به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 28

Hybrid View

  1. #1
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    من فکر کنم کلا راه به راه قهر می کنم با همه :) البته کسی نمی فهمه جز خودم! تو خونه میرم تو اتاقم ناراحت شم از رفتار کسی بیرونم هیچی نمی گم اما کم کم ارتباطمو کم می کنم. البته خوب بعضیاشو حق دارم. بیشترشو حق دارم ناراحت شم.... اصلا همه اشو حق دارم ناراحت شم !! ولی موضوع اینه که من باید بتونم زندگی کنم. نباید بذارم احساساتی شم. اینکه نخوام با کسی دوست باشم یا نخوام با کسی همنشین شم خوب یه بحث دیگه است به اختبار هر کسیه. اما اینکه هر بار دلم ناراحت شه و خودمو بکشم عقب بده. به کسی چیزی نمیشه کسی اصلا نمیفهمه اما واسه من بده دیگه. خوشم نمیاد اینطوریم. نمی شه این حساس بودنمو کم کنم.
    راستی بهم هیچی برنمی خوره. اما دل ازرده می شم. مثلا تو خونه وقتی چند تا جمله دارم حرف می زنم خوب توقع دارم حداقل با قیافه ی درهم و ناراحت مثل اینکه وقت ارزشمندشونو گرفتم نگاه نکنن که زودتر خفه شم برم. خوب ادمم کوتاه هم هست حرفم ولی بعضی وقتا اینطوری باهام رفتار میشه. ناراحت میشم در جا میرم تو اتاقم هیچی هم ندارم بگم. خوب این ناراحتی رو نمی خوام بشم. اینکه برم یا بمونم مهم نیست. نمی خوام انقدر دلم راحت اذیت شه و منم اذیت کنه.

    یا همین حال بد شدنام اینام یه جور هیجان احساسی هستن دیگه. هیجاناتی که نم یتونم کنترلشون کنم تا برسن به بدی. خوب نمی خوام انقدر تلاطم داشته باشم. کسی چیزیش نمی شه همه راحتن. من دارم هی با خودم کلننجار می رم. از غریبه تا خونواده هر کی فکر کنه ادم خوب و شیرین نیست در جا رد می کنه ادمو همه فکر خودشون هستن. اما منم باید بتونم به فکر خودم باشم.

    می خوام بی عاطفه بشم. چطوری بعضیا می تونن فقط احساساتشونو برای کسایی مثل خونواده یا هر کسی که خودشون می خوان بذارن؟ منم اینو می خوام. جایی که لازمه (بیشتر جاها) نمی خوام هی دلم بپره وسط ناراحت شه یا نگران ناراحتی مردم شه.

    به خاطر همین احساس و دله که انقدر هیجاناتم بالاست. واسه چی تو یه روز از خوب رو به معمولی می رسم به اینکه می خوام بمیرم؟؟ اینا تلاطم های دله که من نمی تونم کنترلشون کنم.

    انگار من نشستم هر جا احساسم می خواد منو ببره. بالا پاینن این ور اون ور هر جا بخواد خوب و بد نرمش داشته باشه یا مثل دریا کوبنده باشه. منم می شینم هر کار خواست باهام بکنه. بعدش اخرش می بیتم خوب چی شد.

    یه لینک بود امروز می دیدم
    http://www.hamdardi.net/thread-9046.html
    میشه بی ثباتی احساسی.
    البته در مورد رفتارم تا حد توانم تلاشمو می کنم در ارتباط با دیگران. اما خودم اذیت می شم انقدر متغیره احساساتم. یعنی فقط توی چهره ام این تغییرات دیده میشه در رفتارم تا حدممکن انصافو رعایت می کنم.
    در کل کنترل عقل نیاز دارم. این لینک راهشو درست نگفته فقط شرح حال داده.

    می خوام عاقل باشم!! من کسی رو ندارم که بخواد بهم حمایت احساسی بده. مثل قایق توی اب هر جا می رم. اون حمایت احساسی رو که یه کم کنترل کننده باشه می خوام. خودم باید به خودم بدم. چطوری؟


    فرشته مهربون هم گفت این خلا گم شدگی معنا است.

    اخه به کی وصل شم. ادما کسی نیست. خدا هم هنوز به درکش نرسیدم نمی فهمم کجای زندگی من بوده. می مونه خودم. خودمم انقدر سستم که نمی تونم اون تکیه گاه باشم برای خودم. یعنی بعضی وقتا نمی تونم.

    ممنون.

  2. 4 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    m.reza91 (یکشنبه 18 خرداد 93), pasta (یکشنبه 18 خرداد 93), toojih (دوشنبه 19 خرداد 93), شیدا. (دوشنبه 19 خرداد 93)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 خرداد 99 [ 15:45]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    399
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 833 در 318 پست

