خوب بریم سر اصل مطلب.
شروط شما کاملا سلیقه ایه.خواهر من دقیقا با سرایط شما و همین شروط ازدواج کرد و خیلیییی خدارو شکر خوشبخته ؛اصلا کل حرف ها شما برای من خیلی عادی و ملموسه.
پس اصلا بخاطر شروطتون شما سرزنش نمیکنم.به فرض محال که شروط اشتباهی هم بودن له هر حال همسرتون حق انتخاب داشته و قول مرد شرافتشه.این اصلا اخلاقی نیست که یه مرد برای جاری شدن عقد همه چی قبول کنه و بعد از اینکه خرش تز پل گذشت......
من همه چی در گرو هدف و شخصیت شما میبینم.
شما افکار بازی دارید تما دقیقا به طلاق به چشم سنتی دارید نگاه میکنید انگار با خودتون به تضاد رسیدید.اگه دوست دارید حق تحصیل و کار و طلاق و....داشته باشید پس نگاه به طلاق نباید براتون ابروریزی باشه.البته اگه طلاق وافعا اخرین راه حل باشه.
تکلیفتون با خودتون روسن کنید یا این وری یا اونی وری.
شاید اگه شما مثل خیلی از گل های این تالار بودید و نظر اونارو داشتید؛تو خونه شوهرتون می پختید و بچه میاوردید و سفره جمع و پهن میکردید که واقعا به تنهایی کار خیلی قشنگی هم هست اما نه جایی که ادم حس میکنه هویتش گم شده و اینی که الان ازش می خوان نیست.
- - - Updated - - -
ببخشید اگه سوالی دارید تو تاپیک یه نفر دیگه نگید پیام سخصی برای همین کاره اما برای اینکه برای خود صاحب تاپیک روشن بشه باید عرض کنم که با توجه به صحبت هاسون و البته تجربه کار خودم در محیط شهرستان گفتم.هیچ کدوم از ما ضامن نیستیم که حرف هامون 100% درسته مثلا من با تمام نظار این تاپیک تا الان مخالفم اما به خودم اجازه ندادم حرفی بزنم همین جا هم میگم خود صاحب تاپیک باید مناسب ترین راهنمایی انتخاب کنند.....و با وجود مخالفت من نوعی همشون محترمن و ارزش شنید نه الزاما عمل کردن دارن.حتی نظر خودم









علاقه مندی ها (Bookmarks)