به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 61
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 اسفند 93 [ 23:41]
    تاریخ عضویت
    1393-9-09
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    625
    سطح
    12
    Points: 625, Level: 12
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 44 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    همه درست میفرمایند. رفتار با جنس مخالف به شکل اینگونه ازاد برای من قابل پذیرش نیست.
    شاید حس تعهد اگر ایجاد بشود و از حال و هوای مجردی و ... خارج شود این مسال را نیز نداشته باشیم.
    شابد تا به حال صحبت هایم از دید یک انسان شکست خورده ای بوده که واقعا هم هست که درگیر احساسات است

    البته این رابطه تمام شد و بنده نیز به هیچ عنوان به این رابطه بسیار بسیار پرخطر حتی در قالب رسمی بازنخواهم گشت

    دلیلی حتی برای ترمیم این رابطه نیست و بازگشت به این رابطه را ریسک نیز نمیدانم و اشتباه 100 درصد اشتباه میدانم. ریسک هم موفقیت هست و هم شکست. بازگشت به این رابطه قطعا شکست است. البته او نیز باز نخواهد گشت.
    از دوستانی که در این تاپیک بنده را راهنمایی کردند. مرهمی بودند بر دلشکستگی من. تشکر میکنم.
    تشکر میکنم.
    تشکر میکنم.
    و تشکر میکنم.

    دوست داشتن زیباترین حس دنیا هست. اما تعهد رسمی تنها ستون یک رابطه زناشویی هست.
    دوستی، نامزدی و ... عملا تعهدی نیست!
    شب خوش

  2. 7 کاربر از پست مفید amir_ali تشکرکرده اند .

    ali -guilan (یکشنبه 16 آذر 93), hhp (یکشنبه 16 آذر 93), rayehe (یکشنبه 16 آذر 93), szd (شنبه 15 آذر 93), فرشته مهربان (یکشنبه 16 آذر 93), کیت کت (دوشنبه 17 آذر 93), واحد (جمعه 21 آذر 93)

  3. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 اسفند 93 [ 23:41]
    تاریخ عضویت
    1393-9-09
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    625
    سطح
    12
    Points: 625, Level: 12
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 44 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    در حال حاظر سوال های زیادی برایم مطرح میشود
    خاطرات مرور میشود تا دلایل سردی رابطه را بیابم.
    میدانم باید همان ابتدا جلوی این روابط رو میگرفتم و ... .
    مسله این جا هست که روز گذشته نیز بخش اعضمی از خاطرات عکس ها هدایا و ... را از منزل خارج کردم.

    چه راهکاری برای فراموشی به من پیشنهاد میکنید ؟
    خودم نسبت به این کار عاجز شدم و هرکاری میکنم باز یک فکر از او در ذهنم شکل میگیرد.

  4. کاربر روبرو از پست مفید amir_ali تشکرکرده است .

    rayehe (یکشنبه 16 آذر 93)

  5. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 اسفند 93 [ 16:58]
    تاریخ عضویت
    1393-6-01
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    2,364
    سطح
    29
    Points: 2,364, Level: 29
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    88

    تشکرشده 496 در 145 پست

    Rep Power
    40
    Array
    دوست عزیز امیرعلی!

    من تمام تاپیک شما رو از ابتدا به انتها خوندم. اینقدر بی تابی نکنید! مدام این ذهنیت رو تو ذهنتون میپرورنید که اگر پشیمان بشود!

    حالا پشیمان بشود یا نشود نباید فرقی به حال شما داشته باشه. نشنیدید که میگن آدم عاقل از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشه؟ جریان شما هم دقیقاً همین هست. این طرز فکر شخصی خودمن هست. وقتی از کسی یک آسیب جدی دیدی یا کسی از اعتمادت سوء استفاده کرد دیگه نباید بهش اعتماد دوباره کنی. به هزاران دلیل که هم دوستان اینجا گفتن هم خود شما می دونید.

