به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 62
  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 19 مرداد 98 [ 22:19]
    تاریخ عضویت
    1389-12-03
    نوشته ها
    109
    امتیاز
    6,710
    سطح
    53
    Points: 6,710, Level: 53
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    29

    تشکرشده 187 در 78 پست

    Rep Power
    26
    Array
    دختر خانم هایی که فکر می کنید خواستگار کم دارید یا فکر می کنید دوستان تون ازدواج کردن و شما تنها هستید ، مشکل شما ها این هستش که از روی احساسات تصمیم می گیرین.
    اگر عاقلانه و منطقی فکر کنین و تصمیم بگیرین ، همه چیز براتون حل شده هستش و احساس ناراحتی نمی کنین.

    چند تا نکته هستش که باید حتما مد نظر بگیرین:

    1- خواستگار هاتون رو سریع رد نکنین و بشینید حداقل 3 جلسه بدون ابزار احساسات به همدیگر درباره معیار هاتون صحبت کنید. پس خواستگار هاتون را الکی رد نکنید که چرا که قرار نیست هر روز یا هر ماه براتون خواستگار بیاد. مگر چند تا پسر هم سن و سال شما که مجرد هستن وجود داره که فقط بیان خواستگاری شما؟؟

    2- معیار هاتون رو دسته بندی کنید و اولویت بندی کنید. تا وقتی که ایده ال گرا باشید تا اخر عمر تون باید مجرد بمانید. هیچ شخصی همه معیار ها را با هم نداره(گل بی عیب فقط خداست). پس معیار ها را اولویت بندی کنید. مثلا اولویت اول طرف سالم باشه ، اولویت دوم اخلاق خوب داشته باشه ، اولویت سوم شغل و کار داشته باشه . چند تا اولویت مهم رو که داشت کافیه دیگه(نمره قبولی یا جواب مثبت را به طرف بدین). نشینید 30 تا معیار روی کاغذ بنوسید و دونه دونه رو بررسی کنید و اگر یکی رو نداشت پس جواب من منفی هستش.

    ادم های موفق افرادی هستند که همسر شون را برای اساس معیار تعهد ، صداقت و پرتلاش بودن انتخاب می کنند. چرا این سه تا معیار خیلی مهمه؟
    برای اینکه افراد موفق دنبال همسری هستند که بتونند یک عمر باهاش زندگی کنند و با هم پیشرفت کنند. به محض اینکه فکر و ذهن تون درگیر این باشه که با چه شخصی حالا ازدواج کنم یا فکر تون درگیر روابط متعدد زود گذر و ناپایدار باشه از هدف اصلی خودتون عقب می مونید و نمی تونید پیشرفت زیادی کنید.
    برای همین تعهد و صداقت به عنوان یکی از معیار های خیلی مهم ضامن پایدار بودن یک زندگی مشترک خواهد بود و شما درگیر حاشیه نمی شین که عقب بیفتین

  2. 5 کاربر از پست مفید amirmahmood تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (پنجشنبه 22 اسفند 92), salehe92 (چهارشنبه 21 اسفند 92), sara 65 (یکشنبه 25 اسفند 92), دختر تنهاا (شنبه 24 اسفند 92), صبوری (چهارشنبه 21 اسفند 92)

  3. #22
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 مهر 93 [ 11:26]
    تاریخ عضویت
    1392-11-17
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    591
    سطح
    11
    Points: 591, Level: 11
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    21

    تشکرشده 28 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    صبح به خیر
    میدونی به چی فک میکنم اینکه چه قدر افکارمون شبیه همه!
    1-اینکه دخترای اطراف همگی ازدواج کردن ونمی تونیم دیگه توی جمعشون باشیم اینکه حرفایی میزنن که من یا تو اصلا باهاشون سروکار نداریم.مخصوصا اطراف من که کلی دختره.همگی از رفتار همسرشون مهربونیاشون وحتی روابط خصوصیشون حرف میزنن ومن فقط سکوت میکنم.اصلا حسودی نمیکنم ولی بعد یه ربع همه ی این حرفها دلمو می زنه اخه چیزی ندارم بگم.
    2-من هم روابطمو با فامیل کم کردم به خاطر حرف وکنایه و....نمی دونم چرا مردم اینقدر با حرفاشون سعی در اذیت ادم دارن.همین دیشب همه خونه ما بودن.بحث دیکی از دختر اشنا ها شد که ازدواج کرده بود اونم با یه مورد خیلی تووووووووووپ..در حده نمره 1.....من با خوشحالی به خدا بدون هیچ حسادتی به خالم گفتم خاله فلانی هم ازدواج کرد همسرش خیلی خوبه...می دونی اولین چیزی که گفت چی بود...بهم گفت یاد بگیر تو هم عرضه داشتی گیر میاوردی....اونقد ناراحت شدم که فقط سکوت کردم.حتی وقتی برای درد ودل این حرفو به مامانم وخواهرم گفتم گفتن زیادی حساسی ..چیزی نگفته که...یعنی رسما حقو به اون دادن.
    3-برای داداشم همزمان دنبال دختر مناسبی میگردیم.روی هر کی دست میزاریم مامانم میگه اون حتما واسه خودش کسی رو داره میگم مامان چرا این حرفو میزنی میگه دختر که خوب باشه وخوشگل باشه رو هوا می قاپنش دیگه نمیمونه سنش بالا بره...این حرفو صد بار تا حالا گفته ومن هم صد بار شکستم وبا خودم گفتم ایراد ازمنه که رو هوا نمی قلپنم.


    خلاصه اینها حرف من یا تو نیست حرف تموم دخترای این سن هستن.
    عزیزم مردم همیشه یه چیزاییی دارن که بگن.مطمعن باش ازدواج کردیم حرف دیگه ای پیدا میکنن.
    گفتی سوره ی طه رو خوندی پس کار کشته ای.
    من را ه های زیادی رو امتحان کردم ولی انگار اصلا هر چه بیشتر دعا میکنی بیشتر ازش فاصله میگیری.
    پس بزار بگم که وقتی دلت گرفت به من فک کن.
    من27 سالمه.لیسانسم ولی بیکار...توی بهترین دانشگاه درس خوندم ولی کار گیرم نیومد.به این فک کن که من شرایطم بدتر از تو هست شاید دلت کمی اروم بشه.

