به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 مرداد 93 [ 12:56]
    تاریخ عضویت
    1393-4-15
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    62
    سطح
    1
    Points: 62, Level: 1
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به نظر من اول باید ببینین از اول آشناییتون آدم شکاک یابدبینی بودن؟یا جدیدا این قضیه سرباز کرده؟
    اگه جدیدا این حسو دارن باید یاازشون بپرسین چی شده که همچین فکری میکنن یا خودتون تو رفتارای خودتون دقیق شین ببخشیدا من نمیدونم شاید با کسی صمیمی تر صحبت کردین یا حالا هرچی..
    اگه کلا اخلاقشون اینه وبدبینن گرچه که کارتون خیلیییییی سخت میشه اما میتونین همیشه خودتونوآروم کنین که این ی بیماریه وتقصیر خودش نیست.
    به خودایشون میتونین بگین این رفتارها باعث میشه منی که انقد میخوامت وبرات ارزش قائلم ،بی انگیزه بشم وقتی ببینم همش شک داری بم.اساس یه زندگی اعتماد به هم دیگست اینا رو به خانومتون بگین .اما خودتون بدونین درحد کمش توهمه خانوم ها هست البته کم
    ایشون خودشون از لحاظ اعتقادی خانوادگی ورعایت حد وحدود محرم ونامحرم چطورن؟در یه سطح هستین؟

    - - - Updated - - -

    سلام به نظر من اول باید ببینین از اول آشناییتون آدم شکاک یابدبینی بودن؟یا جدیدا این قضیه سرباز کرده؟
    اگه جدیدا این حسو دارن باید یاازشون بپرسین چی شده که همچین فکری میکنن یا خودتون تو رفتارای خودتون دقیق شین ببخشیدا من نمیدونم شاید با کسی صمیمی تر صحبت کردین یا حالا هرچی..
    اگه کلا اخلاقشون اینه وبدبینن گرچه که کارتون خیلیییییی سخت میشه اما میتونین همیشه خودتونوآروم کنین که این ی بیماریه وتقصیر خودش نیست.
    به خودایشون میتونین بگین این رفتارها باعث میشه منی که انقد میخوامت وبرات ارزش قائلم ،بی انگیزه بشم وقتی ببینم همش شک داری بم.اساس یه زندگی اعتماد به هم دیگست اینا رو به خانومتون بگین .اما خودتون بدونین درحد کمش توهمه خانوم ها هست البته کم
    ایشون خودشون از لحاظ اعتقادی خانوادگی ورعایت حد وحدود محرم ونامحرم چطورن؟در یه سطح هستین؟

  2. 2 کاربر از پست مفید آمتیست تشکرکرده اند .

    بی وفا (پنجشنبه 19 تیر 93), شهراز (پنجشنبه 19 تیر 93)

  3. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط آمتیست نمایش پست ها
    سلام به نظر من اول باید ببینین از اول آشناییتون آدم شکاک یابدبینی بودن؟یا جدیدا این قضیه سرباز کرده؟
    اگه جدیدا این حسو دارن باید یاازشون بپرسین چی شده که همچین فکری میکنن یا خودتون تو رفتارای خودتون دقیق شین ببخشیدا من نمیدونم شاید با کسی صمیمی تر صحبت کردین یا حالا هرچی..
    اگه کلا اخلاقشون اینه وبدبینن گرچه که کارتون خیلیییییی سخت میشه اما میتونین همیشه خودتونوآروم کنین که این ی بیماریه وتقصیر خودش نیست.
    به خودایشون میتونین بگین این رفتارها باعث میشه منی که انقد میخوامت وبرات ارزش قائلم ،بی انگیزه بشم وقتی ببینم همش شک داری بم.اساس یه زندگی اعتماد به هم دیگست اینا رو به خانومتون بگین .اما خودتون بدونین درحد کمش توهمه خانوم ها هست البته کم
    ایشون خودشون از لحاظ اعتقادی خانوادگی ورعایت حد وحدود محرم ونامحرم چطورن؟در یه سطح هستین؟
    سلام
    عذر خواهی دارم خدمتتون بابت دیر پاسخ دادن
    راستیتش این روزا کمی درگیرم به همین دلیله اگه یه مقدار دیر به دیر میام
    امیدوارم بخشیده باشن دوستان