    یه گله هم از دوستانی که تا اینجا نظر دادن دارم. اگه شما یه خانم بودید و دوست پسرتون میرفتن سمت دخترای دیگه همه شما رو راهنمایی میکردن که روی خودتون کار کنید. ببینید چه اشتباهاتی مرتکب شدید، که تو رابطهء بعدیتون دوباره این اشتباهها باعث نشه اون آقا رو از دست بدید، ولی من از ابتدا تا اینجا به جز یکی دوتا نظر دیگه ندیدم کسی به شما بگه روی اشتباهات خودت کار کن. این یه جور دلداری دادن به خودتونه که میخواهید ثابت کنید شما چیزی کم نزاشتید و فقط به این خاطر که دوست دخترتون اون آقا رو بیشتر از شما میدیده به سمت ایشون کشیده شده.

    اون آقا مطمئناً چیزهایی داشته که خلاءهایی که شمابرای دوست دخترتون گذاشته بودید رو پر میکرده. من هنوز هم معتقدم اون آقا مورددلخواه 100% دوست دخترشما نیست. خود ایشون هم میدونن. ولی دوست دخترتون به شدت از شما رنجیدن. اینکه وقتی اسم شما میاد با همه دعوا میکنن و آوردن اسم شما ممنوع شده یعنی ایشون دارن با خودشون میجنگن.
    علتش رو فقط شما میتونین بفهمین. شاید یه رفتار که از نظرما خیلی ساده میاد و اصلاً طرف مقابل نباید ازش ناراحت بشه، طرف مقابل رو به مرز دیوونگی برسونه.
    مثلاً همین مثالی که شما در مورد اینکه با دوستاشون گرم نمیگرفتید، دوست دختر شما دوست داشته تو جمع دوستاش که یکیش هم قبلاً خواستگارش بوده، دست شما رو بگیره و آنچنان با هم گرم و صمیمی ظاهر بشید که همه حسرت رابطهء شمارو بخورن، ولی شما یا نمیرفتین یا در سکوت و انزوا تو اون جمع شرکت میکردید که خواستگار قبلی ایشون مطمئن بشن که دوست دختر شما تو انتخابش اشتباه کرده. و اون رو سرشکسته کردید.
    تو صحبتاتون دیدم که نوشته بودید معمولاً به حرفاش اهمیتی نمیدادم. خوب این خودش کم چیزی نیست. واسه یه خانم خیلی خیلی موضوع مهمیه.

    بهتره از امیدهای واهی دادن به خودتون دست بردارید. قبول کنید که این رابطه تموم شده. یه مدت هم به سوگواری واسه این عزیز از دست رفته انجام بدید. بعدش به خودتون بیاید و رو رفتاراتون کار کنید. خلاءهایی که تو رابطه میزارید تا یکی دیگه بتونه اونا رو پر کنه رو پیداکنید. به این موضوع فقط از این دریچه نگاه نکنید که شما قربانی شدید تا دوست دخترتون بفهمن چه اشتباهی کردن. از این دید هم نگاه کنید که من چه جاهایی کم گذاشتم که این رابطه به اینجا رسید؟ فقط به اینکه تو مشکلات کنارش بودید، تکیه نکنید. شاید نکتهء رابطهء شما همینجا باشه.....

  6. 5 کاربر از پست مفید مو فرفری تشکرکرده اند .

    ali -guilan (جمعه 21 آذر 93), amir_ali (یکشنبه 16 آذر 93), hhp (یکشنبه 16 آذر 93), szd (یکشنبه 16 آذر 93), واحد (یکشنبه 16 آذر 93)

  7. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 اسفند 93 [ 23:41]
    تاریخ عضویت
    1393-9-09
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    625
    سطح
    12
    Points: 625, Level: 12
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 44 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مو فرفری نمایش پست ها
    دوست عزیز امیرعلی!

    من تمام تاپیک شما رو از ابتدا به انتها خوندم. اینقدر بی تابی نکنید! مدام این ذهنیت رو تو ذهنتون میپرورنید که اگر پشیمان بشود!

    حالا پشیمان بشود یا نشود نباید فرقی به حال شما داشته باشه. نشنیدید که میگن آدم عاقل از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشه؟ جریان شما هم دقیقاً همین هست. این طرز فکر شخصی خودمن هست. وقتی از کسی یک آسیب جدی دیدی یا کسی از اعتمادت سوء استفاده کرد دیگه نباید بهش اعتماد دوباره کنی. به هزاران دلیل که هم دوستان اینجا گفتن هم خود شما می دونید.