    تو هیچ ایرادی نداری که بگم اون کارو بکن.اجتماعی که هستی اهل دعا که که هستی همه چیزت تمومه...پس باید صبر کنی...وبدونی اون که ماله توئه هیچکی نمی تونه برش داره.
    عزیزم من به تقدیر اعتقاد دارم یعنی تازگیا اعتقا پیدا کردم هرچی توی تقدیرم ثبت شده همون میشه.

    مطلب اخر اینکه از معیارات پایین نیا...برای تو خیلی زوده...به خدا سنی نداری که...درسته الان برای ما ازدواج مهمترین موضوعه زندگیمون ولی یه معیار هایی برای خودت تعیین کن وروشون واستا...
    ممکنه مثلا الان مدرک برات مهم نباشه یا تفاوت فرهنگی به چشمت نیاد یا هر چیز دیگه ولی مطمعن باش چند سال بعد ازدواج که از تب وتاب افتادی پی به تفاوت ها میبری.
    خدارو روزی هزار مرتبه شکر کن که شاغلی واین بزرگترین لطف الهی به توئه...بدون خیلیا مثل من حسرت تورو می خورن.من خودم به هیچکی حسودیم نمیشه ولی به دخترای شاغل حسودی میکنم.
    تو خیلی موقعیتت خدارو شکر و هزار ماشالا خوبه....خودتو اصلا دست کم نگیر وناامید نشو...ادما توی زندگیشون اشتباه میکنن واین توی ذاتشونه ادم بی اشتباه وجود نداره.مطمعن باش کم کم بهترین برات میاد.
    دروغ نگم الان در شرایطی هستم که میگم فقط شوهر کنم بسه..ولی خانوادم براشون فقط شوهر مهم نیست..پارسال خواستگاری داشتم که خیلی پایین تر از ما بودن خیلییی...حتی پسر شغل ثابتی هم نداشت ولی من گیر داده بودم الا وبلا همین..اخرش بابام گفت شغل مهمه وایشون شغل درخوری نداره دراینده اذیت میشی اون موقع از حرف بابام ناراحت شدم ولی الان خوشحالم چون چند روز پیش فهمیدم اون پسر همون شغل نیمه ثابتشم از دست داده...پس خدا توی هر کاریش حکمتی داره که من وتو بی خبریم.
    توی همه ی نشدن ها ونرسیدن ها و نیومدنها حکمتی هست.
    بازم زیاد حرف زدم.ببخش.

  4. 4 کاربر از پست مفید کیمیا وارسته تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (پنجشنبه 22 اسفند 92), sara 65 (یکشنبه 25 اسفند 92), veis (جمعه 08 فروردین 93), دختر تنهاا (شنبه 24 اسفند 92)

  5. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 دی 95 [ 21:29]
    تاریخ عضویت
    1392-12-14
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    2,748
    سطح
    31
    Points: 2,748, Level: 31
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    80

    تشکرشده 97 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط amirmahmood نمایش پست ها
    دختر خانم هایی که فکر می کنید خواستگار کم دارید یا فکر می کنید دوستان تون ازدواج کردن و شما تنها هستید ، مشکل شما ها این هستش که از روی احساسات تصمیم می گیرین.
    اگر عاقلانه و منطقی فکر کنین و تصمیم بگیرین ، همه چیز براتون حل شده هستش و احساس ناراحتی نمی کنین.

    چند تا نکته هستش که باید حتما مد نظر بگیرین:

    1- خواستگار هاتون رو سریع رد نکنین و بشینید حداقل 3 جلسه بدون ابزار احساسات به همدیگر درباره معیار هاتون صحبت کنید. پس خواستگار هاتون را الکی رد نکنید که چرا که قرار نیست هر روز یا هر ماه براتون خواستگار بیاد. مگر چند تا پسر هم سن و سال شما که مجرد هستن وجود داره که فقط بیان خواستگاری شما؟؟

    2- معیار هاتون رو دسته بندی کنید و اولویت بندی کنید. تا وقتی که ایده ال گرا باشید تا اخر عمر تون باید مجرد بمانید. هیچ شخصی همه معیار ها را با هم نداره(گل بی عیب فقط خداست). پس معیار ها را اولویت بندی کنید. مثلا اولویت اول طرف سالم باشه ، اولویت دوم اخلاق خوب داشته باشه ، اولویت سوم شغل و کار داشته باشه . چند تا اولویت مهم رو که داشت کافیه دیگه(نمره قبولی یا جواب مثبت را به طرف بدین). نشینید 30 تا معیار روی کاغذ بنوسید و دونه دونه رو بررسی کنید و اگر یکی رو نداشت پس جواب من منفی هستش.

    ادم های موفق افرادی هستند که همسر شون را برای اساس معیار تعهد ، صداقت و پرتلاش بودن انتخاب می کنند. چرا این سه تا معیار خیلی مهمه؟
    برای اینکه افراد موفق دنبال همسری هستند که بتونند یک عمر باهاش زندگی کنند و با هم پیشرفت کنند. به محض اینکه فکر و ذهن تون درگیر این باشه که با چه شخصی حالا ازدواج کنم یا فکر تون درگیر روابط متعدد زود گذر و ناپایدار باشه از هدف اصلی خودتون عقب می مونید و نمی تونید پیشرفت زیادی کنید.
    برای همین تعهد و صداقت به عنوان یکی از معیار های خیلی مهم ضامن پایدار بودن یک زندگی مشترک خواهد بود و شما درگیر حاشیه نمی شین که عقب بیفتین
    سلام ممنون از نظرات خوب شما با همشون موافقم وای اینجا چند تا مشکل در مورد من هست
    1.من اصلا جز اون یدونه والبته ی خواستگار اینترنتی هیچ خواستگار دیگه ای نداشتم که باهاش حضوری حرف بزنم یا بخام ردش کنم هیچ کی خونمون نیومده جز اولی
    2. من اصلا ایده ال گرا نیودم ونیستم.معیارهای من اول ایمانه طرفه بعد اخلاق بعد شغلش بعد خانواده بعد چهره
    ولی با اینحای حرفتون موافق نیستم که هرکی ایده ال گراست مجرد میمونه الان توفامبل داریم دخترای عقد کرده که همسرشون همه چی تمومه از هر نظر

