به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 75
  1. #61
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مرداد 94 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1393-1-05
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    5,866
    سطح
    49
    Points: 5,866, Level: 49
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    317

    تشکرشده 1,458 در 274 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    71
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    ...

    آقای محمد93
    اگر تاپیکی ایجاد کنید به نظر من خیلی بهتره .اما عجالتا چون تا اینجا خیلی زحمت کشیدین یه نکته ای فقط می گم:

    شما خواهر دارید!!!! این خیلی خیلی نکته مثبتیه!!! من برای برادرام روحیات زن داداشام را درمیاوردم!این 15 دقیقه که مادر و خواهرتون می رن با مادر و دختر صحبت می کنند اصلا کافی نیست!!! حتما یک جلسه جدا برای این کار بذارید.این جوری محترمانه تر هم هست.بعد مادرتون که طبیعتا با مادر دختر صحبت می کنند.خواهرتون هم با دختر خانوم.دیگه خانم ها قشنگ می تونن بفهمن که این دختر از نظر ظرافت های دخترانه چه جوریه! چون معمولا دخترهای مذهبی شاید نتونن خیلی جلوی نامحرماون مطالبی که مدنظرتونه را نشان بدن.شاید بتونید سوال کنید.که همه دخترها هم مثل من که نمی تونن روحیاتشون را تشریح کنند.من که باشم کامل تشریح می کنم حالا نمی دونم تا چه حد درسته.با مثال البته و سنگین .حتی نپرسیده هم می گم که مثلا آقای فلانی من عاطفیم و.... که نمی دونم درسته یا نه؟!!

    اما خلاصه تو جمع زنانه آدم خیلی راحت تره و خود واقعیش هست.همین طور برای دختر خانم هم خوبه که بهتر مادرشوهر و خواهر شوهر آینده اش را بررسی کنه.


    اگر خواستید این تاپیک ها را بخوانید.درسته متفاوته ولی یک سری پست ها توش هست که به دردتون می خوره:
    چند سوال در مورد خواستگاری
    تردید در انتخاب بعد از سه جلسه خواستگاری!


    سلام خانم مصباح الهدی

    حرف خاصی نداشتم ، فقط دیدم چون پیشنهاد داده بودین تاپیک بزنم ، اگه یک زمانی تاپیک نزدم ، خواستم بی اعتنایی نشده باشه به پیشنهاد شما ، چون زیاد مثل شما و دوستان، بخاطر گرفتاری کاری، نمیتونم تاپیکم رو مدیریت کنم، گفتم کار بیهوده ای انجام ندم ....

    تاپیکهای معرفی شده رو هم خوندم ...

    در مورد خودم که ، روال خواستگاری رفتنم رو گفتم ، خانواده در حد 15-30 دقیقه خونه دختر خانم مینشینن ، اگه بلحاظ ظاهر و سطح فرهنگی و اداب و معاشرت خانواده ها ، مثل هم بودیم ، من هم میرم داخل و اگه اجازه بدن کمی با دخترخانم صحبت میکنم ، یعنی تقریبا اون سه جلسه ای که شما ذکر کرده بودید رو من در یک جلسه انجام میدم...

    بلحاظ ظاهر هم ، گرچه ادم بصری و خوش سلیقه ای هستم ، ولی بلطف خدا کم پیش میاد خواستگاری دختر خانمی برم و نپسندم ، و اکثرا برای من قابل قبول و زیبا هستند. و خانواده در این حد میرن که چند دقیقه ای دختر خانم رو بی حجاب ببیند ، از نظر مو ، رنگ پوست و دست و پا و... و به نظر من زیاد جالب نیست که یک جلسه کامل زنانه به این موضوع اختصاص داده بشه ، چون ممکنه در دختر خانم اون حس کالا بودن دست بده و حتی اگه جایی بریم که خودم در همون نگاه اول دختر خانم رو اصلا و تحت هیچ شرایطی نپسندم ، باز هم جلسه رو به همون شور و حرارت مدیریت میکنم تا ادامه پیدا کنه که یکزمانی دختر خانم نفهمه که بخاطر ظاهر مورد پسند واقع نشده و ...

    در مورد حرف کشیدن از دختر خانم ، که باز هم خواهر و مامانم زیاد در زمینه ریزه کاریها، کاری نمیتونن انجام نمیدن که بفهمن روحیات دخترخانم در چه حد هست و... و در حد کلیات صحبت میکنن و این قسمت روحیات و شخصیت سنجی هم بعهده خودم هست.... مثلا موردی بود که مامانم میگفت قبل از رفتن من بقدری دختر خانم با فیس و افاده اومده نشسته و مثل پرنسس ها سرد و از دماغ فیل افتاده ! برخورد میکرده .. ولی بمحض ورود من به خونشون کلا حال و هواش 180 درجه عوض شده و حتی موقع صحبت هرچی خونوادش صداش میکردن که از اتاق بریم بیرون ، میگفت حالا اشکال نداره ، اگه سوالاتون مونده ادامه بدید...