    مرسی از شما امتیست عزیز
    در خصوص اینکه فرمودید از ابتدا ادم شکاکی بودند یا خیر باید عرض کنم
    اون علائمی رو که یه ادم شکاک پیش از ازدواج داره رو نخیر نداشتند اما واقعا بنده اگه بگم کاری کرده باشم قبول می کنم حرفی زده باشم بله حرفتون صحیح

    اما خوب من تو تاپیک های قبل هم از خودم گفتم حال نمی دونم شما دیدی بر تاپیک ها داشتید یا خیر
    بنده ادم برون گرایی بودم و هستم و ایشون از این مسئله هیچ گونه نارضایتی نداشته تو محیط کاری قبل از ایشون یا بهتر بگم قبل از ازدواج میشد صحبت های دوستانه ای بین منو و کارمندام رد و بدل بشه باز هم میگم منظر از صحبت های دوستانه با رعایت ادب و اصول همراه بوده
    درسته خانوم ها حساسند بنده بر این مسئله کامل اگاهم در این هیچ گونه شکی نیست اما خوب یه اقا یه فردی که نزدیک به یه ساله زندگی مشترکشو شروع کرده و از همه مهمتر هر شب و روز داره ابراز احساست می کنه و باز هم از این مهمتر هر شب تموم کائنات و میاره وسط و هی میگه اولین فرد تو زندگیم بودی و اخریشی یه چند درصد نباس اون فرد اعتماد درش ایجاد شه

    هر راهی بگید امتحان کردم نشد که اون اعتماد قلبی حاصل شه


    فقط در اخر بگم که بنده بخاطر این موضوع کاملا ارتباطم رو محدود کردم با هر کسی که شاید در صدی این احتمال درش بوجود می اومد که خانومم رو اذیت می کرد

    به هر حال مرسی ولی حس شکاک بودن نیست من فکر می کنم تشنه ی این حرفم شده که هرشب تموم کائنات رو بیارم این وسط خیلی سخته میگید برا خودتون اما واقعا سخته شما 10 ماه هرشب این حرفارو بزنی



    یادته به رابطتت با همکارای خانم مشکل داشت؟این می تونه ریشه از اونجا داشته باشه.

    ازماه سوم به بعد اونقدری محدود کردم که فقط در حد رابطه ی مدیر کارمندی باشه
    این کارم واقعا برای همون اعتمادی که دوستان عرض کردم انجام دادم


    سلام این حالت شکاکی دو حالت داره یا مال قبل ازدواجه یا بعدش شکاک شده اگر ازقبلش باشه شاید خیانتی دیدن خودشون یا تو دوست و آشنا کسی خیانت دیده که براهمسر شما یه تجربه بد یا فکر بد باعث بدبینیشون شده که شما باید با رفتاراتون خاطرجمعشون کنید که شما صد درصد بهشون وفادارهستید که اینو طی زمان و توو رفتاراتون باید نشون بدید و خاطرجمعشون کنید و حالت دوم اینکه بعداز ازدواج و بخاطر شما یا رفتارتون یا برداشت ایشون از رفتارشما نادرست بوده یا یه جایی شما ناخواسته کاری کردید که باعث سوء ظن ایشون شدید نمونش همین صحبتی که آقای فرهنگ گفتن همکاران خانمتون که همسرتون بخاطر این به شما شکاک شدن خانمها خیلی حساس هستند و بخاطر حس تملکی که رو همسرشون دارند خیلی وقتا باعث میشه یه کارایی بکنن که ازچشم همون همسر بخاطر همون رفتارشون بیفتن ولی شما بذارید به پای دوست داشتنشون خانما هرچی بیشتر همسرشونو دوست داشته باشن بیشتر روش حساس میشن شماهم سعی کن ازاین به بعد رو روابطتون باخانمهای دیگه محتاط تر باشی و به خانمتم تو رفتارت بفهمون که فقط شما به چشم من عزیزو تک هستی .درمورد رفتارای دیگه تونم باید بگم که اگر شما عشق میدید بخاطر خودتون بدید و توقع جبران نداشته باشید چون آدمها مثل هم نیستن و وقتی که این توقع شما ازطرف همسرتون پاسخ داده نمیشه دلسرد میشید که نکنه اینقدی که من دوسش دارم منو دوست نداره براهمین ممکنه دلسرد بشید ولی بدونید روش محبت و ابراز علاقه هرنفر با دیگری فرق داره . ویه موضوع دیگه تومحبت کردن و ابراز عشق و علاقه و به قول خودتون سورپرایز کردن حدواندازه رو رعایت کنید نه افراط نه تفریط حداعتدال رو رعایت کنید که نه تکراری و بی مزه بشه و نه اینقد لوس بشه که برا همسرتون روزمره و عادی بشه ببخشید پرحرفی کردم امیدوارم بدردتون خورده باشه
    با سلام و عرض ادب