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط کیمیا وارسته نمایش پست ها
    سلام

    ر طیار ونماز امام زمان عج






    صبح به خیر
    میدونی به چی فک میکنم اینکه چه قدر افکارمون شبیه همه!
    1-اینکه دخترای اطراف همگی ازدواج کردن ونمی تونیم دیگه توی جمعشون باشیم اینکه حرفایی میزنن که من یا تو اصلا باهاشون سروکار نداریم.مخصوصا اطراف من که کلی دختره.همگی از رفتار همسرشون مهربونیاشون وحتی روابط خصوصیشون حرف میزنن ومن فقط سکوت میکنم.اصلا حسودی نمیکنم ولی بعد یه ربع همه ی این حرفها دلمو می زنه اخه چیزی ندارم بگم.
    2-من هم روابطمو با فامیل کم کردم به خاطر حرف وکنایه و....نمی دونم چرا مردم اینقدر با حرفاشون سعی در اذیت ادم دارن.همین دیشب همه خونه ما بودن.بحث دیکی از دختر اشنا ها شد که ازدواج کرده بود اونم با یه مورد خیلی تووووووووووپ..در حده نمره 1.....من با خوشحالی به خدا بدون هیچ حسادتی به خالم گفتم خاله فلانی هم ازدواج کرد همسرش خیلی خوبه...می دونی اولین چیزی که گفت چی بود...بهم گفت یاد بگیر تو هم عرضه داشتی گیر میاوردی....اونقد ناراحت شدم که فقط سکوت کردم.حتی وقتی برای درد ودل این حرفو به مامانم وخواهرم گفتم گفتن زیادی حساسی ..چیزی نگفته که...یعنی رسما حقو به اون دادن.
    3-برای داداشم همزمان دنبال دختر مناسبی میگردیم.روی هر کی دست میزاریم مامانم میگه اون حتما واسه خودش کسی رو داره میگم مامان چرا این حرفو میزنی میگه دختر که خوب باشه وخوشگل باشه رو هوا می قاپنش دیگه نمیمونه سنش بالا بره...این حرفو صد بار تا حالا گفته ومن هم صد بار شکستم وبا خودم گفتم ایراد ازمنه که رو هوا نمی قلپنم.


    خلاصه اینها حرف من یا تو نیست حرف تموم دخترای این سن هستن.
    عزیزم مردم همیشه یه چیزاییی دارن که بگن.مطمعن باش ازدواج کردیم حرف دیگه ای پیدا میکنن.
    گفتی سوره ی طه رو خوندی پس کار کشته ای.
    من را ه های زیادی رو امتحان کردم ولی انگار اصلا هر چه بیشتر دعا میکنی بیشتر ازش فاصله میگیری.
    پس بزار بگم که وقتی دلت گرفت به من فک کن.
    من27 سالمه.لیسانسم ولی بیکار...توی بهترین دانشگاه درس خوندم ولی کار گیرم نیومد.به این فک کن که من شرایطم بدتر از تو هست شاید دلت کمی اروم بشه.

    تو هیچ ایرادی نداری که بگم اون کارو بکن.اجتماعی که هستی اهل دعا که که هستی همه چیزت تمومه...پس باید صبر کنی...وبدونی اون که ماله توئه هیچکی نمی تونه برش داره.
    عزیزم من به تقدیر اعتقاد دارم یعنی تازگیا اعتقا پیدا کردم هرچی توی تقدیرم ثبت شده همون میشه.

    مطلب اخر اینکه از معیارات پایین نیا...برای تو خیلی زوده...به خدا سنی نداری که...درسته الان برای ما ازدواج مهمترین موضوعه زندگیمون ولی یه معیار هایی برای خودت تعیین کن وروشون واستا...
    ممکنه مثلا الان مدرک برات مهم نباشه یا تفاوت فرهنگی به چشمت نیاد یا هر چیز دیگه ولی مطمعن باش چند سال بعد ازدواج که از تب وتاب افتادی پی به تفاوت ها میبری.
    خدارو روزی هزار مرتبه شکر کن که شاغلی واین بزرگترین لطف الهی به توئه...بدون خیلیا مثل من حسرت تورو می خورن.من خودم به هیچکی حسودیم نمیشه ولی به دخترای شاغل حسودی میکنم.
    تو خیلی موقعیتت خدارو شکر و هزار ماشالا خوبه....خودتو اصلا دست کم نگیر وناامید نشو...ادما توی زندگیشون اشتباه میکنن واین توی ذاتشونه ادم بی اشتباه وجود نداره.مطمعن باش کم کم بهترین برات میاد.
    دروغ نگم الان در شرایطی هستم که میگم فقط شوهر کنم بسه..ولی خانوادم براشون فقط شوهر مهم نیست..پارسال خواستگاری داشتم که خیلی پایین تر از ما بودن خیلییی...حتی پسر شغل ثابتی هم نداشت ولی من گیر داده بودم الا وبلا همین..اخرش بابام گفت شغل مهمه وایشون شغل درخوری نداره دراینده اذیت میشی اون موقع از حرف بابام ناراحت شدم ولی الان خوشحالم چون چند روز پیش فهمیدم اون پسر همون شغل نیمه ثابتشم از دست داده...پس خدا توی هر کاریش حکمتی داره که من وتو بی خبریم.
    توی همه ی نشدن ها ونرسیدن ها و نیومدنها حکمتی هست.
    بازم زیاد حرف زدم.ببخش.
    سلام دوست عزیز ممنون که همراهیم میکنی خاستم بگم خوشحالم دخترای مثل منم هستن ولی میبینم نه بیشتر ناراحت میشم که هرچی مشکله واسه دختراست
    منم همه دوستام ازدواج کردن واصلا توجمعشون بهم خوش نمیگذره خدا شاهده اصلا حسود نیستم تازه بهشون میگم چیکار کنن با همسراشون که زندگیشون بهتر باشه واسشون کلی خوشجالم ولی باحرفاشون حال نمیکنم اذیت میشم بهشونم میگم پسر خوب میشناسین توفامیل شوهرتون معرفی کنین بهم یا میگن چه خبره چرا هولی هنو وقت داری میگم پس چرا خودتون شوهر کردین