    یک چیزی که برام توی نوشته های شما جالب بود ، این بود که شما ظاهرا موارد زیادی بوده (به نسبت تعداد خواستگارهایی که داشتید) که به جلسات چندم و بیرون رفتن و حتی مشاوره کشیده شده... ولی مثلا من برام خیلی سخته ، که بخوام به جلسات چندم کشیده بشه ، و بعد از اخر بگم نه! بعد دیگه اگه به جایی بکشه که بستنی هم بخوام برم بیرون باهش بخورم بعد از اخر بفهمم بهم نمیخوریم که بقدری عذاب وجدان میگیرم که فکر کنم برای رهایی از این عذاب وجدان نصفی از مهریه ای که قرار بوده توافق کنیم رو بهش بدم (حتی مواردی هم که در حد یک جلسه حرف میزنیم و جواب منفی میشه عذاب وجدان دارم )

    مثلا توی مواردی که بوده ، دو مورد که تناسب بیشتری باهم داشتیم...
    یک مورد دختر خانمی بود ، مومن ، با خانواده اصیل ، زیبا ، تحصیلکرده و .. ولی خیلی ثروتمند بودن (با اینکه ثروتمند بودن ولی خیلی متواضع بودن) ، گرچه شرایط اقتصادی خودم به لطف خدا خوب هست ، ولی همیشه دوست داشتم خانمم ، شرایطی که توی خونه پدرش داره ، پایینتر از شرایط زندگی با من باشه .. دوست داشتم خیلی از تجربیات، هیجانات ، تفریحات ، سفرها و.. که توی زندگی متاهلیش تجربه میکنه ، براش بکر باشه...

    یا موردی بود که که ایشون هم مومن و مثل شرایط بالا ، ولی ایشون الان شاغل بودن ... رشته تحصیلیشون رو هم دوست داشتن و طوری نبود که مثلا از سر اجبار یا اکراه برن سر کار ... ولی برای اشتغال که پرسیدم گفتن هر چی همسرم بگه ، من همون کار رو میکنم ... که این رو هم خیلی با خودم کلنجار رفتم ، همونطور که قبلا گفتم ، قبلا مخالف کامل با اشتغال بودم والان مثل قبل خیلی صفر و یک نیستم ، ولی باز هم دوست دارم الان بنا رو بزارم بر سرکار نرفتن همسرم تا مدیون طرفم نباشم... بعد وقتی با خودم فکر میکنم که خانمی که تحصیل کرده هست، سرکار میره و از همه مهمتر اینکه شغلی داره که داره به مردم خدمت والایی ارائه میده و از این شغلهایی نیست که بود و نبودش زیاد اهمیتی نداره... وقتی این فکر رو میکنم عذاب وجدان میگیرم که این خانم بخاطر خواسته من از کارش دست بکشه...

    و مثلا در هر دو مورد خانواده دختر خانم ها رضایت اولیه به ادامه جلسات داشتن که من نتونستم اون دغدغه ها رو برای خودم رفع کنم...

    بعضی از موراد دیگه هم که کلا مورد پسند نبودن که در این چند هفته اخیر مثلا...
    یا کلا اصلا نتونستم ارتباط فکری و کلامی با دختر خانم برقرار کنم و با اینکه دنبال دخترخانمی هستم که 4-5 سال از خودم کوچکتر باشه ، ولی مثلا کلا توی یک عالم دیگه ای بودن... من مثلا ازشون در مورد اهداف و دورنمای زندگی و مسائل کلان و اساسی سوال میکردم.. بعد مثلا اونها انتظار داشتن من از رنگ مورد علاقه و خواننده محبوبشون ! سوال کنم

    یا مثلا مورادی بوده که وقتی خانواده رفتن ، خونشون کثیف بوده یا مثلا بوی بدی میداده دیگه کار به من نرسیده..

    یا مثلا دختر خانم نسبت به حجابشون سهل انگار بوده با اینک برچسب مومن بودن رو هم داشتن...

    یا مثلا دختر خانمی پسندیده شد ، ولی خیلی سختگیر بودن و باید برای صحبت من با دخترشون ، پدرشون قبلش با من در محیط خارج منزل صحبت میکردن که بخاطر این سخت گیری ها جواب منفی دادیم ، که وقتی ما جواب منفی دادیم ، اونها از موضعشون کوتاه اومدن .. ولی در هر صورت منتفی کردیم... اگر دختر خوب توی جامعه کمه ، پسر خوب هم کمه ، دیگه نمیدونم چرا بعضی خانواده ها اینقدر باید نازشون رو بخری و کار رو سخت میکنن .. یک معامله پایاپای هست دیگه...

    و موارد دیگه...

    ------------

    اما بخاطر اینکه پست من بی ربط به تاپیک شما نباشه ، نکته ای که اقا مهدی اشاره کردن نکته مهمی هست ... این کار شما درست نیست که خودتون رو کامل در همون ابتدا معرفی شخصیتی میکنید و خودتون رو کامل رو میکنید ، چون اینطور اگه طرف، شما رو خواسته باشه ، خودش رو طوری نشون میده که مطابق روحیات شما باشه. سعی کنید تخلیه اطلاعاتی کنید تا اینکه خودتون خودتون رو تخلیه کنید ... میتونید از یک سری سوالات کلی هم استفاده کنید مثلا: " اقای فلانی شما رو اطرافیانتون به چه خصوصیات و صفاتی میشناسن ، یا اینکه ، مثلا بپرسید ، خودتون خودتون رو به چه صفاتی میشناسید" وقتی این سوالات اینگونه رو بپرسید ، پررنگ ترین صفات طرف برای شما رو میشه ، حالا کار به این قسمتش نداریم که طرف در این مرحله راست میگه یا دروغ ، ببینید اون ملاکهای شما توی خصوصیاتی که میگه هست یا خیر... بعد اگه بود از ازمونهای راستی سنجی استفاده کنید.

