به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 7 نخستنخست 1234567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 66 , از مجموع 66
  1. #61
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    سلام ریحانه جون
    درسته که من باید از بین نظرات موافق یا مخالف تصمیم درستو بگیرم اما میترسم افکار دیگران تو این شرایط جای عقلمو بگیره.
    من دوست دارم نظر همه رو ببینم اما از طرفی هنوز از خیلی چیزا مطمئن نیستم واسه همین نظرات مخالف یا موافق خیلی روم اثر میزاره.
    از طرفی باز کردن تاپیک جدید فکرمو خیلی درگیر ومختل میکنه.
    چون ایام امتحاناته ومن فعلا جوابی ندادم.
    راوی از مسافرت برگشته وگفت همونجا یکی از اقوامشون از پسر مورد نظر خواسته بیاد به خواستگاری دخترشون که خونه وماشین و...داره.
    اما آقا پسر گفتن من این شرایطو نمیپسندم ونمیخوام همسرمو واسه اموالش انتخاب کنم...

    گفتن پسر خوبیه وقرار شده یه روز منو مامانم به صورت نامحسوس به خونه راوی بریم ورفتارش وخودشو از نزدیک ببینیم طوری که خودش متوجه نشه. اگر خوشم اومد با هم حرف بزنیم بعد بیاد خواستگاری.

  2. کاربر روبرو از پست مفید earth تشکرکرده است .

    reihane_b (پنجشنبه 04 اردیبهشت 93)

  3. #62
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    earth عزیز،

    خواستی که غیرکارشناسها سکوت کنند.

    ولی پست آخرت ربطی به موضوع ازدواج شما نداره.

    این کارتون اصلا درست نیست که برید جایی و یواشکی ایشون را ببینید. درسته نابینا هستن، اما مطمئنا اگر بفهمند خیلی بهشون برمی خوره و حتی ممکنه تصمیمشون عوض بشه.

    افرادی که در یک حس نقص دارند، معمولا حواس دیگشون قویتر هست (یا بخاطر نیاز در واقع هشیارتر می شه) و کمکشون می کنه.
    ایشون نمی بینند اما اگر شما توی اون خونه باشید، ممکنه بشنوند، حس بویایی یا حتی حس ششم بهشون کمک کنه و متوجه حضور شما بشن.

    ایشون به اون فرد اعتماد می کنه که می ره خونه اش و شاید بخواد کاری انجام بده که اگر بدونه شما هستید انجام نده. مثلا پوشیدن لباس راحت تر، صحبت از موضوع خاصی و ...

    کارتون از نظر اخلاقی هم درست نیست. بهتره بیشتر بهش فکر کنید.

    چون در مورد روابط همسری پرسیده بودید و در هر دو پست تکرارش کرده بودید،
    اگر منظورتون روابط زناشویی هست، ربطی به نابینایی ایشون نداره.
    حتی دو فرد نابینا هم می تونند ازدواج کنند. مشکلی از این نظر نیست.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  4. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    earth (جمعه 05 اردیبهشت 93), reihane_b (جمعه 05 اردیبهشت 93), شایسته89 (شنبه 06 اردیبهشت 93)

  5. #63
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    سلام

    شما کاملاً باید وضعیت زندگی با یک نابینا را بررسی کرده و با توانائیها و سلایق خودت مطابقت دهی و بسنجی ، در صورتی که همه جانبه پذیرش در خودت دیدی و مطمئن شدی که به هیچ وجه برایت سخت نیست و با علائقت در تعارض نیست می توانی قدم در وادی شناخت بطور جدی بگذاری .

    با توجه به بندهایی که گفتی اگر بخواهم نظر دهم باید بگویم که دچار تعارض خواهی شد .

    از طرفی من توصیه می کنم شما فعلاً به کمک یک مشاور شناخت بهتری از خودت بدست بیاور و به یک ثبات نسبی برس بعد در خصوص ازدواج اقدام کن . چون با شرایط و احوالات فعلی ازدواج کردن ، مسائل درونی و آشفته ساز برای شما بیشتر هم خواهد شد . لذا نیاز هست که با مشاوره حضوری و ادامه مشاور در اینجا ابتدا خودت را از نظر فکری و روحیه و شخصیت بازسازی کنی . درتصمیم گیری دیدت باز تر هم خواهد شد .

    موفق باشی





  6. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    earth (جمعه 05 اردیبهشت 93), reihane_b (جمعه 05 اردیبهشت 93), شیدا. (چهارشنبه 10 اردیبهشت 93)

  7. #64
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    earth عزیز،

    خواستی که غیرکارشناسها سکوت کنند.

    ولی پست آخرت ربطی به موضوع ازدواج شما نداره.

    این کارتون اصلا درست نیست که برید جایی و یواشکی ایشون را ببینید. درسته نابینا هستن، اما مطمئنا اگر بفهمند خیلی بهشون برمی خوره و حتی ممکنه تصمیمشون عوض بشه.

