به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 15 آذر 93 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-19
    نوشته ها
    311
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocial3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    958

    تشکرشده 757 در 256 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    48
    Array
    سلام گلچره خانم

    به همدردی خوش اومدی

    کاملا درکت میکنم و خوشحالم میکنی اگه بیشتر در مورد مشکلات روحی که گفتی بدونم. مشکلاتی که اگه دوباره به خونه تون برگردی دچارش میشی.

    آیا برای حل مشکلاتت روانشناسم رفتی؟

    دوست خوبم احساس میکنم یکی از بزرگترین مشکلات تو اینه که جراتمند نیستی. بهتره یکم در موردش مطالعه کنی و تمرین کنی.

    http://www.hamdardi.net/thread-18343.html

    اجساس می کنم من وظیفه شرعی ام این هست که حالا که ازدواج نکرده ام پیش اونها بمونم و حتی اگه تا آخر عمرم طول بکشه تو خونه پدر و مادر باشم. حتی اگه همش به من زور بگن. نگذارند مستقل رفتار کنم و همیشه هم دعوا باشه.
    اولا شما سنت اونقدر بالا نیست که از ازدواج نا امید شده باشی. با توجه به اینکه شاغل هستی و دختر پاکی هستی چرا اینقدر نا امیدانه حرف میزنی؟ دوما به هیچ عنوان

    نباید این حس رو داشته باشی که حتما باید خودت رو برای پدر و مادرت و نگهداری از اونا وقف کنی. درسته کمک کردن و نگهداری از اونا کاری هم خدا پسنده هم انسانی، اما در صورتی این

    کار خوب محسوب میشه که درست و به اندازه باشه. بله پدر مادرها زحمت ماها رو کشیدن و ما رو تحویل جامعه دادن اما اونها تو درجه ی اول برای خودشون زندگی کردن و به این سن

    رسیدن. در ضمن اونها هم قطعا توانایی هایی دارن و خودشون تا زمانی که میتونن باید مراقب خودشون باشن لازم به دلسوزی بی مورد نیست.

    ما هم به عنوان بچه های اونها اولین وظیفه مون اینه که برای خودمون زندگی کنیم و این باید اولویت زندگی ما باشه. پس احساس مسئولیت شما درسته اما باید کنترلش کنید.

    به نظر من اگه انتقالی به شهر خودتون باعث تشدید مشکلات روحی شما میشه اینکار رو انجام ندید. مگه اینکه .... به هر حال من نمیدونم مشکلات شما در چه حدی هست.

    الان تنها هستین یا با کسی زندگی میکنید؟

  2. 4 کاربر از پست مفید تیام تشکرکرده اند .

    golchehre (جمعه 28 شهریور 93), sanjab (یکشنبه 30 شهریور 93), خیال تو (شنبه 29 شهریور 93), شیدا. (جمعه 28 شهریور 93)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 11 مهر 93 [ 16:25]
    تاریخ عضویت
    1393-6-24
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    74
    سطح
    1
    Points: 74, Level: 1
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    14

    تشکرشده 7 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط تیام نمایش پست ها
    کاملا درکت میکنم و خوشحالم میکنی اگه بیشتر در مورد مشکلات روحی که گفتی بدونم. مشکلاتی که اگه دوباره به خونه تون برگردی دچارش میشی.

    آیا برای حل مشکلاتت روانشناسم رفتی؟

    دوست خوبم احساس میکنم یکی از بزرگترین مشکلات تو اینه که جراتمند نیستی. بهتره یکم در موردش مطالعه کنی و تمرین کنی.
    الان تنها هستین یا با کسی زندگی میکنید؟

    خیلی ممنون تیام عزیز برای توصیه های خوبت
    مشکلاتی که اگه برگردم دچارش میشم همین عدم استقلالم هست و دعواهایی که با توجه به برتری طلبی مادر پیش میاد. اگه همش کوتاه بیام، مدام حرص خواهم خورد که چرا با من چنین رفتاری میکنه.
    در واقع من از اتفاقات ناراحت کننده هر روزه فرار کردم.
    همونطور که گفتم هنوز مشکل روحی ام رو نتونسته ام کامل درمان کنم و این کار معلوم نیست چقدر دیگه طول بکشه.

    شاید اگه به قول شما جرات مندی پیدا کرده بودم, الان بدون تامل برای بازگشت به شهرمان اقدام می کردم. چون در اونصورت از زورگویی های دیگران ناراحت نمی شدم. اما یک فردی مثل من از همه جیز می ترسه و قدرت مقابله هر روزه با مشکلات روحی بقیه رو نداره. من هم یه بیمار محسوب میشم.

    ترسم از اینه که چون خودم یه انسان با روان کاملا سالم نیستم، مادر و پدر رو که خدا اینقدر در مورد احسان به اونها سفارش کرده، از خودم برنجونم. که این اتفاق البته وقتی با هم هستیم زیاد میفته. چون مادر توقعات زیادی داره و می خواد هممون رو تحت تسلط و کنترل داشته باشه.

    البته کتابهای روانشناسی خونده ام و هرچی بتونم باز می خونم تا بالاخره انشالله موفق بشم بر احساسات اشتباه و بیمارگونه ام غلبه کنم.

    همونطور که گفتم اینجا هم همیشه تنها نیستم. مادر و پدر میان. اما باز لااقل گاهی تنها میشم.


    نمی دونم. یه موارد دیگه هم هست که پیچیده ترش می کنه. مثلا اینکه دلم می خواد برای ادامه تحصیل از ایران برم که خوب وقتی مادر پیش من است اونقدر توقع داره دایم کنارش باشم و باهاش حرف بزنم یا به کارهایی که او میگه بپردازم که وقتی نمی مونه برای اقدام به پیدا کردن دانشگاه.

    البته اصل این موضوع هنوز در فکر من به قطعیت نرسیده. چون بیشتر ایرانیها به تنها زندگی کردن یه دختر مجرد در خارج از کشور دید منفی دارد و در برگشت ممکنه مشکل پیدا کنم.
    من نظر دیگران گاهی زیادی برام مهم میشه.

  4. 2 کاربر از پست مفید golchehre تشکرکرده اند .

    تیام (شنبه 29 شهریور 93), شیدا. (شنبه 29 شهریور 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. فکر نکنید من یک پیرمرد 40-50 ساله هستم که از زنم جدا شدم
    توسط محمد 93 در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: سه شنبه 09 شهریور 95, 08:19
  2. مادر شوهرم حرمت ها را شکسته-پیشنهاد عجیب مشاور!!
    توسط z_vahed در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 مرداد 91, 10:12
  3. خواستگاری و چالش های پیش رو
    توسط جاودان در انجمن انتخاب و خواستگاری
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 مرداد 90, 09:57
  4. اخرین ارقام دستمزد هنر پیشه ها
    توسط کنجکاو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 26 مرداد 89, 18:17

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.