    خوبه اولش گفتم حرف خاصی ندارم

  2. 3 کاربر از پست مفید محمد 93 تشکرکرده اند .

    mehdi1392 (دوشنبه 22 اردیبهشت 93), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 21 اردیبهشت 93), مصباح الهدی (یکشنبه 21 اردیبهشت 93)

  3. #62
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام آقای محمد93

    من چون مسائل را تجزیه تحلیل می کنم به نظر می رسه که خیلی تو اون مساله تجربه داشتم.درصورتی که این طوریا هم نیست.ممکنه یکی دوبار یک چیزی را تجربه کنم ولی کلی مطلب ازش یاد بگیرم.
    در مورد خواستگاری هم همین طور.البته مشورت هایی که شما دیدین به آقایون می دادم خب بخشیش مربوط به تجربه هام برای خواستگاری برادرهام بوده.همشو که خودم تنهایی تجربه نکردم!!! تازه تجربه های این سایت هم بوده.
    4 تا از خواستگارام بیشتر به جلسه دوم به بعدنکشیده. بین آنها با دو تا از خواستگارام بیشتر بیرون نرفتم.بقیه جلسه اول یا من نخواستم یا آنها.یا هردو.
    من هم تو خواستگاری خیلی خسته شدم هرچند که در کل صبورم ولی همین چندوقت پیش حس می کردم صبرم لبریز شده و دیگه نمی تونم فکر کنم.جدی جدی اومده بودم که معیار ایمان را تعدیل کنم .
    یک موردی هم بود که اینجا نگفتم هم اینکه خواستم بی طرفانه راجع به معیار ایمان بشنوم و هم اینکه اگر می گفتم همه بهم می گفتن که نباید رد کنی!!

    این نکته که شما و آقا مهدی ذکر کردین کاملا درسته که باید تخلیه اطلاعات کنم.
    این سوالاتی که گفتین را اتفاقا می پرسم اما با جوابهای درستی مواجه نمی شم.اغلب متوجه سوالات من نمی شن.یعنی انگار در مورد ازدواج فکری نکرده اند تا جوابی بدهند.باور کنید از روی غرور و... نمی گم.واقعی می گم.خودم هم باورم نمیشه که یکی بیاد خواستگاری و هنوز مثلا ندونه چرا می خواد ازدواج کنه و زندگی ایده آلش چیه و...
    من در مقابل سوالام با یک چیز مواجه می شم: شما خیلی کلی می پرسید.منم مجبور می شم جزئی ترش کنم.مثلا عواطف چه جایگاهی در زندگی ایده آلتون داره و...


    باور کنید اصلا تو ذهنم این نیست که مثلا بخواد جواب خاصی بده یا قلنبه سلنبه صحبت کنه.ولی در این حد که ببینم قبلا یه فکری کرده باشه هم خوبه.آدم تا خودش را نشناسه نمی تونه برای خودش همسر مناسب انتخاب کنه.ولی آنها حتی نمی دونن که مثلا عاطفین یا نه.یا دوست دارن خانومشون عاطفی باشه یا نه.
    من که دیگه از خیر جواب دادن درست و حسابی گذشتم و فقط کلیات مدنظرمه.که همین هم خودش کلیه.
    البته بگم خواستگاری که خوب سوال می پرسید و خوب جواب می داد هم داشتم.(که این به تنهایی برای من که مثبت منظور نمیشه)

    راجع به بحث اشتغال همسرتون به نظرم اون موردی که گفت هرچی همسرم در این رابطه بگه؛خیلی دختر خوبی بوده.چون چنین چیزی از زبان دختران امروزی واقعا کمه!!!
    من خودم اعتراف می کنم که نمی تونم همچین جمله ای را بگم!!!(شاید بعدا در عمل انجام بدم.ولی تو خواستگاری نمی گم که بعدا یک چیزی دست آقا داده باشم.بعدا هم نمی دونم )ولی اون دختر تونسته!!! اگر با صداقت گفته باشه واقعا تحسینش می کنم.

    در کل شما به نکته خوبی تو راهنماییهاتون به من اشاره کردین: انعطاف

    بعدا ممکنه شرایطی پیش بیاد که به شغل خانومتون نیاز باشه .یا شاید هم نباشه.خب این خانوم انعطاف داشتند بین دو موضوع! ولی مثلا دختری که کلا نمی تونه شغل داشته باشه نمی تونه انعطافی بین دو موضوع داشته باشه.چون اصلا دو تا موضوع برای او مطرح نیست .
    اگه خواستین پست 81 از تاپیک آیا من در ازدواج سخت گیرم؟(چقدر از معیارهام باید کوتاه بیام؟) را هم بخونید فکر کنم بد نباشه.