    مرسی ممنونم از تموم صحبت های شیوا تون

    در خصوص شکاک بودن و اینا در اولین پاسخم به دوست عزیزمون گفتم
    اما همین الان که دارم می نویسم یاد یه حرفی افتادم
    بله فکر کنم ایشون در گذشته شاهد خیانتی بودن اون هم از سوی یکی از اشنا هاشون حالا نمی دونم به چه علتی اما تازه به این حرف پی بردم
    یعنی ممکنه این حرف باعث بوجود اومدن این مشکل باشه


    خانوم بنده خیلی حساسه دوستان
    تا حدی که اگه بنده برای چند لحظه دیر برسم خونه و گریه می کنه
    و بسیار ادم مهر طلبی هستش
    نمی دونم شاید این حساس بودنش از قبل و ابراز علاقه من باعث بوجود اومدن شک در وجودش شده

    مرسی ممنونم ولی باور کنید هم اعتماد سازی کردم هم ابراز علاقه
    اما در خصوص سرد شدن چی بگم خیلی سخته شما به کسی خوبی کنید و اون ... خوب زن و شوهری این حرفارو نداره اما واقعا یکمی دلسردم می کنه
    نا خوداگاه
    خوب یه مرد دوست داره که زنش تاییدش کرده باشه و ...
    اما واقعا تو زندگی تنها کسی که داره تموم زحمت هارو به دوش می کشه بنده هستم خوب وظیفمه اما برقراری ارامش درونی خوب تعادل نداره و باید از طرف زن برقرار شه اما در این موردم بنده همیشه شروع کننده و برقرار کننده ام


    بازم مرسی




    سلام به برادر گرامی آقای بی وفا

    به نظر من شاید خانمتون در دوست، آشنا، داستان و ... موضوع خیانت رو لمس کردن و برای همین در رفتارهای شما حساس شدن تا به نحوی پیشگیری کنن که این اتفاق برای خودشون نیفتد، با توجه به اینکه تمام زیردستان شما خانوم هستند ایشون بیشتر احساس ناامنی میکنن(به هر حال همجنسای خودشو میشناسه)
    ســـــلام حال شما
    خوب هستید بانو؟


    نماز روزتون قبول باشه

    بله در پاسخ بالایی عرض کردم که گویا اون مسئله رو لمس کردند و به دلیل حساس بودنشون گویا این مسئله رو حاد کردن به قدری که باعث رنجش بنده شده و از همه مهمتر درگیری ذهنی خودش
    در خصوص کارمندام بله تا حدی درسته
    اما بنده خودم به گونه ای برخورد کردم تا به امروز که این اختیار رو دادم که هر زمان اراده کرد و دوست داشت بیاد پیشم اتفاقا بارها و بارها هم پیش اومده که به محل کارم اومد و بنده هم خیلی پیش همکارا با اینکه درست نیست استقبال خیلی خوب و پسندیده ای کردم به طوری که شاید این جمله صحیح نباشه اما حس کردم از اون روز به بعد کارمندام یه طور دیگه ای به من نگاه می کردند
    البته منظورم حس بدی نیست همون حس حسادتی که دوستان و شما میگید رو عرض کردم


