درود بانو بهار
به جرات می تونم بگم غم انگیزترین تایپیکی که خوندم برای شما بود.تو سن 25 سالگی دردی که داری میکشی وحشتناکه حسی که یه مادر به فرزندش داره فقط خودش میتونه درک کنه و کسی که مادر باشه.
بنظرم بانو میشل و دلجوی دلتنگ گرامی خیلی زیبا شما را راهنمایی کردند حتما نوشته هاشون استفاده کن.
پ.ن:تقریبا 30سالمه مادرمو 9سال قبل از دست دادم ولی واقعا بعضی وقتا دلم براش تنگ میشه این حس دست خود آدم نیست بعضی وقتا بهش نیاز داری به عشقش به اینکه فقط باشه و بتونی بغلش کنی سرتو بزاری روی زانوهاش و قربون صدقت بره
هیچی توی دنسا نیست بتونه جبران این کمبود رو کنه برای آدم هیچی نیست.
خیلی داری درد میکشی میدونم داغونی بدتر از اونی که فکرشو بشه کرد.ولی خواهشا خودتو بازسازی کن بچه به مادر نیاز داره همونطور که به پدر نیاز داره ولی به مادر خیلی خیلی بیشتره.ایشالله خیلی زود خودتو پیدا میکنی و مادری میشی که دخترت بهت نیاز داره یه مادر قوی و محکم.حتما در توان شما دوستان دیدین که چنین راهنمایی هایی به شما کردن برای خودت برنامه ریزی کوتاه مدت و بلندمدت کن ماهم برای شما دعا میکنیم
راستی دادگاه چی شد برامون بنویس حتما.
قدیمیا راست میگن آدم از مادر یتیم میشه 
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)