    ثروتمند بودن هم دلیل خوبی برای رد کردن نیست.البته راستش من از تجمل گرایی زیاد بدم میاد.اگر شما هم از تجمل گرایی بدتون میاد و صاف و ساده بیشتر می پسندین این را باید چک می کردین.

    مثلا من خودم ثروتمند ترین دختر دنیا هم باشم دلم می خواد تو مسافرت کنار جاده چادر بزنیم و سفره بندازیم و غذا بخوریم.نه اینکه بریم بهترین رستوران یا بهترین هتل و....یا مثلا خونه خودمون با اینکه قدیمیه ولی به همه خونه های لوکس ترجیح می دم.حیاطش را.زیرزمینش را. باغچه اش را.(حتی پدرم این طورن که ما عوضش نمی کنیم.)
    تجمل گرایی با ثروت تفاوت داره.دیدم دخترای با خانواده متوسط ولی واقعا تجمل گرا!!! به نظرم از این نظر هم سوال طرح کنید.

    نمی دونم این جمعبندیه یا نه ولی می خوام بگم درنهایت به این راهکار از آقایمحمد 6599رسیدم:

    (در آخر بگم من هرچی ازدواج موفق اطرافم دیدم علاوه بر این تحلیلهای منطقی و عاقلانه و کاملا بجا و درست، توکل بخدا و توسل به ائمه بوده هرچه هم تلاش کنیم ازدواج هندوانه دربسته است رمز موفقیت توکل و توسل است شک نکیند.)


    به خدا هم گفتم دیگه کاری ندارم.و حتی یک ذره هم خودم را موثر نمی بینم.انگار خدا این همه مدت داشت به من می گفت:فکر نکن تو کاره ای هستی و مثلا باهوشی و خودت انتخاب می کنی و... من اگر نخوام هیچی ازت برنمیاد.واقعا اینو حس کردم!!!
    واقعا اگه اینو برای خودم تجربه نمی کردم و از خارج به شخصی مثل خودم نگاه می کردم می گفتم مگه میشه یکی این همه آدم بیاد ولی هیچ کسی جور نشه؟!!! مگه میشه؟!!! اما شده.چون خدا نخواسته.

    دیروز نوبت من توی تاپیک چهل شب دعای صبوری جان بود.
    منم دیشب تو صحبتم به خدا گفتم دیگه از همه چیز قطع امید کردم.حتی از تاپیک زدن تو همدردی.حتی مطالعه برای انتخاب همسر.از همه چی همه چی قطع امید کردم.واقعا از ته دلم به این موضوع رسیدم.نه زبانی. به خدا گفتم که دیگه خسته شدم.دیگه نمی دونم خدا دلش به رحم اومده یا نه.حرف منو قبول کرده یا نه. منم دیگه اعصابم را خورد نمی کنم.چون به خودش سپردم؛دلیلی نمی بینم که برای این موضوع نگران باشم.دیگه حواسم را به درسم می دم.هر چی خدا خواست همون بشه.

    می خواستم یه جمع بندی کامل بنویسم برای ایمان و سایر مسائل .اتفاقا خیلی چیزها هم تو پستهای دوستان بود که می خواستم بنویسم.ولی نوشتنش فقط اشک منو درمیاره. چون همچین کسی پیدا نمیشه.

    پست43 آقای کامران 2007 که واقعیت تلخی درش هست.ولی حقیقت داره.
    ،پس در این سرمایه گذاری، موارد متعدد را باید در نظر گرفت. بدترین حالت ممکن این خواهد بود که فردی را به امید اخلاق و ایمان انتخاب کنی‌ و زیر یک سقف متوجه شوی، او اینها را هم ندارد، آنوقت اگر فقط همین‌ها را در نظر گرفته باشی‌، دیگر هیچ چیزی نداری که دلت را با آن خوش کنی‌ و برای ادامه آن زندگی‌ تلاش کنی‌. در چنین وضعیتی، احساس یک بازنده را خواهی‌ داشت که سر میز قمار همه زندگی‌ ‌اش را باخته است.


    با این تفاسیر دیدم خودم هیچ کاره ام.خدا همه کاره است.پس دیگه چیزی ندارم بنویسم.


    از تمام کسانی که وقتشون را بی منت برای من گذاشتند صمیمانه متشکرم


    یا علی

    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه
    ویرایش توسط مصباح الهدی : دوشنبه 22 اردیبهشت 93 در ساعت 02:07

  4. 3 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    mehdi1392 (دوشنبه 22 اردیبهشت 93), mohammad6599 (سه شنبه 23 اردیبهشت 93), فدایی یار (دوشنبه 28 اردیبهشت 94)

  5. #63
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    فقط الان در مورد عواطف یک سوالی دارم.
    بالاخره با توجه به خودم من شخص خیلی عاطفی هستم پس باید با یک مردی که او هم تا حدودی نسبتا عاطفی باشه ازدواج کنم.درسته؟.این را در جلسه خواستگاری چه جور بفهمم؟