    من که ابجیم بیشتر ازبقیه بهم کنایه میزنه چبگم
    3.چه جالب ما هم واسه داداشم دنبال دختریم ولی هرکیو معرفی میکنیم قبول نمیکنه میگه من شرایط ازدواجو ندارم با اینکه 29سالشه ولی خب تازه یه ساله رفته سرکار
    الهی فدات حرفتو میفهمم منم میشنوم میگن دختر که خوب باشه وخوشگل سریع شوهر میکنه ولی از نظر من دختر خوشگل باشه سریع شوهر میکنه مهم نیس خوب باشه یا بد

    من اصلا تو خانواده راجع به ازدواج من حرفی نمیزنن البته حقم دارن وقتی خواستگاری ندارم چی میخان بگن. فکر کنم دیگه امیدی ندارن من ازدواج کنم همیشه تو حرفاشون بحث اینه داداشم کی زن میگیره کیو میگیره چیکار میکنه ولی یه بار نشنیدم بگن من کی شوهر میکنم با کی خدا این رسمش نیست دخترا باید تا کی بکشن
    جوری شده که دیگه خیلی تمایل ندارم توجمع خانوادمون باشم اکثرن تنهام حداقل زخم زبون دیگه نمیشنوم

    عزیزک فکر کنم یا اشتباه گفتم یا اشتباه متوجه شدی من شاغل نیستم بیکارم ..من علاقه به کار کردن بیرون خونه ندارم ولی به خاطر حقوقش دنبال کار بودم ولی خب نشد منم فعلا ولش کردم گفتم اگه تایکی دوماه دیگه خبری از ازدواجم نشد باز میرم دنبالش لااقل اینجوری کنایه وزخم زبون نمیشنونم

    راجع به دعا اگه بهت بگم من روزانه چه دعاهایی میخونم ولی گشایشی نمیینم تعجب میکنی
    من عهد بسته بودم تاچهل روز همه این دعاهارو هرروز بخونم تا گشایشی حاصل شه ولی چهل روزم داره تموم میشه ولی هیچ خبری نشد .گفتم تا شهادت حضرت فاطمه یعنی 14فروردین ادامه میدم اگر هیچ خبری نشد بیخ یال میشم دیگه چون از این ورم تیکه میندازن بهم که به خاطر پیدا کردن شوهر داره هی دعا میخونه ولی من فقط اول ارامش میخاستم که پیدا کردم ولی این حرفشون رو نمیتونم تحمل کنم.واسه همین قیدشو میزنم اگر قرار باشه ازدواج کنیم میکنیم اگر قرار نباشه ازدواج کنیم دعا کردن فایده ای نداره
    من معیارام
    ایمان
    اخلاق
    شغل
    خانواده
    چهره
    ایناست
    اتفاقا منم دوس داشتم شاغل باشم ولی نشد خب
    من برعکس تو میخام شوهر کنم ولی شوهر خب ولی خانوادم فک کنن فقط شوهر کردن من واسشون مهمه حالا با هرکی
    عزیزم خیلی خوشحالم دوستای خوبی کنارم هستن ولی ناراحتم که مشکل دارن ان شالله به حق فاطمه زهرا هرچی زودتر یه همسر عالی نصیبت بشه



    از دست خدا دلگیرم که چرا توبحث ازدواج فقط دخترا مشکل دارن دخترا بدبختن باید هی التماس کنن که شوهر میخان ولی پسرا فقط کافیه تصمیم بگیرن ازدواج کنن همه چی واسشون جور میشه این عدالت نیست

    مثلا همون پسری که من دوستش داشتم نه کار داشت نه تحصیلات خاصی نه چیزی
    ولی خیلی راحت عقد کرده وتا چند وقته دیگه هم عروسی میکنه ولی من باید التماس کنم که خدا یه همسر واسم بفرست .که خسته شدم از طعنه خانوادم. فامیل .متنفرم از دلسوزی فامیل
    من میدونم واسه خدا کاری نداره که ازدواج همرو جور کنه ولی نمیدونم چرا ازدواج دخترا همه مشکل سازه
    ولی پسرا عین اب خوردن
    اینم دعاها وختم های هرروزم
    ختم قران
    سوره حشر
    سوره واقعه
    سوره الرحمن
    سوره طه
    دعای یستشیر
    دعای توسل
    زیارت عاشورا
    دعای عهد
    زیارت ال یاسین
    سوره ناس فلق
    ایت اکرسی
    صدقه
    فاتحه واسه اموات
    ذکر لااله الا انت الملک حق المبین
    ذکر یونسیه
    صلوات
    ذکر یالطیف
    ذکر لا حول ولا قوه ال بالله
    ایه 29سوره فاطر
    که میگن خیلیهاش واسه ازدواج اثر کرده ولی واسه من انگار نه انگار ونماز جعف

  6. کاربر روبرو از پست مفید دختر تنهاا تشکرکرده است .

    abi.bikaran (یکشنبه 25 اسفند 92)

  7. #24
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 تیر 93 [ 19:14]
    تاریخ عضویت
    1392-2-26
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    939
    سطح
    16
    Points: 939, Level: 16
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    212

