دنیا جان از نظرت خیلی ممنون و امیدوار یکی پیدا بشه که قدر تمام خوبیهات رو بدونه....
اون نرفته بود به خاطر یه سری مسائل بین دو خانواده یه اختلاف پیش اومد گرچه تو این 17روز یه بنده خدایی به من اس میداد و از حال زار این پسر خبر میداد که خواب و خوراک نداره اعصابش بهم ریخته و ... خودمم ساعت بتزدیداشو تو برنامه چک میکردم همشون 4صبح یا 5 صبح بود بعد که دیدم واقعا خیلی لاغر شده بود ....
من نمیگم حرف هیچکس رو گوش نمیدم اتفاقا از نظرات همه دوستان استفاده میکنم و هر روز اولین کاری که انجام میدم بعد از اینکه میام سرکار سر زدن به فعالیت های دوستان ....
و نظراتشون برای من محترم و سنجیدست ...
اما این رو همه میدونن که تا تو موقعیت و شرایط کسی قرار نگیری نمیتونی قضاوتی که باید داشته باشی رو که باید داشته باشی رو بکنی....
میدونید من به یه مشاور احتیاج دارم که راهنماییم کنه اما متاسفانه وقت ندارم بیشتر وقتم رو سرکارم گرفته و تقریبا به هیچ کاریم نمیرسم...
شما از گذشته من خبر ندارید من کلا همه بهم میگن ادم بی احساس و بی رحمی هستی در واقع راست میگن من هیچ وقت نمیتونم به یه پسر ابراز علاقه کنم ... اما در مقابل این یه نفر چون رفتارش و شخصیتش طوریه که من همیشه تو ذهنم بود...من کلا ادم احساسی نیستم اصلا....و این رو خانوادم و اطرافیانم میدونن که تا از یه چیزی مطمئن نشم سمتش نمیرم و تا ببینم که به نفعم نیست و برام ضرر داره و مشکل ساز میشه ازش دوری میکنم هرچقدر که بهش علاقه داشته باشم...اما زمانی هم که چیزیو بخوام و بدونم برام مفید واسش میجنگم تا به دستش بیارم همونطور که واسه درس یه تنه جنگیدم و هزینه هاش رو جور کردم...
پس لطفا نگید که از روی احساس داری تصمیم میگیری و راهنماییم کنید که چطور قضیه رو دوباره بازگو کنم
دوستان من دیروز مشترکین سایت رو پرداخت کردم اما هنوز کاربر عادیم ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)