
نوشته اصلی توسط
yerahgozar
تنها راهی که به ذهنم می رسه اینه که بپرسم جوابش مثبته در کل یا نه . اگه بود با خانواده بریم خونشون و من اونجا میگم یکسری حرفای نهایی رو میخوام بهت بزنم. و توی اون فرصت که به احتمال زیاد ایشون راحت تر برخورد می کنن یه ارزیابی دیگه از خودم نسبت به خودم داشته باشم. اگه توی جلسه حسم مثبت شد که هیچ و اگر نشد با یکسری صحبتا طوری که ناراحت نشه مثلا بگم من لیاقت تو رو ندارم و ... اونجا همه چی رو تموم کنم.
نظر شما چیه؟
ضمنا من تقریبا کل تاپیک های مرتبط تالار رو هم مطالعه کردم اما خوب گیر کردیم دیگه . حتما راهی هست.
خانم مصباح لطفا ادامه دهید
متشکرم.
ببخشید من این پستتون را نخونده بودم.الان متوجهش شدم.این پیشنهاد درست نیست.
چون باز هم دختر نمی تونه در اون موقع سریع حس صمیمیت ایجاد کنه.در کل خانم ها با آقایون طول می کشه که یخشون باز شه.
یعنی الان شما نسبت به رفتارشون تردید دارید؟
یعنی رفتارشون براتون جذاب نیست؟خیلی سنگین و جدی برخورد می کنند؟
یکم بیشتر توضیح بدین.ایشون خجالتی هستند یا نه و...
ببینید اگه ایشون خیلی مذهبی و محجبه باشند با نامحرم نمی تونند خوب گرم بگیرند.
گرم گرفتن و صمیمیت و رابطه برقرار کردن با دیگران را مادر و خواهرتون تو اون جلسه زنانه می تونن متوجه بشن.مثلا چه جوری استقبال می کنند و چه طوری پذیرایی می کنند.
مثلا ما خودمون یک جا خواستگاری رفتیم(بدون داداشم) رفتار دختر خانم و مادرش خیلی سرد بود.اصلا صحبت نمی کردند و انگار افسرده بودند.
یک جا رفتیم؛دیدم دختر خانم همون اول این قدر گرم گرفت و این قدر تند تند صحبت می کرد و پر حرف بود و من دیدم خیلی برون گراست و...
در حالی که برادر من در کل آدم آرومیه و دختر پرحرف و خیلی پر جنب و جوش را دوست نداشت.ولی دوست داشت خانمش شاداب و خون گرم باشه.
همین زن داداشم را رفتیم.دیدم چقدر متین نشسته.من هم سر صحبت را باهاش باز کردم.خیلی خوب و زود با من دوست شد.به موقع می خندید و کلا دیدم برای برادرم مناسبه.
هر جلسه هم که می رفتیم؛قبل از اینکه برن اتاق باهم صحبت کنند؛میومد کنار من می نشست و با هم حرف می زدیم.منم صحبت های مختلف را پیش می کشیدم ببینم چه طوره.نگو که اون از من هم باهوش تر بود و یک سری سوالات می پرسید و منم صادقانه بهش توضیح می دادم.
کلا دیدم خیلی آدم خونگرمیه.ولی برادرم چون فقط رفتار موقع خواستگاریشو می دید؛یکم حس نمی کرد که بتونه باهاش ارتباط برقرار کنه.
اما شما گفتین برادرشون آدم خون گرم و شوخی است.اگه فاصله سنیشون کم هم باشه که دیگه احتمالا چون با هم بزرگ می شن؛یک سری اخلاقیات همو می گیرن.
از اینکه برادر هم این قدر به فکر خواهرش بوده و می خواسته یک همسر مناسب پیدا کنه؛می شه فهمید رابطه خانوادگی خوبی دارن و...
یک نکته دیگه اینکه رفتارهای مادر دختر خانم هم خیلی مهمه.مثلا ببینید چقدر گرم با شما و خانودتون برخورد می کنند.مثلا مادر چه طوری شوهرش را صدا می کنه.
مثلا ما توی یک خواستگاری رفته بودیم؛مادر دختر و پدر دختر این قدر صمیمی بودند و پدر موقع خواستگاری از مادر به عنوان یک همسر و اینکه چقدر تو مشکلات یاریشون کرده بود صحبت می کرد.
که به نظر من این یا از عشق واقعی پدر به مادر بود.یا از زرنگی اون پدر.یا هر دو : )
شما خواهر ندارین که موقع جلسات کنار دختر بشینه و باهاش چهار تا کلام حرف بزنه؟
من معتقدم خانم ها با چهار تا کلام همو به خوبی می شناسن.و می فهمند که به طور کلی طرف مقابل از کدوم دسته دخترهاست.
همین طور که آقایون جنس خودشون را خیلی بهتر می شناسن.
من خودم اگه خواستگاری به جلسات دوم بکشه به برادرم حتما می گم بیاد و کنار پسر بشینه و چهار تا کلام ازش بپرسه.این قدر نظر برادرم برام مهمه.چون خودش جوونه و جوانهای این دوره را بهتر می شناسه.
راستی شما از ایشون پرسیدین که چند تا دوست دارند؟
تفریحاتشون چه طوریه و کجاها می رن.دوست دارن که همسرشون عاطفی باشه یا نه؟و...
رابطشون با اعضای خانواده چه طوره؟
پدرشون چقدر نسبت به دخترشون حساس هستند؟
چقدر مسافرت رفتند؟آخرین بار کی بوده.کجا رفتند و...
یک چیز دیگه هم الان به ذهنم رسید.من یکی از خواستگارام از ما اجازه گرفته بود که شماره موبایل منو برای اینکه قرار بود بریم بیرون داشته باشه.پدرم هم موافقت کرد.
به مناسبت عید به من اس ام اس داد.من هم جواب می دادم.کلا از اونجا هم من خیلی نکات دستگیرم شد.
به بهانه هماهنگ کردن وقت مشاوره گاهی تماس می گرفتم.اگر سوالی هم داشتیم گاهی تلفنی صحبت می کردیم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)