    مثلا من خودم تو همون جلسه اول می پرسم که شما از نظر عاطفی چگونه اید؟ولی طبیعتا سوال مبهمی است.
    سلام،

    من سوالات زیر را پیشنهاد می‌دهم،

    -----
    ۱- به اعتقاد شما رابطه عاطفی بین یک زن با شوهر چگونه باید باشد؟ از چه نوع از رابطه‌ای لذت میبرید و برایتان لذت بخش و حتی خاطره انگیز خواهد بود؟ انتظارات شما در این مورد چگونه است؟


    ۲- توصیف شما از زندگی‌ مشترک چیست؟ لطفا یک روز از زندگی‌ مشترک ایده‌آل خود با همسرتان را برایم شرح دهید؟ در این روز از صبح که بیدار میشوید، همسر شما چه می‌کند؟ شما چه کاری انجام می‌دهید؟ چه چیزی این روز را برای شما منحصر به فرد و خاطره انگیز می‌کند؟
    ----
    دقت داشته باشین که در هیچ یک از این سوالات، هیچگونه راهنمایی جزئی و اصطلاحا جهت دهی‌ ندشته باشید. لزومی ندارد که دست خود را با گفتن اینکه عاطفی هستید برای خواستگار باز کنید. به هر حال، در عین حال که امیدوارم این سوال‌ها برایتان مفید باشند، دوست دارم این موضوع را هم گوشزد کنم که این سوالات صرفا شناختی‌ سطحی از نگرش طرف مقابل به شما میدهند، که برای بررسی‌ اولیهٔ خوب هستند. اما برای بررسی‌ عمیق، به هیچ عنوان کافی‌ نیستند. چرا که، همانطور که قبلاً هم اشاره داشتم، متأسفانه اکثر ما رویا بافی‌، شعار دادن، و قشنگ حرف زدن را خوب آموخته ایم اما در عمل...


    برای شناخت بهتر و عمیق‌تر، اگر رابطه تان به مراحل جدی تری رسید، با فرد مورد نظر به مشاوره خانواده مراجعه کنید، تست شخصیت بدهید و از مشاور بخواهید که این مورد و میزان سنخیت شما را با هم به دقت بررسی‌ کند.


    موفق و خوشبخت باشید،


    کامران
    عاشق همه سال مست و رسوا بادا

    ديوانه و شوريده و شيدا بادا

    با هوشياري غصه هر چيز خوريم

    چون مست شديم هرچه بادا باد

    ویرایش توسط kamran2007 : دوشنبه 22 اردیبهشت 93 در ساعت 03:48

  6. کاربر روبرو از پست مفید kamran2007 تشکرکرده است .

    مصباح الهدی (پنجشنبه 25 اردیبهشت 93)

  7. #64
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    با سلام

    تاپیک از ظرفیت مجاز عبور کرده . لطفاً از نظرات داده شده و راهنمایی های کاربردی یک جمع بندی داشته باش تا تاپیک برای قفل شدن آماده شود . در صورت نیاز به راهنمایی بیشتر لطفاض تاپیک جدید باز کن


    موفق باشی





  8. کاربر روبرو از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده است .

    بالهای صداقت (سه شنبه 23 اردیبهشت 93)

  9. #65
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 93 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1393-1-10
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    539
    سطح
    10
    Points: 539, Level: 10
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 114 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 93 نمایش پست ها
    اما بخاطر اینکه پست من بی ربط به تاپیک شما نباشه ، نکته ای که اقا مهدی اشاره کردن نکته مهمی هست ... این کار شما درست نیست که خودتون رو کامل در همون ابتدا معرفی شخصیتی میکنید و خودتون رو کامل رو میکنید ، چون اینطور اگه طرف، شما رو خواسته باشه ، خودش رو طوری نشون میده که مطابق روحیات شما باشه. سعی کنید تخلیه اطلاعاتی کنید تا اینکه خودتون خودتون رو تخلیه کنید ... میتونید از یک سری سوالات کلی هم استفاده کنید مثلا: " اقای فلانی شما رو اطرافیانتون به چه خصوصیات و صفاتی میشناسن ، یا اینکه ، مثلا بپرسید ، خودتون خودتون رو به چه صفاتی میشناسید" وقتی این سوالات اینگونه رو بپرسید ، پررنگ ترین صفات طرف برای شما رو میشه ، حالا کار به این قسمتش نداریم که طرف در این مرحله راست میگه یا دروغ ، ببینید اون ملاکهای شما توی خصوصیاتی که میگه هست یا خیر... بعد اگه بود از ازمونهای راستی سنجی استفاده کنید.
    سلام
    این نکته درستی است اما نه برای همه موارد.
    در مورد بنده کاملا برعکس بود. بنده تا آنجایی که ممکن بود فضای موجود و برنامه خود برای آینده را گفتم چرا که در شرایطی مثل شرایط من یک شخص دیگر می خواهد وارد یک فضای زندگی شود که این فضا تا حد زیادی شکل گرفته است. شرایطی که سختی هایی خاص خود را دارد. بنابراین کسی که این شرایط را می پذیرد بعدا کمتر می تواند نسبت به عدم آگاهی از شرایط شکایت بکند.
    البته این درصورتی است که در ابتدا بدانید که شخص مقابل شما دلبستگی که موثر بر عقلانیت باشد پیدا نکرده است و ملاک های شما را داراست اما نسبت به آینده چندان برنامه دقیق و مدونی را ندارد.
    مثلا در رابطه با شخصی چون سرکار خانم مصباح الهدی نمی توان از این شیوه استفاده کرد.