    پیشنهادم اینه که در یک فرصت مناسب با خانومتون صحبت کنید و حتی از نگرانیهاتون بهش بگید که این همه شکاکی ممکن شما رو دلسرد کنه و از تکنیک شفاف سازی استفاده کنید که میتونید پیشنهادش رو در همون گفتگو مطرح کنید(که ایشون میتونن هر وقت خواستند برن سر موبایلتون یا ایمیلاتونو ببینن)
    این پشنهاد رو درست از اوایل شروع زندگی بنا کردم و تا به امروز همین طور پیوسته برقراره
    اما در خصوص ابراز ناراحتیم چی بگم
    گفتم که خانوم بنده به قدری حساس هستش که با گفتن این حرفا علاوه بر ناراحتی و رنجش و گریه بد برداشت می کنه از تموم و تک تک حرفام و با زدن حرفای خودش منو مقصر می دونه


    مسئله فراتر از یه مسئله ی کوچکیه فکر می کنید



    خب زمانی که شما ایشون رو خوشحال میکنید در همان فضای رمانتیک بگین به طور غیر مستقیم بگین شما هم دوست دارید غافلگیر بشین،
    یا براش کتابهایی در این زمینه بخرین مثل؛
    1-چراغ دل شوهرت را روشن كن اثر خانم الن كريدمن
    2-چراغ دل زنت را روشن كن اثر خانم الن كريدمن(این مورد برای خودتون)
    101 راز عاشقانه اثر مايكل وب
    و...


    حتی برای اینکه خانومتون مهارت های زندگی رو یاد بگیرن میتونید مقالات سایت رو که به نظرتون احتیاج دارن پرینت بگیرین و در اختیارشون برازید
    لیشون کتابای درسیشون رو با کمک بنده می خونن البته با اصرار بنده حالا شما میگید بنده کتاب الن دُلِن یا عذر می خوام الن کریدمن بخرم
    خانوم بهش میگم بیا بریم بهترین مشاور ایران میگه نه مشکلی نیست شما میگید کتاب

    خیلی مشکل داره حاد میشه واقعا دیگه سختم شده
    خیلی دوست دارم با خواهرشون در میون بزارم و لی می ترسم ناراحت شه و بازم بد برداشت کنه

    مرسی
    متشکرم




    جناب فرهنگ شما خیلی پر دل و جراتی اینو بازگو کردین، فکر کنم الان بیاین درست مثله قبل خیلی جبهه بگیرن نسبت به این موضوعی که بیان کردین و بگن حل شده.:)

    جناب بی وفا

    آقای فرهنگ27 اصلی ترین مشکل و ریشه و بیان کردن.
    یسری موارد دیگه هم به ذهن من اومد اما ننوشتم چون گفتم دیگه خودتون بهتر میدونین منم بگم بهم میگین حل شده اونا نیست و کلی مارو محکوم میکنین به سواستفاده از اطلاعات قبلی!!

    اما ریشه های این مشکل چند تاست:

    1.دلسوزی بیش از حدتون برای همکارهای خانومتون که اصلا نیازی نیست.
    این مطلب تاحالا مشکلات زیادی براتون داشته.
    هم اینکه یکبار بعد ازدواجتون گفتین نمیتونین بهشون بگین ازدواج کردم و سطح پیامک هاشون کمتر کنن. و اتفاقا فکر میکنین برعکس راحتتر شدن.
    و یک مشکل دیگه ای که براتون ایجاد کرده بودن این بود که چند تاشون زمانی که خانومتون برای اولین بار وارد شرکتتون شدن هنوز نیومده و شمارو ندیدن همکارخانومتون حرفی بهشون زدن که باعث شده ایشون گریه کنان راهی خونشون بشن و شما هم همکارتون و اخراج کردین اما این مسله تو ذهن خانوم حل نمیشه میمونه( البته فکر کنم اون لحظه ایشون هنوز با شما ازدواج نکرده بودن)

    یا یکبار همکارتون بشما پیامک های عاشقانه میده حالا درسته که شما اون مسله و میگین حل کردم زدم تو گوش اون دختر. اما بازم این ها تو ذهن همسرتون میمونه.

