سلام دوستان خوبم، خیلی خیلی از حضورتون اینجا و از راهنمایی هاتون ممنونم.
صبا جان از شوهرم پول خواستم، گفت ندارم، پس پول خودت چی شد؟ نهایتا قرار شد 100 تومن بهم بده که هنوز نداده.
شیدا جان، خانم کاغذ بی خط پیشنهادهاتون بابت پر کردن وقت خوبه، اما نمی دونم چرا هیچ کاری نمی کنم، فکرم خیلی مشغوله.
.
بچه ها من رفتم مشاوره. این دفعه یه خانوم دکتر هستش. جلسه اول بد نبود. البته من خیلی حرف زدم و زیاد نوبت اون نشد! ولی میخوام ادامه بدم.
.
شوهرم سختش شده بود!(جنسی) اومد و حرف زد و من مطابق صحبت های مشاور باهاش رفتار کردم و همه چی به نظرم خوب پیش رفت اما ... اما در ظاهر. اون خونه رو قولنامه کرده و میخواد به نام پدرش کنه و نظرش تغییری نمی کنه.
یه کم حالم خوب بود و بعد دوباره ناامید شدم.
بحث کردیم. پشت سر هم دروغ می گفت و سفسطه می کرد. مثل همیشه بی فایده بود. بهش گفتم که وکالت بلاعوض در صورت فوت پدرت باطل میشه و خونه به وراث میرسه اما براش مهم نیست. اول میگه اینطوری نیست بعد میگه خب چه اشکالی داره؟ بعد میگه من اطمینان دارم. بعد میگه اصن به نام خودم میزنم، بعد میگه نه انطوری نیست،.... چرا بابای تو بهم پول نمیده؟!!!! اصن تو بودی می تونستی با این پول خونه بخری؟ اصن یه کاری کردی که من دیگه روی حقوق تو حساب نمی کنم!بعدن وام میگیرم پولت رو میدم. اصلن میخوام به نام بابام بزنم. تو هنوز نفهمیدی شوهر کردی. من باید از تو اجازه بگیرم؟ اصن سند میارم نشونت میدم که خونه به نام خودم زدم! خوبه؟ من رفتم سه تومن دیگه وام گرفتم(دروغ)، وام خونه هم به اسم پدرمه(دروغ، وام خونه هنوز نیومده)، پولمون ایکس تومنه(دروغ)، ...
دوباره از اول.
.
کلن با شوهر من حرف بزنی فقط سرگیجه میگیری.
.
یه تصمیمی دارم...











علاقه مندی ها (Bookmarks)