آقای کامروا یه وقت فکر نکنید ناراحت شدما
باور کنید اینطور نیست.
فقط جهت اطلاع، ازدواج من متاثر از یه میلیون تا عامل هست، که حقیقتا این موردی که شما گفتید، جزئش نیست.
یکیش اختلاف دین من و خونوادم. شماها تو درجه مذهبی بودنتون هم که اختلاف وجود داشته باشه، نمیتونید حلش کنید (اگه یه غیرمذهبی باشید از خونواده مذهبی یا یه مذهبی از خونواده غیر مذهبی، قطعا انتخاب براتون خیلی خیلی سخت میشه). من باید مسئله اختلاف دین رو حل کنم...
این یکیش بود. خیلی مسئله هست که من باید حلش کنم.
بعدش شما از کجا میدونید کی جذب من شده تو زندگیم کی نشده؟ مگه شما از زندگی من خبر دارید؟ از کجا میدونید کساییکه من رو انتخاب کردن، بخاطر حساب کتابای عقلی بوده؟
مگه من چی هستم یا کی هستم که کسی چنین کاری رو برام بکنه؟ خودم پولدارم؟ از یه خونواده پولدارم؟ خونوادم ویژگی های خاصی دارن؟ تحصیلات آنچنانی دارم؟
نه من با شما موافق نیستم که کسائیکه من رو دوست داشتند، صرفا یه انتخاب عاقلانه داشتند.
تازه من نگفتم یه زندگی سرد رو میتونم تحمل کنم. مسئله اینجاست که من به حکم عقلم، میزان عواطف رو هم میسنجم. اما در جای خودش... وقتی به انتخابم اعتماد داشتم.
مسئله اینه که اصلا ازدواج برای من اونقدرا مهم نیست که برای شماها هست.
تو اون سن هایی که شماها فکر و ذکرتون میشه ازدواج، من کارهای مهم تری داشتم، و الان هم اگه یک میلیون بار به عقب برگردم، دغدغه های من همونهایی هستند که بودند.
یه وقت فکر نکنید از شما ناراحت شدما. ولی این همه سوء تفاهم تو این تاپیک دیگه خستم کرد، سر شما خالی کردم، ببخشید.
- - - Updated - - -
آقای 1234567 عزیز،
من چند بار دیگه باید بنویسم که نظرم در موردش منفی نیست؟
گفتم بعد از یه زمان مشخصی تماس بگیرن...... مگه اینو براتون ننوشتم؟؟ این یعنی نظرم منفی بوده؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)