مهمترین درسی که من از همدردی گرفتم این بود که رفتار دیگران بازتابی از رفتار خودمونه ...
قبل از اینکه با تالار آشنا بشم فکر میکردم با هر کس باید یه طور خاص رفتار کرد ... ولی الان میدونم که در هر حالت ما باید درسترین و عاقلانه ترین رفتار رو داشته باشیم ... مهم نیست طرف مقابل چه رفتاری داره ... مهم اینه که ما رفتارمون درست باشه ..
یاد گرفتم که اکثر مشکلات بین همسران از عدم مهارت های ارتباطی هستش و اغلب مشکلات بین آدمها هم از ندونسته های اونها ...
یعنی اگه ما با احساسات و روحیات همدیگه آشنا باشیم و به خواسته های همدیگه احترام بذریم ... دنیا گلستانی شود ... 
راستی مهم تر از مورد اولی که نوشتم هم هست ...
من آدم کاهل نمازی بودم و خیلی مقید دین نبودم ... از همدردی آموختم که بهترین کمک رسان من خداست و بهش نزدیک شدم .. نمازم مرتب شد و جدیدا هم که دارم تفسیر آیات رو میخونم و از هر کدوم درسی میگیرم و به قلبم می سپارم ... تازه فهمیدم که با سستی و فاصله گرفتن از خدا چه آرامشی رو از خودم دریغ میکردم .
خدارو شاکرم و از همه دوستان و مدیر همدردی ممنونم ... که منو به راه راست هدایت کردند ...
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند
دست خطی که تورا عاشق کرد، شوخی کاغذی ماست بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی، به خدا مثل تو تنهاست بخند ...
علاقه مندی ها (Bookmarks)