لطفاً بجای هرگونه ذهن خوانی و فکر اتفاقات احتمالی فقط همان رویه که گفته شد را ادامه دهید . در این دادگاه وکیل بفرست و خودت با همسرت روبرو نشو و همین حرفها که ایشون عملاً نشان داده که نمی توان اعتماد کرد را وکیل بزند اینکه شما کار را بخاطر مطرح شدن جدایی و نیاز به احتیاج مالی پی گیر شده ای چون ایشون قصد طلاق داشته و حتی دادخواست داده و رونوشت احضاریه برای جلسه دادگاه طلاق را ضمیمه پرونده کنید و اینکه زمانی که شما اختلاف داشتید و مسئله پیش آمده و .... شما شاغل نبودید که اشتغال باعثش شده باشد و .... وکیل تمام سوابق رفتاری وی را که باعث شده شما نیاز به اشتغال را پیدا کنی و اکنون هم تضمینی نداری برای اینکه بخواهی شغلت را رها کنی و زندگیت ثبات داشته باشد و اینکه هدف از این دادخواست اذیت کردن هست و بهانه هست را وکیل مطرح کند یا در لایحه بنویسد . خودت همچنان به رویه محترمانه و ابراز علاقه اما وابسته نبودن و تحمیل نکردن ادامه بده .... اگر بعداً هم اظهار کرد که وکیل گرفتن و .... خلاف ادعای دوست داشتنت هست بگو این روال را شما پیش آوده ای به جای من بودی چه می کردی و توپ را بنداز زمین خودش و بگو من سپردم به وکیل تا رو دررو نشم چون دوست نداشتم رو در رو بشم . در هر صورت تو تمایل به جدایی داری و من ندارم اما اجبارت نمی کنم که از من جدا نشوی در عین حال قدمی هم برای تسهیل جدایی بر نمی دارم و بعدش وجدانم راحت خواهد بود که تو خواستی و من حتی سهم اشتباهاتم را پذیرفتم و اقرار کردم و اعلام آمادگی کردم برای برطرف کردنش به کمک مشاور و .... حالا هم دارم تلاش می کنم که ضعفهایم را برطرف کرده و به قوت تبدیل کنم با این انعطافی که از سوی من بوده اصرار و تلاش تو برای جدایی خیال من را راحت می کنه که من بیخودی راه جدایی را در پیش نگرفته و مساعدش نکرده ام و مطمئنم همین برام کافیه که آرامش داشته باشم و رضایت خاطر و .....









علاقه مندی ها (Bookmarks)