته ها همش شب ها تو کویر رصد بودم.این کویر و اون کویر.طبیعت گردی....الان اصلا نه.نه شرایط زندگیم اجازه میده و نه رغبت و حوصلش رو دارم و نه انگیزش.تنها فعالیت دسته جمعیم گروه کر ارکستر اصفهان بود که اونم حدود دو سه هفته پیش اومدم بیرون.واقعا نمیتونستم.اصلا توانش رو نداشتم.واقعا روحم نمیکشید.نمیتونستم بیشتر تحمل کنم.من تفریحات زندگیم همین دوتا بوده همیشه.بعلاوه نگارگری.اون رو هم الان پنج ساله گذاشتم کنار.فقط زمستون پارسال به عشق همون دختر خانم یه کار رو شروع کردم.میخواستم روز تولدش بهش هدیه بدم...اونم که شوهر کرد رفت...........هوووووووووووووم... هه...نصفه کاره موند. الان عین یه پوست پفک افتاده گوشه اتاقم.دقیقا روبروم.
موسیقی خیلی خیلی گوش میدم.تقریبا که نه.قطعا میتونم بگم اعتیاد.انقدر که شب ها هم که میخوام بخوابم بالای سرم یه کاری رو میگذارم و میشنوم تا بخوابم.همش هم کلاسیکه....بی کلام.اتفاقا من حس میکنم خیلی مشکلات زندگیم به خاطر همین موسیقی هست.خیلی وقته به این نتیجه رسیدم موسیقی ذهن ادم رو خراب میکنه و میپوسونه.موسیقی مثل یه گل زیبا و اما خیلی سمی هست...








. یادش بخیر... می گفت به نظر من خدایی به غیر از خدای مهر وجود نداره.می گفت خدا برای همین حس محبته. همین مهری هست که ما انسان ها می ورزیم...

علاقه مندی ها (Bookmarks)