    تشکرشده 188 در 57 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیز اینطوری هم نیست که همه ی پسرا در امر ازدواج بی مشکل باشند. من از سن 25 سالگی رفتم خارج از کشور و تابستون آینده می شه سی سالم. ولی هنوز مجردم با اینکه هیچ چیز کم ندارم و بدون مشکلم. منم مثل شما تنهایی کشیدم و غصه خوردم. البته انتخاب خودم بوده اما با این کار شانس ازدواج رو از خودم گرفتم. البته قصد دارم چند ماه دیگه برگردم ایران و دنبال ازدواج باشم اما حس می کنم چون سنم بالا رفته دخترهایی که مطلوب من می بودند و تو سن 25/26 می تونستم بدست بیارمشون الان شاید تو این سن راحت جواب مثبت ندن و اکثراً هم تا الان ازدواج کرده اند. البته من ظاهرم به همون 25 ساله ها می خوره. خواستم بگم فکر نکنید پسرا بدون مشکلن. هزاران هزار پسر هم هستند که به خاطر شرایط اقتصادی نمی تونند به راحتی برای ازدواج اقدام کنند. البته قبول دارم چون تو ایران رسم نیست دختر خواستگاری کنه باید صبر کنه تا انتخاب بشه. البته شما و دخترای دیگه فعال تر عمل کنید و اگر از کسی خوشتون اومد سعی کنید بهش بفهمونید. اگر نزدیک شد و قصد رابطه داشت بهش نشون بدید که فقط اهل ازدواجید نه دوستی. دختر ها باید کمی خودشون هم فعال باشن. نمی گم شما نبودین چون من چیزی ازتون نمی دونم ولی اگر احیاناً منفعل بودین سعی کنید تغییر رویه بدید. در ضمن مشکلات اقتصادی کشور رو هم در کم شدن میزان ازدواج ها مد نظر قرار بدید.

  8. 3 کاربر از پست مفید تهمتن تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (یکشنبه 25 اسفند 92), sara 65 (یکشنبه 25 اسفند 92), دختر تنهاا (دوشنبه 26 اسفند 92)

  9. #25
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    سلام دختر تنها، تاپیک جدیدتون رو هم دیدم ولی اونجا نشد پست بزارم چون قفل شده بود ولی به نظرم همه تاپیکهای شما در اصل یک مشکله.

    به نظر من شما توی دور نابودی افتادین که روزبروز باعث ضعیف تر شدن و بدتر شدن وضعیت تون میشه. به خاطر یک مثلا شکست، شادی زندگی ازتون گرفته شده و شادی که گرفته بشه باز با خودش شکستهای بعدی رو می یاره و همینطور این دور ادامه پیدا میکنه. هرچقدر این غم در وجودتون بیشتر بشه خلاصی از این وضعیت سخت تر میشه و توی این شرایط احتمال موفقیتی که باعث بشه اون شادی قبل برگرده خیلی کم هست.

    برای خلاصی از این دور نابودی به نظر من شما فقط یکراه داری. اونهم اینه که با همین شرایطی که الان داری ببینی چه چیزهایی هست که میتونه شادی رو دوباره به زندگیت برگردونه. با همین داشته هات، نه آرزوهایی که داری. الان اصلن نباید به چیزهایی که بدست آوردنش از عهده شما خارجه مثل ازدواج فکر کنی.

    این راه رو باید خودت پیدا کنی. معمولا اگه بخوایم میشه بهونه های کوچکی برای خودمون پیدا کنیم یا اهدافی رو تعیین کنیم که رسیدن بهش دست خودمون باشه تا بتونیم از این وضعیت خلاص بشیم. وقتی برای مدتی شادی رو به زندگیت آوردی اونوقت قدم اول رو برداشتی تا بتونی به موفقیتهایی که نظر دیگران هم در اون دخالت داره مثل ازدواج برسی.

  10. 7 کاربر از پست مفید toojih تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (یکشنبه 25 اسفند 92), sara 65 (یکشنبه 25 اسفند 92), مصباح الهدی (یکشنبه 25 اسفند 92), دختر تنهاا (دوشنبه 26 اسفند 92), ستیلا (یکشنبه 25 اسفند 92), شیدا. (دوشنبه 26 اسفند 92), صبوری (یکشنبه 25 اسفند 92)

  11. #26
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 مهر 93 [ 11:26]
    تاریخ عضویت
    1392-11-17
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    591
    سطح
    11
    Points: 591, Level: 11
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    21

    تشکرشده 28 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    همه ی حرفاتو خوندم.
    منم با حرف اون اقا که گفته بودن دخترایی که معیاراشون بالاست مجرد می مونن مخالفم.غیر منطقی ترین حرف دنیارو مطرح کرده بود.ازدواج یک دختر فقط به خودش ربط نداره چند تا عامل موثره..

    واما شما!
    از من یه نصیحت...وقتی یه ختم برمی داری همه رو باهم انجام نده..یه بار یکی بهم گفت وقتی چند تا ختم رو باهم می خونی یعنی توی دلت به یکیش اعتماد نداری.مثلا من ختم یاسینو می خونم قبلا باهاش ختم طه ودعای دیگه هم داشتم ولی وقتی بهم این حرفو زدن یه جورایی دیدم راست میگن.من اگه معتقد باشم واطمینان داشته باشم که سوره ی یس معجزه میکنه همونو می خونم.اینکترو نکنم یعنی به معجزه اش شک دارم وخودت می دونی شک مهمترین عامل در مستجاب نشدن دعاست.من الان یکی یکی ختم بر میدارم وتوی اون 40روز با اعتقاد واطمینان کامل از مشکل گشا بودن اون سوره اون ختم رو انجام میدم.

    البته این یه پیشنهاد بود هرجور خودت راحتی وارامش داری می تونی انجام بدی عزیزم.
    می دونی به این حرفتکلی خندیدم اینکه همه از ازدواج برادرم حرف میزنم ولی من...!
    اتفاقا همه هم از ازدواج برادر من می حرفن همه دنبال دختر برای اونن می تونم کاملا درکت کنم.انگار من نیستم ولی خدارو شکر من یه خواهر دارم که کافیه بریم بیرون ویه مغزه لوازم خانگی ببینه فوری میگیه میاییم اینارو برا جهازت میگیریم بریم بپسندیم اونقدهههههههههه گفته که دیگه هر جا میریم وتوی هر مغازه ای توی شهرمون یاده حرفش میوفتیم ومی خندیم این جوری همه یادشونه منم قراره ازدواج کنم.

