به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 81

Threaded View

  1. #24
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    بچه ها .... اول این تاپیک رو نگاه کنین!! داستان از کجا شروع شد؟؟ چرا ما دو ماه با هم خوب بودیم؟ چرا همه چی خوب پیش رفت؟ ...

    1. اسفندماه : مهمونی ! دعوت کردن از خانواده ی شوهرم و رفتار صمیمانه با اونها.

    2. فروردین : چند روز عید در کنار اونها بدون هیچ غر زدن و شکایتی.

    "خانواده اش" شاه کلیدی که اونو راضی نگه میداره و زندگی مون رو ضمانت می کنه!!!


    گرچه این شاه کلید برای من هم جواب میده. یعنی اگر با خانواده ام خوب باشه، من هم می تونم بیشتر دوستش داشته باشم و از خیر خیلی چیزا بگذرم.


    اما همیشه این ترس وجود داره برای هر دوی ما که اگر با خانواده ی اون یکی صمیمی بشیم،

    1. از خانواده ی خودمون دور بشیم.

    2. طرف مقابل پررو بشه.

    3. اونا دخالت کنن توی زندگیمون و نشه حریم ها رو حفظ کرد ....



    گرچه این همه چیز رو حل نخواهد کرد، اما احتمالا دوری ما از همدیگه رو از بین می بره...


    اما با اختلاف زیاد رفتاری این دو تا خانواده ...

    فکر می کنم می تونم درستش کنم... ولی حداقل یکسال زمان می بره. به خصوص اینکه از هم دوریم...

    در هفته های آینده احتمالا بعد از اسباب کشی هر دو تا خانواده بیان پیشمون، برای کمک، برای اذیت، برای سر درآوردن و برای منت بی خود. به هر حال میان.
    چشم ها را باید شست... کمی هم هوشیاری و حواس جمعی و البته صبر لازم دارم.

    - - - Updated - - -

    همون جمله ی معروف من که کمکم کرد :

    "خوش رو باش، مهربون باش، بذار شوهرت هر طور که دوست داره رفتار کنه(گیر نده، آزادش بذار)."

    یه چیزی باید بهش اضافه کنم :

    "انتظار هیچی رو ازش نداشته باش. هیچ توقعی نداشته باش. به خصوص توقع محبت"

    بعد هم پکیج جراتمندی

    بعد هم ارتباط بهتر با خانواده اش

    این ها رو همه با هم لازم دارم.



    و البته در ادامه ی مشاوره های آقای sci ، حرف های آقای حسین 40 هم فکرم رو مشغول کرده ...


    ویرایش توسط she : یکشنبه 07 اردیبهشت 93 در ساعت 14:28

  2. 6 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    khaleghezey (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), paiize (دوشنبه 08 اردیبهشت 93), فرشته مهربان (دوشنبه 08 اردیبهشت 93), میشل (دوشنبه 08 اردیبهشت 93), بی نهایت (دوشنبه 08 اردیبهشت 93), شیدا. (یکشنبه 07 اردیبهشت 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.