    یه گله هم از دوستانی که تا اینجا نظر دادن دارم. اگه شما یه خانم بودید و دوست پسرتون میرفتن سمت دخترای دیگه همه شما رو راهنمایی میکردن که روی خودتون کار کنید. ببینید چه اشتباهاتی مرتکب شدید، که تو رابطهء بعدیتون دوباره این اشتباهها باعث نشه اون آقا رو از دست بدید، ولی من از ابتدا تا اینجا به جز یکی دوتا نظر دیگه ندیدم کسی به شما بگه روی اشتباهات خودت کار کن. این یه جور دلداری دادن به خودتونه که میخواهید ثابت کنید شما چیزی کم نزاشتید و فقط به این خاطر که دوست دخترتون اون آقا رو بیشتر از شما میدیده به سمت ایشون کشیده شده.

    اون آقا مطمئناً چیزهایی داشته که خلاءهایی که شمابرای دوست دخترتون گذاشته بودید رو پر میکرده. من هنوز هم معتقدم اون آقا مورددلخواه 100% دوست دخترشما نیست. خود ایشون هم میدونن. ولی دوست دخترتون به شدت از شما رنجیدن. اینکه وقتی اسم شما میاد با همه دعوا میکنن و آوردن اسم شما ممنوع شده یعنی ایشون دارن با خودشون میجنگن.
    علتش رو فقط شما میتونین بفهمین. شاید یه رفتار که از نظرما خیلی ساده میاد و اصلاً طرف مقابل نباید ازش ناراحت بشه، طرف مقابل رو به مرز دیوونگی برسونه.
    مثلاً همین مثالی که شما در مورد اینکه با دوستاشون گرم نمیگرفتید، دوست دختر شما دوست داشته تو جمع دوستاش که یکیش هم قبلاً خواستگارش بوده، دست شما رو بگیره و آنچنان با هم گرم و صمیمی ظاهر بشید که همه حسرت رابطهء شمارو بخورن، ولی شما یا نمیرفتین یا در سکوت و انزوا تو اون جمع شرکت میکردید که خواستگار قبلی ایشون مطمئن بشن که دوست دختر شما تو انتخابش اشتباه کرده. و اون رو سرشکسته کردید.
    تو صحبتاتون دیدم که نوشته بودید معمولاً به حرفاش اهمیتی نمیدادم. خوب این خودش کم چیزی نیست. واسه یه خانم خیلی خیلی موضوع مهمیه.

    بهتره از امیدهای واهی دادن به خودتون دست بردارید. قبول کنید که این رابطه تموم شده. یه مدت هم به سوگواری واسه این عزیز از دست رفته انجام بدید. بعدش به خودتون بیاید و رو رفتاراتون کار کنید. خلاءهایی که تو رابطه میزارید تا یکی دیگه بتونه اونا رو پر کنه رو پیداکنید. به این موضوع فقط از این دریچه نگاه نکنید که شما قربانی شدید تا دوست دخترتون بفهمن چه اشتباهی کردن. از این دید هم نگاه کنید که من چه جاهایی کم گذاشتم که این رابطه به اینجا رسید؟ فقط به اینکه تو مشکلات کنارش بودید، تکیه نکنید. شاید نکتهء رابطهء شما همینجا باشه.....
    ممنونم بایت نظراتتون من از ابتدا به این نکته پس برده بودم که رفتار من ارام ارام منجر به این شد که ایشان از من دلزده شوند البته بازهم دلیل نمیشود که اینوگنه رفتار کنند
    اما من مشکل را در رفتار خودم دیدم و باید این موارد را بهبود ببخشم.
    البته بنده و ایشان نزدیک به یک ماه است که با یکدیگر دیگر رابطه ای نداریم و به نسبت قبل تحمل این دوری برایم اسانتر شده است

    امروز به این فکر میکردم که شاید 2-3 ماه دیگر اگر همچنان بر اینکه با ایشان ادامه زندکی دهم پا فشاری میکردم و، و رفتارم را نیز اصلاح کرده بودم. از راه رسمی اقدام کنم. زمان هم بنده را پخته تر خواهد کرد نسبت به رفتارم در دنیای زناشویی و شاید دلخوری ایشان را از من کم کرده باشد. مادر مقتول نیز انقدر کینه ای نیست.شاید ببخشد.

