گل پسر پست خوبی توی تاپیک میشل نذاشتی. منم توی کوزه افتادم اما می بینی که این راهنمایی میشلو لایک کردم. بر اساس نوشته های این تاپیکت همونطوری که خودت می گی این خانم برات همسر نمیشه. پس ناچاری احساسی که بهش داری رو تعدیل کنی و همونطوری که میشل گفت بی خیال ایشون بشی. اولین قدمش هم پذیرشه. پذیرش اینکه این خانم برای همسری شما مناسب نیست.
اگه واقعا اون دوستتون از این خانم خواستگاری کرده و یا خودتون به این خانم گفتین که می خواین همسرتون بشه و رد کردن، و بعد هم اومدن با شما در مورد خواستگاراشون صحبت کردن به این راحتی، یا ایشون فکر کردن که شما بهشون احساس خاصی ندارین. یا خیلی ادم بی ملاحظه و بی رحمی هستن. و یا اینکه ببخشید اینو می گم اما خیلی نفهمن که وجود یه ادم و احساساتشو نادیده گرفتن و هیچ مراعاتی نکردن. مورد دو و سه اگه باشه که ایشون به درد دوستی هم نمی خورن. مورد یک اگه باشه که یعنی اطلاعی از احساسات شما ندارن. یعنی یا دوستتون درست خواستگاری نکرده. یا خودتون نتونستین احساساتتونو برسونین.
با توجه به اینکه توی یه اتاق هستین بعید می دونم نفهمیده باشن شما بهشون احساس علاقمندی دارین. بنابراین می مونه گزینه دو و سه. یعنی هر چه زودتر فکر ایشونو از دهنتون بیرون کنین.
عشق هم ادم به ادم فرق می کنه. یکی تو دو سه ماه می تونه با احساساتش کنار بیاد. یکی ممکنه چندین سال طول بکشه.
اون پستی هم که توی تاپیک میشل گذاشتی به نظر میاد که در واقع می گه شما خودت هم یه مقدار هنوز ناپخته ای و جوون. هنوز ازدواج واست زوده. چون سختته ادما رو درک کنی و سریع میای جواب حاضری می کنی :)
عزیزی. گل پسری. امیدوارم که پستم برات مایه ازار نبوده باشه. چون قصدم کمک به کنار اومدن با احساساتته. موفق باشی عزیز.
- - - Updated - - -
گل پسر پست خوبی توی تاپیک میشل نذاشتی. منم توی کوزه افتادم اما می بینی که این راهنمایی میشلو لایک کردم. بر اساس نوشته های این تاپیکت همونطوری که خودت می گی این خانم برات همسر نمیشه. پس ناچاری احساسی که بهش داری رو تعدیل کنی و همونطوری که میشل گفت بی خیال ایشون بشی. اولین قدمش هم پذیرشه. پذیرش اینکه این خانم برای همسری شما مناسب نیست.
اگه واقعا اون دوستتون از این خانم خواستگاری کرده و یا خودتون به این خانم گفتین که می خواین همسرتون بشه و رد کردن، و بعد هم اومدن با شما در مورد خواستگاراشون صحبت کردن به این راحتی، یا ایشون فکر کردن که شما بهشون احساس خاصی ندارین. یا خیلی ادم بی ملاحظه و بی رحمی هستن. و یا اینکه ببخشید اینو می گم اما خیلی نفهمن که وجود یه ادم و احساساتشو نادیده گرفتن و هیچ مراعاتی نکردن. مورد دو و سه اگه باشه که ایشون به درد دوستی هم نمی خورن. مورد یک اگه باشه که یعنی اطلاعی از احساسات شما ندارن. یعنی یا دوستتون درست خواستگاری نکرده. یا خودتون نتونستین احساساتتونو برسونین.
با توجه به اینکه توی یه اتاق هستین بعید می دونم نفهمیده باشن شما بهشون احساس علاقمندی دارین. بنابراین می مونه گزینه دو و سه. یعنی هر چه زودتر فکر ایشونو از دهنتون بیرون کنین.
عشق هم ادم به ادم فرق می کنه. یکی تو دو سه ماه می تونه با احساساتش کنار بیاد. یکی ممکنه چندین سال طول بکشه.
اون پستی هم که توی تاپیک میشل گذاشتی به نظر میاد که در واقع می گه شما خودت هم یه مقدار هنوز ناپخته ای و جوون. هنوز ازدواج واست زوده. چون سختته ادما رو درک کنی و سریع میای جواب حاضری می کنی :)
عزیزی. گل پسری. امیدوارم که پستم برات مایه ازار نبوده باشه. چون قصدم کمک به کنار اومدن با احساساتته. موفق باشی عزیز.









علاقه مندی ها (Bookmarks)