    2.مسله بعدی هم راحتی شما با دخترهای فامیلتون بوده( گفتین این راحتی و بعد ازدواجتون از طرف خودتون گذاشتنین کنار، ولی خب یک احتماله ممکنه خانومتون اینطور فکر نکرده باشن.)


    من فکر میکنم موارد اول بیشتر ریشه این مشکله اگه درست خاطرم باشه شما حتی در تاپیک های قبلیتون هم میگفتین که خانومتون خیلی پیام میدن یا یهو میاین شرکتتون اونم وقتی سرتون خیلی شلوغه.و شما زیاد خوشحال نمیشدین از این کارشون، درسته؟
    همه ی اینها نشان از این داره که اون مسایل رابطه شما با همکارهای خانومتون حل نشده باقی مونده
    یک خانوم این موارد و دیده انتظار دارین براحتی فکر کنه واقعا هیچی نبوده و نیست؟
    شما باید خیلی صبور باشین.تا این مورد و بفهمن .
    اون همه شما همکار دارین، هروز بیشتر از خانومتون با شما هستن خب معلومه احساس خطر میکنن دیگه. اونم با این داستان هایی که براتون ساختن
    خانومها روحیه حساسی دارن این مسایل براحتی از ذهنشون نمیره
    شما فکر میکنین حل شده، بله زبوتا میگه حل شده چون نمیخواد بحثی پیش بیاد.
    چون نمیخواد شمارو ناراحت کنه.
    چون نمیخواد شما بدونین نسبت به همسرش بی اعتماده .
    اما رفتاراشون کامل نشون میده که اون حس اعتماد و هنوز پیدا نکرده.
    چون مدت زمان تلاش و صبر شما کم بوده.
    باید صبورتر باشین تا اعتماد کنه .
    با یکم.عصبانیت و دلسردی شما اون بی اعتمادی دوباره شکل میگیره.

    مطمعن باشین خانومتون هم اینجارو اگه بلد بودن حرف برای گفتن زیاد داشتن مثل شما میتونستن کلی از مشکلات زندگیشون تاپیک بزنن و راه حل بخواین.

    از همه مهمتر اینه که ایشون تو خونه تنهاست و بیکار و میتونه کلی فکر و خیال بکنه.

    میگین خوشحالتون تاحالا نکردن اما بنظرم اینکارو کردن اما بلد نبودن.
    مثلا ایشون فکر کردن شما خیلی دوستشون دارین اگه یهو بیاین شرکتتون خیلی ذوق زده و سورپرایز مشین یا از این قبیل کارها.
    تا حالا براتون غذای مورد علاقتونو و درست نکردن؟یا....

    ایشون مثله شما هنوز تو محیط اجتماع نیستن درسته؟
    چرا یکبار نمیشینین و باهم صحبت نمیکنین و از مشکلاتتون نمیگین؟ مثلا بگین چه چیزهایی خوشحالتون میکنه؟
    تاعات و عبادتون قبول باشه


    درود بر شما

    حال شما


    مرسی که بار دیگه با سخنان گرانبهاتون بنده رو خوشحال کردید مثل همیشه
    من نمی دونم شاید این خبر خبر خوشی بوده باشه چون از دیدگاه خودم یه خبر نیک و پسندیده ای بوده و هست
    من به کمک این تالار و برخی نظرات دوستان به ویژه شما و از همه مهمتر به کمک خانومم و دوست داشتن بسیار زیادم نسبت به ایشون دو چیز مهم رو از تو زندگیم تونستم رفع کنم شاید اون دو چیز دو مشکلی بود که در خودم میدیدم و خدارو شکر رفع کردمش

    مورد اول پرخاشگری بود و که تا به امروز این حس اونقدری از بنده به دور شده که واقعا حس ارامش دارم و خیلی دلسوزانه با خیلی مسائل برخورد می کنم که از این حس کاملا احساس برتری و رضایت دارم


    مورد دوم عدم انتقاد پذیری بنده بود
    شواهد موجود بوده و هست د رتاپیک های قبلی که چطور با نظرات برخورد می کردم اما این حس هم به خوبی از من کنار کشیده شد به طوری که امروز و این لحظه انتقاد رو یه محور اساسی می تونم تو زندگیم تلقی اش کنم
    به هر حال خیلی ممنونم از همه از شما و همسرم
    نمی دونم اگه اینجا بود از این حرفم خوشحال میشد یا نه اما ...