    افرادی که در یک حس نقص دارند، معمولا حواس دیگشون قویتر هست (یا بخاطر نیاز در واقع هشیارتر می شه) و کمکشون می کنه.
    ایشون نمی بینند اما اگر شما توی اون خونه باشید، ممکنه بشنوند، حس بویایی یا حتی حس ششم بهشون کمک کنه و متوجه حضور شما بشن.

    ایشون به اون فرد اعتماد می کنه که می ره خونه اش و شاید بخواد کاری انجام بده که اگر بدونه شما هستید انجام نده. مثلا پوشیدن لباس راحت تر، صحبت از موضوع خاصی و ...

    کارتون از نظر اخلاقی هم درست نیست. بهتره بیشتر بهش فکر کنید.

    چون در مورد روابط همسری پرسیده بودید و در هر دو پست تکرارش کرده بودید،
    اگر منظورتون روابط زناشویی هست، ربطی به نابینایی ایشون نداره.
    حتی دو فرد نابینا هم می تونند ازدواج کنند. مشکلی از این نظر نیست.



    سلام شیدا جان
    ممنون که نظرتو نوشتی.خیلی بهم کمک کرد.
    درسته حق با شماست وخودمم شک داشتم که آیا درسته چون نمیبینه من بخوام بدون اینکه بفهمه ببینمش؟
    آخه خانوادم راضی نیستن اما مامانم میگه تو بچه نیستی خودت باید واسه آیندت تصمیم بگیری.
    قرار گذاشتیم تو خونه راوی با حضور مامانم وایشون با هم صحبت کنیم اگر به نتیجه مناسبی رسیدیم بررسی کنم وبیان خواستگاری.

    سلام فرشته مهربون
    من تو این فاصله بیکار ننشستم.مشاورشماره یکی باشرایط این آقارو داد ومن باهاش مفصل حرف زدم.اون خیلی کمکم کرد وتمام مسائل ومشکلات مربوط به نابینایانو گفت. اینکه سخنوران وشنوندگان خوبی هستن.(یعنی باید درمواجهه با این آقا گوشهاتو ببندی وچشماتو خوب باز کنی).درضمن گفت برو مرکز نابینایان واز نزدیک خیلی چیزارو ببین.باهاش برو بیرون ورستوران ومکانهای عمومی وببین حرف مردم چقدر روت اثرمیزاره.

    اما درمورد اینکه میگید به ثبات نرسیدم درسته واین به خاطر کمال طلبیمه.که از وقتی برنامه ریزی کردم خیلی بهتر شدم.


  8. کاربر روبرو از پست مفید earth تشکرکرده است .

    شیدا. (چهارشنبه 10 اردیبهشت 93)

  9. #65
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    سلام منم earth
    فرشته مهربون خوبین؟
    یک ماه پیش با مامانم رفتیم خونه اون خانم وآقا پسرو دیدم...
    در نگاه اول فکر کردم یکی از فامیلاشونه که با ایشون اومده.با عینک شیشه ای اصلا معلوم نبود کم بینا هستن.اما وقتی راوی معرفی کرد تازه فهمیدیم خودشونن.
    با هم حرف زدیم.اعتماد به نفسش خوب بود.
    با اینکه 31 سال داشت تقریبا38 بهش میخورد.
    بهش حقیقتو گفتم که تا حالا به زندگی با یک آدم کور فکر نکرده بودم وباید اطلاعاتم بیشتر بشه.اونم از خودش وعقایدش گفت.
    من آدم شناس نیستم اما حس میکنم همه حرفاش راست بود.
    گفت12ساله خودم کار کردم وخرج تحصیلمو خودم میدم.دستمو پیش هیچکس دراز نمیکنم حتی پدرم.

    1.5 ساعت حرف زدیم اما بیشتر اون میگفت.

    احساسم نسبت بهش خنثی بود.


    فعلا داره کارای پایان نامه ارشدشو انجام میده...
    نمیدونم خدا چی میخواد...

  10. #66
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    سلام فرشته مهربون
    نظری ندارید؟


 
صفحه 7 از 7 نخستنخست 1234567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. همسرم نمیتواند مرا درک کند
    توسط نارجیس در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: پنجشنبه 22 مرداد 94, 05:21
  2. نمیتوانم خودم را متقاعد به ازدواج کنم
    توسط سارا66 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 18 خرداد 92, 14:24
  3. چگونه رگ خواب مردی میتوان فهمید
    توسط مریم زد98 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 04 آذر 91, 13:02
  4. خیانت شوهرخواهرم به خواهرم ، من چه کار میتوانم بکنم ؟
    توسط soha10 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 17 آبان 91, 09:52
  5. پیامدهای سنگین یک رابطه، نه میتوانم فراموش کنم نه میتوانم ادامه بدهم
    توسط kindly girl در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 14 فروردین 91, 02:26

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.