    دوستان شاید بگوییند مگر شما قید این رابطه را نزدی؟ بنده هم عرض میکنم بله. اما دو فکر در ذهنم هست. اول اینکه رفتار من خورد خورد جمع شده و ایشان را به این مرحله رسانده (البته اصلا کاری که کردند صحیح نیست) و اینکه از نظر قانونی ما به یکدیگر تعهدی نداشتیم.

  8. 2 کاربر از پست مفید amir_ali تشکرکرده اند .

    ali -guilan (جمعه 21 آذر 93), مو فرفری (دوشنبه 17 آذر 93)

  9. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 اسفند 93 [ 23:41]
    تاریخ عضویت
    1393-9-09
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    625
    سطح
    12
    Points: 625, Level: 12
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 44 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شب گذشته حدود ساعت 11 شب بود البته بنده خواب بودم که گوشی موبایل من زنگ زد. اقایی خودش را معرفی کرد.فهمیدم که بعله شاه داماد جدید است. این اقا هرچه خواست به بنده گفت. از توهین تا اینکه این خانوم با ایشان 6 ماه است که رابطه دارد، و مواردی که ! اینکه بحثشان جدی است و از این دست چرندیاتی که برای تخریب روحیه کسی میگویند.
    خوب من نیز تلفن را قطع کردم و مجدد خوابیدم تا اینکه از طریق اس ام اس بنده را تهدید کردند و بسیار توهین.
    این الان شرایط من هست. دارم بر روی اخلاق خودم کار میکنم. در گیر پروژه های کاری هستم. درگیر فوق لیسانس هستم. ناراحتی این جدایی امان من رو بریده. ایشان نیز اینگونه.
    اون خانوم شماره من رو به ایشان داده.
    بنده نیز سریعا با مادر و پدر اون خانوم تماس گرفتم و کلیه اس ام اس ها و ... را برایشان فوروارد کردم.
    مادر و پدر این خانوم در شهر دیگری ساکن هستند و مثلا به من گفتند که اون خانوم را به به امروز به شهر پدری باز میگردانند و تلفنش را نیز توقیف میکنند و هرچه خواستند نیز به بنده گفتند.

    از بالا پایین چپ و راست برای من میریزد. روزی نشده که ارامش داشته باشم. باید خیانت ببینم. از طرف اون اقا تهدید بشوم. بعدی ؟ خدا میداند.
    پدرشان هرچه خواستند به بنده گفتند. حتی حاظر نیستند قبول کنند دخترشان چه کرده و چه میکند.
    واقعا پستی تا چه حد که با این اقا مینشستند و به احساسات من میخندیدند. حرف های درد و دل من که با خواهر این خانوم زده بودم را به مسخره میگرفتند.من در زجر روحی هستم و ایشان.
    این رسم روزگار نیست برای من.
    خ.ب است تصاویر و ...ایشان را در مهمانی هایی که با اون اقا با دوستان دانشگاه یواشکی رفتند به حراست بدهم ؟ درگیر این بازی بشوم ؟
    زیر این فشار من همینک خورد شدم و هر لحظه دارم از زندگی سیر میشوم.
    واقعا بریدم.

  10. کاربر روبرو از پست مفید amir_ali تشکرکرده است .

    ali -guilan (جمعه 21 آذر 93)

  11. #36
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 22 آبان 94 [ 21:48]
    تاریخ عضویت
    1393-8-06
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    14,528
    سطح
    78
    Points: 14,528, Level: 78
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 322
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocial10000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    775

    تشکرشده 2,481 در 570 پست

    Rep Power
    168
    Array
    اقای امیر علی!

    من واقعا درکتون میکنم!یه رابط رو خودم کات کردم!......انقدر خوشحالم انقدر به خودم افتخار میکنم خدا می دونه!
    می دونید چرا؟!تونستم همه چی مدریت کنم.خیلییییییی هم اذیت شدم اما تونستم.الانم پر از حس سبکیم.

