
نوشته اصلی توسط
دیبا 62
بنظرمن بایدوقتی که پرده گوشت پاره شدیابشقاب روپرت کرد ازش شکایت میکردی
باید تاوان کارشوبده وگرنه دفعات بعد بلاهای بدتری سرت میاره خدایی نکرده اگه ناقص بشی وضربه جدی تری بهت واردکنه چی؟
حدود2سال ونیم پیش شوهرم چنان سیلی زدبه من که پرده گوشم پاره شدمن ازخانواده ام پنهان کردم خودم رفتم شکایت کردم ازش امادایی شوهرم اومدپادرمیونی کردگفت ببخشش و...من شکایتمو ادمه ندادم البته نامه پزشکی قانونی رو دارم امادیگه انصراف دادم وبه دادگاه نکشید گفتم پس درحضورشماازش تعهدمیگیرم که دیگه دست روی من بلندنکنه گفت باشه تعهدبگیرامااول زندگیتونه بذار زندگیتون براساس اعتمادشروع بشه
خام شدم وگوش به حرف دایی شوهرم دادم البته من اون بنده خداروالان خوب میشناسم خودش ادم محترم وباگذشتیه مطمئنم نیتش خیربودامابعدهابهش گفتم شماخواهرزادتونو خوب نشناخته بودید که به من اون راهکارهارودادیدمعنی گذشت منو درک نکردکلا 2ماه بعدازاون جریان شوهرم تونست خودشوکنترل کنه ومنو نزنه الان خداروشکرخیلی بهترشده امامن به شدت پشیمونم چرا اون موقع که هردادگاه وقاضی وفردی حق رو به من میداداز فرصت برای اصلاح شوهرم استفاده نکردم؟چرا ازخانواده ام پنهان کردم؟
شوهرمن اهل مشاوررفتن نیست اون موقع فرصت خوبی بودبرای درمانش شرط میذاشتم برای بخشیدنش وبرگشتنم به خونه
اماباچندتا عذرخواهی خشک وخالی ویه شاخه گل وچندتا بوسه بخشیدمش
6ماه باعذاب رفتم حمام یکبارنیومدازته دل بگه حلالم کنه تازه گاهی اوقات میگه توزن نبودی ازدست شوهرت شکایت کردی یاگاهی که به روش میارم میگه حقت بودخوب کردم اون وقته که سرتاپام میسوزه ازگذشت نابجاوپنهان کاری اشتباهم
شمااشتباه منو تکرارنکن
علاقه مندی ها (Bookmarks)