    یا مولا علی علیه السلام

  10. کاربر روبرو از پست مفید احمدعلی تشکرکرده است .

    محمد 93 (جمعه 26 اردیبهشت 93)

  11. #66
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 خرداد 93 [ 19:26]
    تاریخ عضویت
    1393-3-02
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    6
    سطح
    1
    Points: 6, Level: 1
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    نظر به پست گذشته در مورد پدرتون و تعداد جلسات اشنایی

    خانم مصباح یه جا خوندم سقف جلسات خواستگاری شما از نظر پدرتون 3 تا نهایتا 6 جلسه است
    من چون افرادی می شناسم مذهبی و (اخوند) خانواده (دختر )معمولا می گن تعداد جلسات ما حداقل بین 10 تا 20 جلسه باشه برا شناخت بیشتر پسر
    و افرادی می شناسم که با تعصب(نه با غیرت) ولی زمانی که خانواده پسر می گن باید تعداد جلسات بیشتر باشه خانواده دختر می گن غیرت ما اجازه نمی ده در حالی که ممکنه دخترشون قبلا دوست از جنس مخالف داشته باشه و خانواده هم از این موضوع با خبر باشه و این مسئله رو پنهان و توجیح درون خانوادگی بکنه-----البته کسی ناراحت نشه ولی من که حاضر نیستم پدرخانمم همچین ادمی باشه و مانع اشنایی و ازدواج سنتی(چه بسا دختر و پسرهایی زیادی به خاطر همین بهانه و محدودیت خانواده هایشان دست به دوستی با جنس مخالف زده و لطمات زیادی رو ببینن )
    طبق تعاریف ازدواج مذهبی باید قبل ازدواج شناخت کاملی انجام بشه تحت نظارت خانواده ها
    برای مثال اگر شما در طی 6 جلسه نتوانستید پسر مورد نظر رو بشناسید ندونید اهل مواد مخدر مشروب یا دوستی با جنس مخالفه ایا بعد عقد فهمیدن این مسائل چقدر دردناک خواهد بود مخصوصا هیچ بسری نمیاد بگه ببخشید خانم من اعتیاد به فیلمهای ... و رابطه با دوست دختر هایم یا پارتی شبانه دارم و تنها راه شناخت دقت و توجه به پرسش های اقا پسر و نحوه دید ایشئن به زندگی و سوال درباره تمام مسائل پیرامون زندگی که فکر نکنم با 6 جلسه به نتیجه قابل اعتمادی برسین
    و این رو هم بگم بیشتر پسرهای مذهبی(واقعا مذهبی به تمام معنا که می شه انتظار داشت) براشون مهمه که به شناخت کامل قبل ازدواج برسن چه بسا با پیشرفت علم و تکنولوژی و ارتباطات گسترده این پسرها در دانشگاه و چشم گوش باز کردن و دیدن مسائل موجود در پیرامون باعث شده پسران پاک جامعه از موقعیت های کنونی بترسند و بیشتر از خانواده دختر و خود دختر در ازدواج خود وسواس به خرج بدهند که این کاملا طبیعی و معقول
    و من برای چنین افراد مذهبی توصیه می کنم که برای ازدواج موفق تعداد جلسات را بالا ببرن حداقل 10 تا 20 جلسه سوالات خود را پیرامون روحیات سلیقه طرز تفکر فرد مقابل باشد و به راحتی تسلیم بعضی مسائل نشوند چه بسا تعداد جلسات اشنایی و گفت گو قبل عقد و تحقیق ازطلاق در عقد به خاطر شناخت روحیات اخلاق و حتی گذشته بهتر است

  12. #67
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام جناب rank
    نه من هیچ جا نگفتم که از نظر پدرم باید فقط تا 6 جلسه صحبت کنیم!!!
    اگر منظورتون اون پستیه که پیشنهادم در مورد روند خواستگاریه و 6 جلسه اول را توضیح دادم دلیل بر این نمیشه که دیگه نباید بیشتر صحبت کرد.اون 6 جلسه برای مثال بود و همون جا ذکر هم کرده بودم اگر نیاز به جلسات بیشتر بود می تونید ادامه بدین:اینجا: #7

    هر چند که من معتقدم بهتره آدم وقتی یه چیزی را می دونه که احتمال زیاد می ده که بعدا به مشکل برمی خوره بهتره همون اوایل تکلیفش را مشخص کنه و اگر جوابش منفیه زودتر بگه و طرف مقابل را الکی به زحمت نیندازه! یا موجب دلبستگی کسی نشه.که به نظرم خیلی از موارد تو همون 6 جلسه مشخص می شه.مثلا طرف 4 تا 5 جلسه گذشته هنوز به دلش ننشسته.خوب این مشخصه که باید جواب منفی را بده و دیگه درست نمیشه و اگر الکی جلسات را زیاد کنه و فرقی نداره.پس نباید به امید به دل نشستن جلسات را کش داد.چون ممکنه طرف مقابل دلبسته بشه.اونم بی خود و باامید.همه هم که نیومدن همدردی تا بدنند نباید تا عقد خونده نشده قطعی فکر کرد و احتمال هرچیز را داد!