    تموم مشکلاتی رو گفتید قبول دارم و تا به همین لحظه واقعا رعایت کردم
    در خصوص برخوردم با کارمندام
    در خصوص برخوردم با اشناها کاملا محدود تر کردم
    و موارد دیگه


    اما خوب این مسئله تا کی باید ادامه پیدا کنه
    اگه درست بگم من امروز متوجه شدم تموم مشکلاتم از یه چیزه
    اون یه چیز نه بی اعتمادی هستش نه شکاک بودن و نه عدم دوست داشتن
    چرا که خدانوم بنده هیچ وقت بی اعتماد به من نبوده هیچ وقت فکر نمی کنم به اون صورت شکاک بود و ...
    من حس می کنم که حساس بودنش باعث شده این مسائل های به طور زنجیر وار رخ بده


    نمی دونم نتیجه گیری من صحیح بوده یا خیر اما حس می کنم قلبم این نتیجه رو پذیرفته با اینکه قبلا اصلا به ندای قلبم توجه نداشتم


    ایا به نظرتون میشه حساسیت یه خانوم رو اونم حساسیت بسسیار حاد رو تا حدی ملایمش کرد یا نه این کار و حرف حرفیست بیهوده

    هیچ کاری نشده و همه چی بر میگرده به خود ادم
    من اراده و کردم و خواستم تغیرر کنم و به خاطر دوست داشتن همسرم این کار رو کردم اما می خوام بدونم چکار می میشه کرد تا از حساسیتش کمتر شه



    نمی دونم به این مشکل شما ربط داشته باشه یا نه
    ولی توی وجود هر زنی یه مقدار حسادت هست درباره کسی که دوست داره. طبیعیه.
    می تونین اینو سرچ کنین و ببینین که چه برخوردی باید با همسری داشته باشین که روی شوهرش حساسه. و چطوری می تونین با برخورد مناسب اطمینان رو در قلبش ایجاد کنین.

    بسیار بسیار متشکرم


    حتما







    دوستان خیلی ممنونم خیلی ممنونم که تا امروز بنده رو یاری کردید و باز هم میگم خیلی چیز ها یاد گرفتم از خیلی ها و باعث شد که دیدم رو مسائل زناشویی خیلی علاوه بر وسیع تر شدن تغیررات چشم گیری داشته باشه
    من ابراز علاقه رو از دید گاه مرد ببخشید عذر می خوام تا قبل ازدواج یه امری بیهورده می دونسم اما یاد گرفتم که خلاف این هستش

    یاد گرفتم تو زندگی تعادل حرف اولو میزنه
    ابراز علاقه تعادلش قشنگه
    درس و کار تعادلش قشنگه
    رابطه جنسی تعادلش خوبه
    رابطه دوستانه با افرادی که ممکنه باعث ناراحتی کسی تو زندگی شن تعادلش خوبه
    و ....



    مرسی ممنونم امیدوارم اینبار هم بتونم از تموم نفرات بیشترین بهره رو ببرم و این تاپیکم مورد نظر دوستان و کسایی که مثل من این مشکلات رو داشتن قرار بگیره



    مرسی

    بار هم بنده رو دریغ نکنید از هر نظری که می تونه زمینه ساز زندگیم شه


    بدرود


    تاعات همگی قبول حق


    یا علی


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 02 خرداد 94, 12:09
  2. از دست عروس و مادر شوهر
    توسط کاربر1535 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 تیر 92, 14:27
  3. عروس بزگتر بهتر است یا عروس کوچکتر خانواده؟
    توسط باربی در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: یکشنبه 26 شهریور 91, 20:52
  4. چگونه بفهمم عشق است یا هوس ؟
    توسط Good-hearted در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 23 مرداد 91, 15:04

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.