    حالا جدای از شوخی من همین امروز فهمیدم که قراره یه سفر مشهد برام جور بشه.خیلی غیر منتظره بود.خواستم بگم برات دعا میکنم وبه یادت توی حرم نماز می خونم.مطمعن باش امام رضا دس خالی بر نمی گردونه مخصوصا منی که برای اولین باره ازش یه معجزه می خوام.مطمعن باش امسال ساله توویه.
    من به حکمت بیشتر از هر چیزی اعتقاد دارم.حکمتی بود که تو اومدی اینجا پست گذاشتی ومن بعد مدتها اومدن نت ودنبال پست تورو گرفتم وسفر مشهد من جور شد تاتو رو شناخته باشم وبرات دعا کنم.حتما حکمتی بود.

  12. کاربر روبرو از پست مفید کیمیا وارسته تشکرکرده است .

    دختر تنهاا (دوشنبه 26 اسفند 92)

  13. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 دی 95 [ 21:29]
    تاریخ عضویت
    1392-12-14
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    2,748
    سطح
    31
    Points: 2,748, Level: 31
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    80

    تشکرشده 97 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط تهمتن نمایش پست ها
    دوست عزیز اینطوری هم نیست که همه ی پسرا در امر ازدواج بی مشکل باشند. من از سن 25 سالگی رفتم خارج از کشور و تابستون آینده می شه سی سالم. ولی هنوز مجردم با اینکه هیچ چیز کم ندارم و بدون مشکلم. منم مثل شما تنهایی کشیدم و غصه خوردم. البته انتخاب خودم بوده اما با این کار شانس ازدواج رو از خودم گرفتم. البته قصد دارم چند ماه دیگه برگردم ایران و دنبال ازدواج باشم اما حس می کنم چون سنم بالا رفته دخترهایی که مطلوب من می بودند و تو سن 25/26 می تونستم بدست بیارمشون الان شاید تو این سن راحت جواب مثبت ندن و اکثراً هم تا الان ازدواج کرده اند. البته من ظاهرم به همون 25 ساله ها می خوره. خواستم بگم فکر نکنید پسرا بدون مشکلن. هزاران هزار پسر هم هستند که به خاطر شرایط اقتصادی نمی تونند به راحتی برای ازدواج اقدام کنند. البته قبول دارم چون تو ایران رسم نیست دختر خواستگاری کنه باید صبر کنه تا انتخاب بشه. البته شما و دخترای دیگه فعال تر عمل کنید و اگر از کسی خوشتون اومد سعی کنید بهش بفهمونید. اگر نزدیک شد و قصد رابطه داشت بهش نشون بدید که فقط اهل ازدواجید نه دوستی. دختر ها باید کمی خودشون هم فعال باشن. نمی گم شما نبودین چون من چیزی ازتون نمی دونم ولی اگر احیاناً منفعل بودین سعی کنید تغییر رویه بدید. در ضمن مشکلات اقتصادی کشور رو هم در کم شدن میزان ازدواج ها مد نظر قرار بدید.
    سلام وممنون از نظرات شما
    حرفاتون درسته ولی حرف من اینه پسرا وقتی تصمیم میگیرن که ازدواج کنن یه عالمه کیس بهشون معرفی میشه وازبین اونا بالاخره یکیو انتخاب میکنن ولی دخترا تصمیمم که بگیرن باید منتظر باشن تا کسی بیاد خواستگاریشون وانتخاب شونده هستن نه انتخاب کننده.یعنی بهشون معرفی نمیشه چندان
    من توفامیل ودوروبریام ندیدم پسری مشکل ازدواج داشته باشه تا تصمیم گرفته ازدواج کنه همه چی جور شده ولی دخترا اینجور نیست خیلی از پسرا که شرایط ازدواج هم نداشته باشن با حمایت پدراشون میرن جلو ولی دخترا چی

    من دیگه دوروبرم پسر خاصی نیست که ازش خوشم بیاد که بخام برم سمتش هرچی پسر خوب ومناسب بوده که من ازشون خوشم میومده همه زن گرفتن
    و من باید همین جور منتظر بمونم تا شاید فردی .مادری خواهر پسری منو ببینه با معرفی بشم به خانواده ای که بتونم ازدواج کنم که جالبه معرفی هم میشم ولی هیچ خبری نمیشه

  14. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 مرداد 93 [ 17:37]
    تاریخ عضویت
    1392-12-23
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    351
    سطح
    7
    Points: 351, Level: 7
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    21

    تشکرشده 52 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام چرا شما میگید پسرا راحت میتونن ازدواج کنند -
    پسرا هم مشکلات خودشونو دارن - شما هم معیارتون خوبه اما خوب ......
    امید بخدا - اینو به خودش قسم دیدم ، آدم زیاد مذهبی نیستم اما نماز میخونم و اعتقاد کامل به خدا دارم ---------
    انشاالله مشکل همه حل میشه - در مورد بحث ازدواج هم بشید معیاراتون به مادرتون کامل بگید
    تا مثل اون مورد که گفیتد اتفاق نیفته

  15. #29
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 دی 95 [ 21:29]
    تاریخ عضویت
    1392-12-14
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    2,748
    سطح
    31
    Points: 2,748, Level: 31
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    80

    تشکرشده 97 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط toojih نمایش پست ها
    سلام دختر تنها، تاپیک جدیدتون رو هم دیدم ولی اونجا نشد پست بزارم چون قفل شده بود ولی به نظرم همه تاپیکهای شما در اصل یک مشکله.

    به نظر من شما توی دور نابودی افتادین که روزبروز باعث ضعیف تر شدن و بدتر شدن وضعیت تون میشه. به خاطر یک مثلا شکست، شادی زندگی ازتون گرفته شده و شادی که گرفته بشه باز با خودش شکستهای بعدی رو می یاره و همینطور این دور ادامه پیدا میکنه. هرچقدر این غم در وجودتون بیشتر بشه خلاصی از این وضعیت سخت تر میشه و توی این شرایط احتمال موفقیتی که باعث بشه اون شادی قبل برگرده خیلی کم هست.