    اما سایر مسائل که نیاز به گذر زمان هست بله نیازمند ارتباطات بیشتر هست و دوران آشنایی.که من تا حالا فعلا به مراحل بیشتر از این نیاز نداشتم خدا را شکر.
    ولی می دونم پدرم منعطفه.اگر بخوام و باهاشون صحبت کنم و نیاز داشته باشم که بیشتر آشنا بشم حتما و حتما اجازه می دن. از تحقیق و... هم کم نمی ذارن. تازه شاید پدرم از نظر انتخاب از من سخت گیر تر بشن! هیچ وقت منو اجبار نمی کنند با فلان کس ازدواج کن.فقط نظرشون را می گن و من هم همیشه خودم تصمیم گرفتم.و با اینکه گاهی نظرم مخالف نظر بابام بوده جواب منفی خودم را گفتم.بیشتر همون جلسه اول.
    ولی روی اینکه با کسی ازدواج نکنم نظر می دن! و براشون مهمه.منم در اون صورت جلسات را ادامه نمی دم.چون دوست دارم پدرم هم رضایت قلبی داشته باشن.

    ازدواج هایی که دعای پدر و مادر پشتشون هست گاهی با شکست مواجه می شه.دیگه چه برسه به ازدواج هایی که دعای قلبی پدر و مادر پشتش نباشه!!!
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  13. 2 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    فدایی یار (دوشنبه 28 اردیبهشت 94), شیدا. (جمعه 02 خرداد 93)

  14. #68
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    مصباح جان

    تاپیکت از حد مجاز عبور کرده و نیاز هست پست جمع بندی ارسال کنی و آماده اش کنی برای خاتمه یافتن

    ضمناً زیاد زوم کرده ای روی معیارها گاهی باید رها شد و ..... خود همین پرداختن زیاد و زوم کردن ، سخت گیری هست .





  15. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    meinoush (جمعه 02 خرداد 93), فرشته اردیبهشت (جمعه 02 خرداد 93), محمد 93 (جمعه 02 خرداد 93), شیدا. (جمعه 02 خرداد 93)

  16. #69
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    مصباح جان در پایان لازم میدونم بگم
    که هرچیزی یه کلی داره که اصالت بااون هست اگه بری تو بحر یک یک جزییات از خود اصل و کل غافل میشی همیشه تاپیکاتو میبینم یاد این قضیه میافتم

    انسان رو نمیشه تجزیه کرد به جز ها و معیارها
    در حدی لازمه بدونیم کیو میخاییم اما قرار نیست خدا دقیقا بیاد و یکی مطابق پست ها بسازه و بفرسته
    گاهی با کسی ازدواج میکنیم که فکرشو نمیکردم درحالی که ما دنبال شخصیت دیگه ای میگشتیم

    و اینطور نیست که حتما ما با یک نوع شخصیت بتونیم سازگار باشیم با ادمای مختلفی میشه خوشبخت بود مهم اصل مطلبه که بجا باید باشه
    از این همه جزبینی بیا بیرون دختر خوب.

    روابط انسانی انقدر پیش فرض و دست ساخت نیست انعطاف بده به معیارهات به افکارت
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را

  17. 3 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    meinoush (جمعه 02 خرداد 93), محمد 93 (جمعه 02 خرداد 93), مصباح الهدی (جمعه 02 خرداد 93)

  18. #70
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام فرشته مهربان عزیز
    تاپیک را لطفا قفل کنید.(ببخشید دیر اطلاع دادم.اولش مدتی نبودم.بعدش هم دیدم دیگه حرفی ندارم بزنم و کسی هم پستی نذاشته بود فکر کردم دیگه این تاپیک بالا نمیاد و لازم نیست پستی بذارم)

    البته من در پست 58 در مورد عواطف و در پست 62 در مورد ایمان جمع بندی خود را کرده ام.و اشاره هم کردم که جمع بندی کردم.و دیگه برام این موضوع مهم نیست و همه اش را به خدا سپرده ام.و دیگه درگیری ذهنی ندارم. و حرفی هم نداشتم(ذکر کردم)

    و در یک جایی (البته فقط بخشی از ذهنم)متوجه شدم من دارم برای یه کس دیگه که هنوز ندیدم خودم را الکی پایین میارم و عواطفم را می خوام کم کنم. حتی داشتم ایمان را پایین میاوردم. ولی الان دیگه می خوام همون راه درست را برم. همون استعدادهایی که خدا بهم داده را به کار بگیرم. مثلا تو ذهنم دیگه انگیزه برای ادامه تحصیل نداشتم.در صورتی که علاقه و استعدادش را دارم. ولی الان دیگه می خوام بدون اینکه فکر کنم یکی دیگه که هنوز ندیدمش چه جوری فکر می کنه یا تحصیلاتش ممکنه پایین تر باشه و موافقه یا نه به راه خودم ادامه بدم.
    یا دیگه می خواستم ایمانم را حتی کم کنم(تو ذهنم متاسفانه این بود و می خواستم حتی یکی را بپذیرم) ولی الان اتفاقا دارم روی ایمانم کار می کنم. مثلا تو این تاپیک بعضی دوستان گفته بودند ایمان به نماز نیست و من الان دقیقا دارم روی نماز مطالعه می کنم تا ببینم اصلا چرا باید نماز بخوانیم و چه جوری می تونم یه نماز خوب و واقعی بخونم. فعلا خیلی کم موفق شدم ولی راهم را ادامه می دم.تا حداقل نمازم را درست و واقعی کنم.