    Rep Power
    60
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush نمایش پست ها
    من فکر کنم کلا راه به راه قهر می کنم با همه :) البته کسی نمی فهمه جز خودم! تو خونه میرم تو اتاقم ناراحت شم از رفتار کسی بیرونم هیچی نمی گم اما کم کم ارتباطمو کم می کنم. البته خوب بعضیاشو حق دارم. بیشترشو حق دارم ناراحت شم.... اصلا همه اشو حق دارم ناراحت شم !! ولی موضوع اینه که من باید بتونم زندگی کنم. نباید بذارم احساساتی شم. اینکه نخوام با کسی دوست باشم یا نخوام با کسی همنشین شم خوب یه بحث دیگه است به اختبار هر کسیه. اما اینکه هر بار دلم ناراحت شه و خودمو بکشم عقب بده. به کسی چیزی نمیشه کسی اصلا نمیفهمه اما واسه من بده دیگه. خوشم نمیاد اینطوریم. نمی شه این حساس بودنمو کم کنم.
    راستی بهم هیچی برنمی خوره. اما دل ازرده می شم. مثلا تو خونه وقتی چند تا جمله دارم حرف می زنم خوب توقع دارم حداقل با قیافه ی درهم و ناراحت مثل اینکه وقت ارزشمندشونو گرفتم نگاه نکنن که زودتر خفه شم برم. خوب ادمم کوتاه هم هست حرفم ولی بعضی وقتا اینطوری باهام رفتار میشه. ناراحت میشم در جا میرم تو اتاقم هیچی هم ندارم بگم. خوب این ناراحتی رو نمی خوام بشم. اینکه برم یا بمونم مهم نیست. نمی خوام انقدر دلم راحت اذیت شه و منم اذیت کنه.

    یا همین حال بد شدنام اینام یه جور هیجان احساسی هستن دیگه. هیجاناتی که نم یتونم کنترلشون کنم تا برسن به بدی. خوب نمی خوام انقدر تلاطم داشته باشم. کسی چیزیش نمی شه همه راحتن. من دارم هی با خودم کلننجار می رم. از غریبه تا خونواده هر کی فکر کنه ادم خوب و شیرین نیست در جا رد می کنه ادمو همه فکر خودشون هستن. اما منم باید بتونم به فکر خودم باشم.

    می خوام بی عاطفه بشم. چطوری بعضیا می تونن فقط احساساتشونو برای کسایی مثل خونواده یا هر کسی که خودشون می خوان بذارن؟ منم اینو می خوام. جایی که لازمه (بیشتر جاها) نمی خوام هی دلم بپره وسط ناراحت شه یا نگران ناراحتی مردم شه.

    به خاطر همین احساس و دله که انقدر هیجاناتم بالاست. واسه چی تو یه روز از خوب رو به معمولی می رسم به اینکه می خوام بمیرم؟؟ اینا تلاطم های دله که من نمی تونم کنترلشون کنم.

    انگار من نشستم هر جا احساسم می خواد منو ببره. بالا پاینن این ور اون ور هر جا بخواد خوب و بد نرمش داشته باشه یا مثل دریا کوبنده باشه. منم می شینم هر کار خواست باهام بکنه. بعدش اخرش می بیتم خوب چی شد.

    یه لینک بود امروز می دیدم
    http://www.hamdardi.net/thread-9046.html
    میشه بی ثباتی احساسی.
    البته در مورد رفتارم تا حد توانم تلاشمو می کنم در ارتباط با دیگران. اما خودم اذیت می شم انقدر متغیره احساساتم. یعنی فقط توی چهره ام این تغییرات دیده میشه در رفتارم تا حدممکن انصافو رعایت می کنم.
    در کل کنترل عقل نیاز دارم. این لینک راهشو درست نگفته فقط شرح حال داده.

    می خوام عاقل باشم!! من کسی رو ندارم که بخواد بهم حمایت احساسی بده. مثل قایق توی اب هر جا می رم. اون حمایت احساسی رو که یه کم کنترل کننده باشه می خوام. خودم باید به خودم بدم. چطوری؟


    فرشته مهربون هم گفت این خلا گم شدگی معنا است.

    اخه به کی وصل شم. ادما کسی نیست. خدا هم هنوز به درکش نرسیدم نمی فهمم کجای زندگی من بوده. می مونه خودم. خودمم انقدر سستم که نمی تونم اون تکیه گاه باشم برای خودم. یعنی بعضی وقتا نمی تونم.

    ممنون.
    سلام،من کارشناس نیستم اما چیزی که نوشته تون فهمیدم اینه که شما روحیه حساسی دارید،برای این کار هم فقط خودتون میتونید خودتون رو کمک کنید،ببینید خیلی چیزها رفتارها و اخلاقها هست که ادم نباید نسبت بهش حساس بشه شما هم اینگونه رفتارها رو ازش رد شید و براتون مهم نباشه و به قولی روش حساس نباشید،خیلی از نوشته هاتون تلقینی هست که به خودتون میکنید وگرنه مشکلی این وسط وجود نداره،شما ایا توی یک زمینه خاص ( حالا کاری ،تحصیلیو...) هدفی دارید که بخواهید اون رو دنبال کنید و پیش بردن اون بهتون انگیزه بده؟ من احساس میکنم شما هدفتون رو گم کردید

  4. 3 کاربر از پست مفید samanft تشکرکرده اند .

    meinoush (دوشنبه 19 خرداد 93), pasta (دوشنبه 19 خرداد 93), پونیو (دوشنبه 19 خرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 08 بهمن 00, 23:20
  2. سیگار...
    توسط شمیم الزهرا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: پنجشنبه 03 مهر 99, 22:21
  3. در خواستگاری چی بپرسیم؟ چی نپرسیم؟
    توسط samir65 در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 28 تیر 93, 23:25
  4. چطور به ترک سیگار همسرم کمک کنم؟
    توسط ابر بهاری در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: یکشنبه 20 فروردین 91, 10:40
  5. برون شو ای غم از سینه که لطف یار می آید
    توسط مدیرهمدردی در انجمن موسیقی و آرامش، دانلود موسیقی و...
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 فروردین 91, 17:38

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.