
نوشته اصلی توسط
2ANOAN
سلام
من 30 روز پیش به یکی از روانشناس های خارج از ایران که توسط یکی از دوستان بهم معرفی شده بود مشکلم رو ایمیل کردم و یه ساعت پیش جوابش به دستم رسد
از مدیر همدردی و فرشته مهربان خواهش دارم جواب ایشون رو بخونند و نظر دهند روش کدوم یکی از کارشناسان بهتره
من تا تونستم به طور روان ترجمه اش کردم اما برگرداندن یه زبان به یه زبان دیگه اون هم عین همون نوشته تقریبا غیر ممکنه چون اصطلاحات عام زبان انگلیسی با زبان فارسی از زمین تا اسمون فرق داره
من قسمت اصلی رو ترجمه کردم
<<از ارتباط تان با این مرکز خوشحالیم
مشکل شما یکی از رایج ترین مشکلات زمان ماست اما هر کسی به شکلی این مسله را تجربه میکند،همه ما انسانها برای حل یک مشکل و برای رسیدن به چیزی تلاش میکنیم اما اگر برای حل همین مشکل و برای رسیدن به چیزی زیاد تلاش کنیم و نتونیم اون رو حل کنیم وجود ما نسبت به حل ان احساس ناتوانی میکند و این ناتوانی باعث شکل گیری مشکلات روانی میشود و از ما یک موجود سرخورده و ضعیف میسازد یک ادم ضعیف همیشه ترسو هست و نمی تواند انتخاب درستی داشته باشد
بگذارید مشکل شما را کالبد شکافی کنیم
مشکل شما را به سه موضوع تقسیم بندی میکنیم
موضوع اول :عاشقی در دوران نوجوانی
موضوع دوم:عدم اعتماد به نفس و مشکل بیان احساسات
موضوع سوم:شیوه تربیتی شما و معرفی کردن خدا و افراد ناشناسی به عنوان حلال مشکلات
شما بعد از رسیدن به سن بلوغ که این دوره از زندگی دوره هیجانات و بازیگوشهاست از روی همین هیجانات ناخاسته و بدون هیچ منطقی عاشق میشوید.در مدت کمی این احساس تبدیل به ارزوی رسیدن به معشوق میشود و کم کم روح شما نسبت به این اتفاق واکنش نشان میدهد و به نوعی دچار فشار میشود و مشکلات شروع میشود شما چون قادر به بیان احساستان به دختر مورد علاقه تان و خانوده تان نبودید یاد حر فهایی می افتید که در دوران کودکی توسط خانواده و اشنایان به شما زده شده و به این ترتیب سراغ خدا و همون افراد میروید وشروع میکنید به بیان احساستان و حرف زدن با خدا این گفتگو باعث میشود روح شما وارد دنیای جدیدی شود و نسبت به اینده امیدوار شود همزمان که با خدا و همون افراد صحبت میکنید روح شما به طرف بخشش و اجایت خدا پرواز میکند و این پرواز باعث شکل گیری یک انتظار میشود و همه ارزویتان رسیدن به دختر مورد علاقه تان میشود و این گفتگو تا 7 سال ادامه می یابد.
این برداشت من از حرف هایی بود که به من ارسال کردین
اما الان مشکل کجاست و چطور باید حلش کنیم
ما باید به گذشته برگردیم و مقصر اصلی راپیدا کنیم و اگر مقصر پیدا شود راه حل نیز پیدا میشود
مقصر اولیه خانواده و اشنایان هستند چون در چند جا از زندگی شما دچار اشتباه شدند اما مقصر اصلی نیستند
من احساس میکنم که خانواده شما از حال و احوال شما به طور کل بی خبر بودند مادر و یا پدرتان اصلا اطلاع نداشتند که شما عاشق شدید و برای رسیدن به دختر مورد علاقه تان دارید دعا میکنید و چون خودتان می ترسیدید به خانواده اطلاع دهید که چنین اتفاقی افتاده ارتباط با خانواده قطع میشه
مقصر دوم تلوزیون و فیلم هاییست که در شبکه های شما پخش میشود من خودم به چند کشور اسیایی مسلمان سفر کرده ام و از فرهنگ شما تا حدودی اطلاع دارم یکی از این کشورها ترکیه بود سریال راز درها یکی از این سریالها بود که در این کشور پخش میشد و اطلاعات عجیبی را از حضور خدا در زندگی به مردم نشان میداد و یا عشق کشنده پسری را به دختر نشان میداد .در اینکه تلوزیون و سینمای شما مقصر هست شکی نیست اما مقصر اصلی تلوزیون هم نیست
مقصر سوم همان افرادیست که در کشور شما به عنوان یک فرد مقدس شناخته شده ان و شما در ارسالتان گفتید که به چنین افرادی هم مراجعه کردید انها بدون انکه سن و شرایط شما را در نظر بگیرن و بیشتر با شما حرف بزنن شما را تایید کردند اما باز مقصر اصلی نیستند
به اعتقاد من هیچ چیز در دنیا بیهوده اتفاق نمی افتد پشت هر اتفاقی دلیلی خوابیده هست
در اتفاق شما مقصر اصلی کیست؟ مقصر اصلی دلیلیست که پشت اتفاق شما هست و شما ان را نمی بینید و نمی توانید ان را درک کنید.هیچ کسی نمی تواند ان را ببیند چون هر کسی در پاسخ به شما گمان خود را بیان میکند
اما به نظر من دلیل این اتفاق خدا نیست چون اگر خدا عامل این دلیل بود باید خودش هم به شما جواب میداد، که چنین اتفاقی برای شما نیفتاده است و اگر ما انتظار داشته باشیم خود شما ان را درک کنید انتظار بیجاییست چون اطلاعات و تجربه های شما از بچگی تا حالا فقط در عاشقی خلاصه شده و شما در طول این مدت به جز به عشقتان به چیز دیگری فکر نمی کردید
فکر کنم تونسته باشم منظور خودم رو برسونم
اما راه حل
من به این نتیجه رسیدم که دختر مورد علاقه شما تنها چیزیست که شما را وادار به دعا کردن میکند و به سمت خدا میکشاند پس در اولین قدم باید تمام افکار و احساسی را که نسبت به او دارید از بین ببرید و این کار فقط با انتخاب یک دختر جدید شدنیست و اما چون شما هنوز مشکل ابراز احساسات دارید بهتر است این دختر را در فضای اینترنتی پیدا کنید تا بدون اینکه باهم روبرو شوید بتوانید باهم ارتباط داشته باشید این ارتباط باعث میشود به مرور زمان اضطراب شما از بین برود و در این مدت به ازدواج فکر نکنید
در این مدت تا میتوانید به جاهایی که باعث میشود به سمت دعا کشیده بشید نروید خصوصا مکان هایی که احتمال میدهید دختر مورد علاقه تان را در انجا ببینید
از تماشای سریالهای عاشقانه بپرهیزید و بیشتر فیلم های کمدی ببینید از هر نوع موزیکی دوری کنید .
علاقه مندی ها (Bookmarks)