    من راه درست را می رم.خودم را هم نمی تونم تغییر اساسی بدم.من خودم را همین جوری که هستم دوست دارم! (اگه خودخواهی نباشه). و می خوام بهتر بشم. نه اینکه ازدواج ،خواستگار و....باعث بشه بدتر بشم.
    همسر آینده من هم باید همین خود من را دوست داشته باشه با تمام خصوصیات روحی و... که دارم. و البته خصوصیاتم را در چارچوب منطق قرار می دم مطابق با اولویت بندی زندگی مشترک.
    از تمام عزیزان هم بی نهایت سپاسگزارم


    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته اردیبهشت نمایش پست ها
    مصباح جان در پایان لازم میدونم بگم
    که هرچیزی یه کلی داره که اصالت بااون هست اگه بری تو بحر یک یک جزییات از خود اصل و کل غافل میشی همیشه تاپیکاتو میبینم یاد این قضیه میافتم

    انسان رو نمیشه تجزیه کرد به جز ها و معیارها
    در حدی لازمه بدونیم کیو میخاییم اما قرار نیست خدا دقیقا بیاد و یکی مطابق پست ها بسازه و بفرسته
    گاهی با کسی ازدواج میکنیم که فکرشو نمیکردم درحالی که ما دنبال شخصیت دیگه ای میگشتیم

    و اینطور نیست که حتما ما با یک نوع شخصیت بتونیم سازگار باشیم با ادمای مختلفی میشه خوشبخت بود مهم اصل مطلبه که بجا باید باشه
    از این همه جزبینی بیا بیرون دختر خوب.

    روابط انسانی انقدر پیش فرض و دست ساخت نیست انعطاف بده به معیارهات به افکارت
    فرشته جان
    شما درست می گین.ولی من در مورد خواستگارام تو بحر جزئیات نرفتم!!!
    همین کلیاتمد نظم بوده و هست و همین طور به دل نشستن.
    تو همین کلیات هم کسی به من نخورده دیگه چه برسه به جزئیات!!!
    ولی خب طبیعیه که برای همین کلیات هم باید یه سری سوال جزئی پرسید دیگه.و گرنه همه می گن مثلا ما عاطفی هستیم.خوب این خیلی کلیه. یا همه می گن ما باایمانیم.خوب این هم کلیه.مثلا باید دید میزان پایبندی به احکام و... چقدره یا هرکدوم چه طور فکر می کنند و طرز فکر و... مهمه واقعا!
    اگر جزئیات را هم نپرسیم که دیگه دوران آشنایی و ...مطرح نیست. دیگه شناخت مطرح نیست.
    در صورتی که من اصلا نمی تونم بدون شناخت از کسی باهاش ازدواج کنم! ولی می دونم که برخلاف اینکه شما ها فکر می کنید خیلی به جزئیات بها می دم تو خواستگارام بها نمی دم.همون کلیاتی که گفتم بهم نخوردن.
    ولی اینجا برای اینکه مسائل روشن بشه آنچه که تو ذهنم بود را سعی کردم جزئی تر بگم تا دوستان بیشتر منو بفهمن.و چون راحت می تونم افکارم را بیان کنم و بنویسم گاهی این نتیجه حاصل میشه که من خیلی جزئی نگرم!

    و خب من دیگه نمی تونم بیشتر کوتاه بیام. تازه دیدی که بعضی ها بهم معیار هم دادن که این ها را هم باید در نظر داشته باشی!!! :دی

    راستش من به قسمت هم دیگه اعتقاد پیدا کردم!
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  19. 2 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    فدایی یار (دوشنبه 28 اردیبهشت 94), فرشته اردیبهشت (جمعه 02 خرداد 93)


 
صفحه 7 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: دوشنبه 19 اسفند 92, 17:03
  2. تعطیلات عید در کنار خانواده شوهر و تاثیرات بعدی آن!
    توسط she در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: شنبه 17 فروردین 92, 15:05
  3. تعطیلات عید--میگه من مَردم باید پیش خانواده ام باشم!
    توسط she در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 50
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 اسفند 91, 13:39
  4. تعطیلات عید--میگه من مَردم باید پیش خانواده ام باشم!
    توسط she در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 21 اسفند 91, 12:02
  5. اگر از تعدادی ازمعیارهام بگذرم پشیمون نمیشم؟
    توسط yasesepid در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: شنبه 29 خرداد 89, 23:20

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.