    برای خلاصی از این دور نابودی به نظر من شما فقط یکراه داری. اونهم اینه که با همین شرایطی که الان داری ببینی چه چیزهایی هست که میتونه شادی رو دوباره به زندگیت برگردونه. با همین داشته هات، نه آرزوهایی که داری. الان اصلن نباید به چیزهایی که بدست آوردنش از عهده شما خارجه مثل ازدواج فکر کنی.

    این راه رو باید خودت پیدا کنی. معمولا اگه بخوایم میشه بهونه های کوچکی برای خودمون پیدا کنیم یا اهدافی رو تعیین کنیم که رسیدن بهش دست خودمون باشه تا بتونیم از این وضعیت خلاص بشیم. وقتی برای مدتی شادی رو به زندگیت آوردی اونوقت قدم اول رو برداشتی تا بتونی به موفقیتهایی که نظر دیگران هم در اون دخالت داره مثل ازدواج برسی.
    سلام وممنون از نظرات شما
    من تودور نابودی نیستم ولی هرچی فکر میکنم نمیتونم راه حلی واسه مشکلم پیدا کنم .من از اون شکست درس گرفتم ولی نمیتونم فراموشش کنم وبه راحتی از همه چیز بگذرم.اره من انگیزه زندگکی کردنم ازم گرفته شده چون تا قبل از ازدواج اونی که دوستش داشتم انگیزه داشتم واسه زندگی واسه بدست اوردن چیزی که دوست دارم ولی یهویی همه چیز ریخت بهم
    الان تنها انگیزم واسه ادامه راه ازدواجمه فقط با ازدواجه که میتونم شادی رو به زندگیم بیارم

    حالا میگید چرا ازدواج
    اینم دلایلش
    احساس سربار بودن تو خانواده رو میکنم
    نمیتونم ادامه تحصیل بدم چون پدرم هزینه ای نمیده
    نمیتونم سرکار برم چون پیدا کردنش خیلی مشکله
    تحمل کنایه وحرفای اطرافیان درمورد مجردیمو ندارم
    خیلی وقتا تنهاییو به بودن تو جمع فامیل ترجیح میدم وحتی تو جمع خانواده
    چیز خاصی ندارم که بخاد بهم انگیزه زندگی رو بده
    توجمع دوستام بهم خوش نمیگذره چون همه متاهل هستن

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط کیمیا وارسته نمایش پست ها
    سلام


    همه ی حرفاتو خوندم.
    منم با حرف اون اقا که گفته بودن دخترایی که معیاراشون بالاست مجرد می مونن مخالفم.غیر منطقی ترین حرف دنیارو مطرح کرده بود.ازدواج یک دختر فقط به خودش ربط نداره چند تا عامل موثره..

    واما شما!
    از من یه نصیحت...وقتی یه ختم برمی داری همه رو باهم انجام نده..یه بار یکی بهم گفت وقتی چند تا ختم رو باهم می خونی یعنی توی دلت به یکیش اعتماد نداری.مثلا من ختم یاسینو می خونم قبلا باهاش ختم طه ودعای دیگه هم داشتم ولی وقتی بهم این حرفو زدن یه جورایی دیدم راست میگن.من اگه معتقد باشم واطمینان داشته باشم که سوره ی یس معجزه میکنه همونو می خونم.اینکترو نکنم یعنی به معجزه اش شک دارم وخودت می دونی شک مهمترین عامل در مستجاب نشدن دعاست.من الان یکی یکی ختم بر میدارم وتوی اون 40روز با اعتقاد واطمینان کامل از مشکل گشا بودن اون سوره اون ختم رو انجام میدم.

    البته این یه پیشنهاد بود هرجور خودت راحتی وارامش داری می تونی انجام بدی عزیزم.
    می دونی به این حرفتکلی خندیدم اینکه همه از ازدواج برادرم حرف میزنم ولی من...!
    اتفاقا همه هم از ازدواج برادر من می حرفن همه دنبال دختر برای اونن می تونم کاملا درکت کنم.انگار من نیستم ولی خدارو شکر من یه خواهر دارم که کافیه بریم بیرون ویه مغزه لوازم خانگی ببینه فوری میگیه میاییم اینارو برا جهازت میگیریم بریم بپسندیم اونقدهههههههههه گفته که دیگه هر جا میریم وتوی هر مغازه ای توی شهرمون یاده حرفش میوفتیم ومی خندیم این جوری همه یادشونه منم قراره ازدواج کنم.

    حالا جدای از شوخی من همین امروز فهمیدم که قراره یه سفر مشهد برام جور بشه.خیلی غیر منتظره بود.خواستم بگم برات دعا میکنم وبه یادت توی حرم نماز می خونم.مطمعن باش امام رضا دس خالی بر نمی گردونه مخصوصا منی که برای اولین باره ازش یه معجزه می خوام.مطمعن باش امسال ساله توویه.
    من به حکمت بیشتر از هر چیزی اعتقاد دارم.حکمتی بود که تو اومدی اینجا پست گذاشتی ومن بعد مدتها اومدن نت ودنبال پست تورو گرفتم وسفر مشهد من جور شد تاتو رو شناخته باشم وبرات دعا کنم.حتما حکمتی بود.
    سلام دوست عزیزم خوشحالم که بازم اومدی
    راجع به دعا شما درست میگی ولی من بیشترین دلیلم واسه انتخاب
    این همه ختم همزمان این بود که ارامش داشته باشم وقتی اون چیزی که دوس ندارمو میشنوم بتونم تحمل کنم ونشکنم که شکر خدا با کمک دعاها تونستم واینکه عجله دارم واسه ازدواج چرا چون نمیخاستم اونی که دوسش داشتم قبل من عقد کنه که کرد حالا نمیخام زمانی که داره عروسی میگیره من مجرد باشم چون میشکنم ولی با این وضعی که میبینم فکر نمیکنم خواستگاری داشته باشم فعلنا مگر اینکه معجزه بشه
    گفتم اگر با این ختما جواب نگیرم کلا بی خیال دعا میشم چون طاقت زخم زبون خانوادمو ندارم
    خاستم با این ختما بهشون نشون بدم وقتی بری سمت خدا خدا هم میاد سمتت وراهو واست باز میکنه ولی انگار واسه من نمیشه اینجور
    باز تو خوبه خواهرت هواتو داره خواهر م ن برعکسه کاملا وقتی میریم بازار وسایل خونگی که میبینیم بهش میگم نیگاه بگو کدوم قشنگه من واسه جهیزیم بگیرم میگه حالا ببین اصلا شوهر میکنی بعد فکر جهیزت باش اینم یه طعنش
    مرسی دوست گلم فقط یه معجزه میتونه به من کمک کنه وامیدوارم او ن معجزه شما باشی التماس دعای فراوون دارم ازت نایب الزیاره باش از طرف من خودم خیلی دوست دارم برم زیارت ولی فعلا قسمت نمیشه شما جای من از اقا بخا دستمو بگیره

