.سلام
راستش درس كه زياد بود
اما چيزي كه عجيب به درد من خورد اين
بود كه:
من تنها به دنيا امدمو تنها ازين دنيا ميرم.
هيچكس حتي شوهرم حتي مادرم نميتونه در اتفاقاتي كه براي من ميوفته اندازه من سهم داشته.هيچكس نميتونه در رنجي كه ميكشم به اندازه خودم سهيم باشه.
من.مني كه قدر خودمو نميدونم.مني كه خودمو ازار ميدم يه دنياييم برا خودم.
از من همين يه دونه وجود داره كه همين يه بار قراره زندگي كنه.
من بايد ياد بگيرم كه خودمو دوس داشته باشم.حتي اگه هيچكس دوسم نداشته باشه.
بايد بتونم لذت ببرم.از همه چي. من با خودم.نه به واسطه شوهرم.
همه چيز از درون خودم شروع ميشه و به درون خودم ختم ميشه.
كليد مشكلات من،رنجهاي من،شادي هاي من درون خودمه.
- - - Updated - - -
من از همدردي شجاعت ياد گرفتم.
صبر ياد گرفتم.
ياد گرفتم خيلي جاها بايد" رها كرد و به خدا سپرد"
- - - Updated - - -
از وقتي با اين تالار اشنا شدم هرجا به مشكل ميخورم اول برميگردمو خودمو كنكاش ميكنم.اما قبلا اينطور نبود.هميشه انگشتم اول سمت ديگران بود بعد خودم







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)