با عرض سلام خدمت تمام دوستان عزیز در سایت همدردی ... بخصوص مدیر همدردی
سه ماه گذشت و وظیفه خودم دونستم سری بزنم به تاپیکی که قبلا باز کرده بودم.
می خوام رسما اعتراف کنم که اشتباه کردم ... ماجرای من و ونوس شاید چند هفته بعد کلا تموم شد ، هم از طرف اون هم از طرف من ... الانم دیگه رابطمون قطع شده ... شاید خودشم بعدا اینا رو بخونه ولی لازم بود که بیام تو این تاپیک و اینا رو بگم :
من از همون روز اول می دونستم که دارم اشتباه می کنم ، ولی تو اون لحظات این مشکلاتی که بین ما بود رو نادیده می گرفتم ... کور و کر شده بودم ... نصیحت هیشکی تو گوشم نمی رفت ... الان که یه مدتی گذشته ، و به اون موقع ها فکر می کنم خنده ام می گیره ...
دوستان خوبم ، از من به شما نصیحت ، دوستی دختر و پسر اصلا و اصلا و اصلا راه خوبی برای ازدواج نیست . دیگه چه برسه به نوع اینترنتیش .
من توی شهرستان زندگی می کنم و اکثر خانواده ها بصورت سنتی با هم ازدواج می کنن. من می خواستم سنت شکنی کنم ، ولی بعد از این ماجرا و بعد از قطع رابطه فرصت خوبی برا فکر کردن داشتم ... با خیلی ها حرف زدم ...
شاید الان توی دلتون بهم بخندین ، که این یا عاشق نبود یا قصد بازیچه کردن طرف رو داشت ولی باور کنین اینطور نبود ، اما الان که بهش فکر می کنم ، می بینم کار درست و عاقلانه ای نکردم .
آدم وقتی عاشق میشه پرت و پلا زیاد می گه ... اینو اعتراف می کنم که چشم و گوشم بسته شده بود و درست فکر نمی کردم
فقط خواستم بیام و از موضعی که ازش دفاع می کردم کناره گیری کنم ،
در پایان از همه دوستان عزیز و خوبم تشکر می کنم ... امیدوارم هر روزتون بهتر از روز قبل باشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)