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط eimanpaladin نمایش پست ها
    سلام چرا شما میگید پسرا راحت میتونن ازدواج کنند -
    پسرا هم مشکلات خودشونو دارن - شما هم معیارتون خوبه اما خوب ......
    امید بخدا - اینو به خودش قسم دیدم ، آدم زیاد مذهبی نیستم اما نماز میخونم و اعتقاد کامل به خدا دارم ---------
    انشاالله مشکل همه حل میشه - در مورد بحث ازدواج هم بشید معیاراتون به مادرتون کامل بگید
    تا مثل اون مورد که گفیتد اتفاق نیفته
    سلام چون چیزیه که دوروبرم دیدم هیچ کدوم از پسرای فامیل ما واسه ازدواح مشکل نداشتن نه اینکه شرایطشون خیلی خوب باشه نه ولی خیلی راحت تونستن ازدواج کنن.
    یه چیزایی رو خود مادرم میدونه ولی مشکل اینه بلد نیست از دختر یا پسرش پیش بقیه تعریف کنه یکی دوسری مستقیم داشته به مادر وخانواده پسره میگفت بیاین دختر منو بگیرین بعدش به مادرم گفتم مامان این چه حرفیه طرف فکر میکنه دخترت رو دستت مونده تا عیبی داره به جای اینکه مستقیم بگی بگو اگه پسر خوبی میشناسین دختر منو بهش معرفی کنین میگم که بللد نیست بیشتر خراب میکنه

  16. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 دی 95 [ 21:29]
    تاریخ عضویت
    1392-12-14
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    2,748
    سطح
    31
    Points: 2,748, Level: 31
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    80

    تشکرشده 97 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چرا باز تایپیک من قفل شده

    - - - Updated - - -

    جواب شیدا رو که تو اون تایپیکم پست گذاشته بودئ اینجا میدم
    درجواب شما من تازه از رابطه عاطفی خارج نشدم نزدیک به 9 ماه از اون جریان میگذره ومن تقریبا همه چیو قبول کردم با کمک خدا .. فقط ازدواج اون خیلی اذیتم کرد چون انتظار نداشتم اینقدر زود بخاد ازدواج کنه ولی بازم شکر خدا باهاش کنار اومدم به کمک خدا
    بعدش درسته با احساساتم بازی شد ولی هر چی بود دوطرفه بود اگه دوست داشتن بود هردو همدیگرو دوست داشتیم
    من منتظر نبودم که بیاد از من خواستگاری کنه ولی انتظار داشتم از کاراش پشیمون بشه وبیاد ازم حلالیت بخاد که نشد نمیدونم چرا بعدش من نمیخام سریع ازدواج کنم من دوسه ساله منتظر یه خواستگار خوبم ولی خب هنوز جور نشده چون میدونستم نمیتونم با ایشون ازدواج کنم البته پارسال باز بارابطه جدیدمون به ازدواج با ایشون امیدوار شدم با حرکات حرفا ورفتار خودشون ولی خب حتما حکمتی داشت که نشد وفقطم خدا میدونه

    در جواب اونی که گفتین به همه پیغام میدم که نیاد خونمون همه ای در کار نیست عمو وعمه خودشونه که ار رابطه ما اطلاع داشتن البته بعد از اتمام رابطه ودلیل اینکه بهشون گفتم بهش بگن نیاد خونمون واسه اینکه نمیخام هیچ وقت ببینمشون با دیدنشون عذاب میکشم زجر میکشم وضعیت روحیم میریزه بهم یاد گذشته وکارها وحرفاش میفتم یاد نامردی هاش یاد قول قراراش ابراز علاقه هاش ونمیخام هیچ وقت بازم برگردم به روزهای عذاب کشیدنم واسه همین واسه ارامش خودم نمیخام نه خونه خودمون نه هیچ جای دیگه ایشونو ببینم با اینکه خیلی لجبازه وهیچ بهایی به حرف من نداده

    بعدش قراره ما این بود که هیچ کی از رابطه ما خبر دار نشه ولی به لطف ایشون چند تایی از اقوام خودشون خبر دار شدن

    دوست عزیز من شکست خودمو قبول کردم حالا نمیدونم خودم مقصر این شکست بودم یا خدا خواست که اینطور بشه ولی هرچی هست من قبولش کردم
    دیگه هم کاری به ایشون ندارم خیلی وقته ایشون رفته دنبال زندگی خودش منم میخام دنبال زندگی خودم باشم.میخام ازدواج کنم ومیدونم میتونم همسرمو خوشبخت کنم به شرطی که دوستش داشته باشم که اگه با معیارام هماهنگی داشته باشه مسلما دوستش خواهم داشت

    ایشون چون فامیل درجه دو من هست ممکنه اتفاقی خیلی جاها همدیگرو ببینیم واسه همین هر جایی رو که فکر میکنم ممکنه ببینمشون نمیرم که خودم راحت باشم

    ودر اخر ممنون از حرفا ی شما دوست عزیز
    فقط اخر سر اینو بگم خیلی سخته از کسی ضربه بخوری که بیشترین توجه واحترامت به اون بوده باشه

  17. کاربر روبرو از پست مفید دختر تنهاا تشکرکرده است .

    شیدا. (چهارشنبه 28 اسفند 92)


 
صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.