نقل قول نوشته اصلی توسط mahtaaab نمایش پست ها
سلام طنین عزیز .
همه ی ما یه سری توانمندی هایی داریم در کنارش یه مشکلاتی هم هست که یه بخشی از اون دست ما نبوده و از بچگی همراهمون شده و علتش و چراش جای خود داره، درباره خودت فک کن ببین چرا اینطوری شد ! مثلا تو جمع خانوادگی هم اینطوری هستی یا نه.
ما با توجه به توانمندی هامون میتونیم مشکلاتمون رو حل کنیم، به نظر من شما هم دختر توانمندی هستی چون این ویژگی باعث شده این توانمندی بروز زیادی پیدا نکنه واسه همین میخوای این مسئله رو حل کنی.
اول اینکه سعی کن برداشت های دیگران از خودت رو حذف کنی، چه کار داری که دیگران چه قضاوتی دارن، برو هرجور دوس داری خریدت رو انجام بده، اصلا یه تمرین میگم و انجام بده، برو مغازه و اجناس رو ببین ولی لزومی نداره بخری و اگه خوشت نیومد تشکر کن و بیا بیرون ( یه بنده خدایی بود میرفت کلاس جلوگیری از استرس استادش گفته بود برو مغازه بگو فلان چیزو بیارن بعد بگو پول ندارم یا الکی برو یه جایی بگو فلشم گم شده و ندیدید )
مگه ما قراره چه قدر عمر کنیم، هفتاد؟ هشتاد؟ نود؟ این عمر کوتاه رو واسه خودمون زندگی کنیم، اینقد به بقیه کولی ندیم ! اینا همه به یکسال اول زندگی برمیگرده، ولی میتونی با تمرین حلش کنی.
یا مثلا تو جمع دوستان یا خرید سعی نکن پنهان کنی این خجالت رو، حتی میتونی اعتراف کنی. تمرین از جمع های دوستانه و خانوادگی شروع کن.
مثلا اگه استاد درس میپرسه و میگه داوطلبی، داوطلب شو، حالا مثلا یاد نداشته باشی، مگه چه عیبی داره، نذار ترس از قضاوت دیگران مانع بروز توانایی هات بشه. باور برای بقیه هم این قد که خودت فک میکنی مهم نیست، یعنی اصلا نیست.

موفق باشی
سلام مهتاب عزیز
همونطور که اشاره کردید این مشکل من باعث شده بقیه توانایی هام به چشم نیاد.و معمولا نمیتونم تو جمع های غریبه خودم رو اونطوری که هستم نشون بدم و شاید کسی در نگاه اول به نظرش بیاد که اطلاعات عمومی و دانشم خیلی کمه.یه بخش این مشکلم میدونم که ارثی هست .چون اکثر اعضای خونوادم اینطورن و من نمیخام اینطور باشم چون اذیت میشم.
نکته دیگه اینکه وقتی میرم تو مغازه ای و طرف چنتا جنسو میاره احساس عذاب وحدان دارم و حس میکنم وظیفمه که حتما یکیشو بخرم و فروشنده به زحمت افتاده!!خودمم خیلی بعدش اعصابم خورد میشه ازین اخلاقم.اتافاقا یه بار رفتم تو داروخونه و یه دارووی میخاستم بخرم.فروشنده گفت دو نوعشو داریم یکیش گرونتره و فلانه من گفتم همونو بیارید.بعد که آورد دست کردم تو جیبم دیدم نصف اون پولم همرام نیس.اون لحظه دلم میخاس زمین دهن باز کنه منو قورت بده .با کلی شرمندگی به فروشنده گفتم بعدا میام میخرم،از نگاهش حتی احساس ناراحتی میکردم.همین اخلاقا باعث میشه زیاد پرس و جو نکنم و وقتی میرم تو مغازه ای خیلی سریع یچیزی میخرم و بعدش معمولا پشیمون میشم.
و الان نگرانم که بعدا تو زندگی آیندم و حتی انتخاب همسر هم اینجور مشکلی پیش بیاد.مثلا یکی بیاد خاستگاری من با خودم بگم ،یه وقت بد نباشه جواب منفی بدم

.............................................
ممنونم از پاسختون و وقتی که گذاشتین