    شما هم خطتون عوض کنید؛انرژیتون بزارید سر کاراتون
    در مورد انتقام و زنگ و تهدید و........ببخشید اما ادم یا کاری نمیکنه یا باید فرهنگش داشته باشه.
    ادم ها دو دستن یا وارد رابطه میشن یا نمیشن.....دیگه الان فکر نکنم بچه های دهه 80 که جوجن زنگ بزنن و نهدید کنند و برن حراست و....اگه اونا این کار کردن شما شان خودتون حفظ کنید.....باور کنید گاهی سکوت از 100 تا فحش بدتره.....خشم و انتقام نشانه ضعفه؛خودتون نبازید....همچین ادمی بهتر که رفت!دستش درد نکنه کاری که خودتون نمی تونستید بکنید انجام داد و زندگیتون از وجودش پاک کرد. بله!!!!!:-)

  12. 6 کاربر از پست مفید کیت کت تشکرکرده اند .

    ali -guilan (جمعه 21 آذر 93), amir_ali (دوشنبه 17 آذر 93), sasha (دوشنبه 17 آذر 93), szd (دوشنبه 17 آذر 93), فرهنگ 27 (سه شنبه 18 آذر 93), واحد (جمعه 21 آذر 93)

  13. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 اسفند 93 [ 23:41]
    تاریخ عضویت
    1393-9-09
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    625
    سطح
    12
    Points: 625, Level: 12
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 44 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط کیت کت نمایش پست ها
    اقای امیر علی!

    من واقعا درکتون میکنم!یه رابط رو خودم کات کردم!......انقدر خوشحالم انقدر به خودم افتخار میکنم خدا می دونه!
    می دونید چرا؟!تونستم همه چی مدریت کنم.خیلییییییی هم اذیت شدم اما تونستم.الانم پر از حس سبکیم.

    شما هم خطتون عوض کنید؛انرژیتون بزارید سر کاراتون
    در مورد انتقام و زنگ و تهدید و........ببخشید اما ادم یا کاری نمیکنه یا باید فرهنگش داشته باشه.
    ادم ها دو دستن یا وارد رابطه میشن یا نمیشن.....دیگه الان فکر نکنم بچه های دهه 80 که جوجن زنگ بزنن و نهدید کنند و برن حراست و....اگه اونا این کار کردن شما شان خودتون حفظ کنید.....باور کنید گاهی سکوت از 100 تا فحش بدتره.....خشم و انتقام نشانه ضعفه؛خودتون نبازید....همچین ادمی بهتر که رفت!دستش درد نکنه کاری که خودتون نمی تونستید بکنید انجام داد و زندگیتون از وجودش پاک کرد. بله!!!!!:-)

    - - - Updated - - -

    اقای امیر علی!

    من واقعا درکتون میکنم!یه رابط رو خودم کات کردم!......انقدر خوشحالم انقدر به خودم افتخار میکنم خدا می دونه!
    می دونید چرا؟!تونستم همه چی مدریت کنم.خیلییییییی هم اذیت شدم اما تونستم.الانم پر از حس سبکیم.

    شما هم خطتون عوض کنید؛انرژیتون بزارید سر کاراتون
    در مورد انتقام و زنگ و تهدید و........ببخشید اما ادم یا کاری نمیکنه یا باید فرهنگش داشته باشه.
    ادم ها دو دستن یا وارد رابطه میشن یا نمیشن.....دیگه الان فکر نکنم بچه های دهه 80 که جوجن زنگ بزنن و نهدید کنند و برن حراست و....اگه اونا این کار کردن شما شان خودتون حفظ کنید.....باور کنید گاهی سکوت از 100 تا فحش بدتره.....خشم و انتقام نشانه ضعفه؛خودتون نبازید....همچین ادمی بهتر که رفت!دستش درد نکنه کاری که خودتون نمی تونستید بکنید انجام داد و زندگیتون از وجودش پاک کرد. بله!!!!!:-)
    ماشاالله دکتر های روانپزشک هم که بد تر نمک بر روی زخم میپاشند. کلا ادم هایی که منطق جلوی چشمشان هست اصلا مناسب حرف زدن نیستند.چقدر هم گران شده است. تقریبا تا به حال 200000 تومان هزینه کرده ام که بس است. بگذریم... !!!!

