
نوشته اصلی توسط
meinoush
این یعنی نتونستی هنوز با احساساتت به اون ادم کنار بیای.
یه کاری و یه راهی رو انتخاب کن و برو توش. یه چیزی که بهش علاقه داری. یه رشته ورزشی یا یه زبان خارجی یا یه شاخه هنری یا رشته دانشگاهی خودت که خوندی یا هر چیز دیگه ای که من الان نمی دونم. چیزی که خوشحالت کنه و ارامش بهت بده. بعدش میشه هدف کوتاه مدتت و بعد میان مدت. اینکارو بکنی هم روحیه ات بهتر میشه هم داری روی پیشرفت خودت تلاش می کنی هم اینکه انقدر طعنه ها ی دیگران ازارت نمی ده اصلا گوشت نمی شنوه. ضمن این هم هر خواستگاری که بود خوب بود بررسیش می کنی.
اگه حالتای افسردگی داری بعد از شکست عاطفی بد نیست پیش روانشناس یا روانپزشک خوب بری که حالت ناراحتیت عمقی نشه.
به خودت و روحیاتت برس. وگرنه یه روزی مثله من می بینی که عمق وجودت داره فریاد می زنه چون درست ازش مراقبت نکردی :)
الان مشکلی نداری هیچ مشکلی نداری. فقط باید به خودت برسی. خوشحالیتو روحیه اتو خوب کن.
ببین شوهر از کجا بیاد اگه تو نری توی مهمونیا. به مرور حتی ادمو فراموش می کنن که وجود داره. باید بری که ببیننت. باور کن شوهر از اسمون نمیاد.
البته اینکه حس کنی خدا پشت و پناهته احساس خیلی خوبیه. اما در پناه گرمی این احساس کارایی هم برای خودت بکن عزیزم.
وقتی تو حالت خوب باشه دیگه کم کم کسی بهت طعنه هم نمی زنه. حتی بهت افتخار هم می کنن.
یه چیز دیگه هم هست. احتمال اینکه شاید دورغ می گن یا غلو می کنن یا اصلا اشتباه برداشت کردنو هم در نظر بگیر. اینکه بهت می گن فلانی گفته می یاد خواستگاری بعد تو بشینی الاف تا بیاد نمیاد. ممکنه اصلا اون فلانی نگفته باشه. ممکنه یه چیزی گفته باشه اینا برداشت شخصی کرده باشن. تو زندگی خودتو بکن. روی حرفای این و اون حساب نکن احساس هم نذار. الان هم می خوای تمرین کنی واسه عاشقی؟ اول باید هر کدوممون یاد بگیریم که خودمونو دوست داشته باشیم. خیلی هم سخته. ولی اینکارو شروع کن.
موفق باشی.
علاقه مندی ها (Bookmarks)