سلام آقای داریوش، به نظر من نباید به خودت زیاد سخت بگیری. هر طور راحتی و حس خوبی بهت میده همونکار رو انجام بده. اگه ادامه دادن بهت حس بهتری میده و خوشحالترت میکنه حتما همینکارو بکن. فقط تنها چیزی که هست اینه که باید همه احتمالات رو در نظر بگیری. بعد از اونه که میتونی تصمیم بگیری چه راهی حس بهتری بهت میده و حتما همون راه برات بهترینه.
یکی از احتمالات اینه که ممکنه از همدیگه خیلی خوشتون بیاد و مناسب همدیگه هم باشین و ان شاء الله 6-7 سال دیگه ازدواج کنین و یک عمر کنار همدیگه عاشقانه زندگی کنین. هر چند این وضعیت بیشتر توی داستانها تا الان اتفاق افتاده و خیلی احتمالش کمه ولی بهرحال احتمالش هست. من خودم بر اساس چیزهایی که دیدم احتمالش شاید از هر 10 مورد یکی باشه.
احتمال دیگه و قویتر اینه که این رابطه به ازدواج ختم نشه. اگه اینطور باشه شما راهی رو شروع کردی که ضربه بزرگی به خودت و آینده اون دختر میزنی. این شکست میتونه تا آخر عمر اثرش رو روی زندگی او بجا بزاره و کلن مسیر زندگیش رو عوض کنه. کم نیستن موردهایی که اینطوری شده و بعد از سالها هنوز که هنوزه ضربه ای که از یک شکست عشقی در سنهای پایین خوردند سایه اش داره روی زندگیشون سنگینی میکنه و زندگی شاد و راحتی که حق هر آدمی هست رو و میتونستن توی شرایط عادی داشته باشند برای همیشه از دست میدن. یه جورایی مثل زجرکش کردن یک آدم هست.
من جای تو نیستم و از سن و سالی که احساساتم خیلی قوی باشه هم فاصله گرفتم ولی اگه برمیگشتم به سن و سال تو به خاطر دختری که دوستش دارم حتی اگه الان کمی اذیت بشه و خودم هم اذیت بشم ازش میگذشتم براش توضیح میدادم و این ریسک رو با آینده و زندگیش نمیکردم. یعنی الان که فکر میکنم اینراه حس بهتری بهم میداد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)