    شاید 5-6 سال پیش بنده نیز درگیر رابطه دوستی شدم که بعد از 9 ماه فهمیدم اشتباه بوده و واقعا اشتباه بود.رابطه فامیلی بود و خانواده ها نیز کدورت داشتند شدید. رابطه را بنده کات کردم و بعد ها متوجه شدم چقدر به اون دختر سخت گذشته.
    نکنه من هم دارم تاوان پس میدهم ؟

    از دیشب تا به حال نمیگم هزاران اما ده ها فکر انتقام در سرم شکل گرفته اما سریعا دعا کردم که فقط توهم باشه.
    تنها دوستی که میتونستم با او درد و دل کنم خواهرش بود که او هم از پشت بر من خنجر زد.
    خنده دار هست خنده دار. به قدری مظلوم افتاده ام که شک میکنم خواب هستم ؟ مگر میشود ؟ ماجرای بعدی چی هست ؟
    سرافکندگی که در فامیل و ... هست هم از طرف دیگر.
    هرچه جلوتر میرود سخت تر میشود.

  14. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 اسفند 93 [ 23:41]
    تاریخ عضویت
    1393-9-09
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    625
    سطح
    12
    Points: 625, Level: 12
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 44 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    هرشب با فکر انتقام میخوابم چون نمیخواهم لحظه ای زندگی به کام او باشه. شاید قطع یک رابطه نیمه رسمی و احساسی به دلایل مختلف کار درستی باشه. اما اینکه با خیانت، با رابطه پنهانی با شخصه دیگر ؟ خیر. اینکه تذکر بدهی و با تمام وجود تکذیب کند خیر. اینکه بفهمی هر لحظه پیش او بوده خیر. اینکه مهمانی خانوادگی را به عقب بندازی که او برنامه اش تنظیم باشد برای امدن و بعدا بفهمی پیش ان اقا بوده خیر.
    این دو حال من رو به استهزا گرفتند. حتی پدر اون خانوم با خانواده بنده تماس گرفته و بیان کرده که دخترش تو رابطه اشتباهی قرار گرفته اما از من بخواهند کوتاه بیایم. اما او پشت سر هم اشتباه میکند. اون اقا پسر به بنده پیام میدهد من را تهدید میکند. از درون دارم خودخوری میکنم.


    اگر اخلاق انقدر کنار رفته ای کاش من هم بی اخلاقی میکردم. ای کاش و ای کاش.
    نه خودم را میتوانم ببخشم نه او را. در هر فکری باشم. در هر لحظه ای که باشم یک تنفر . انتقام بسیار بدی در ذهنم شکل میگیره.
    روزانه 6 عدد قرص باید بخورم به تجویز پزشک تا خابم ببرد. حتی خاب من هم شده است این مسله.
    در ذهن و روحم رسوخ کرده. فکر کنم از یکشنبه غذا نخورده باشم.
    دیروز نیز از کارم استعفا دادم تا در تنهایی خودم باشم.
    همیشه در زندگیم از خیانت دور بودم و ترسیدم.اما به سرم امد. و با بی شرمی نیز به ان پافشاری میشود.
    من خودم هیچ زمان هیچ فردی را به خاطر خیانت کنار نگذاشتم. سخت است خوب باشی و بدی ببینی . من نمیتوانم خوبی کنم اما بدی ببینم. هر کسی اینگونه بوده را سریعا از زندگیم کنار گذاشتم.
    اما او ؟ حس عشق و تنفر و ... همه با هم .یک لحظه میبخشمش و لحظه دیگری متنفر. فکر اینکه الان دارد چه کار میکند .میخندد با او . اتشی است بر من.
    تصور میکردم فیزیک قرص حتی برای لحظه ای امان دهد به من تا خودم باشم. اما تنها بدن من را ضعیف کرده است.
    به سختی با این واقعیت کنار امدم. نمیدانم زمان تا به کی بر وفق مراد نامردان هست.
    تا به کی.

  15. 2 کاربر از پست مفید amir_ali تشکرکرده اند .

    ali -guilan (جمعه 21 آذر 93), rayehe (چهارشنبه 19 آذر 93)

  16. #39
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    می دونی چرا دوسپسرش تهدید می کنه؟چون دخترو شناخته،می دونه اگر تونسته

    تو رو ترک کنه،اونو هم می تونه.می ترسه برگرده پیش خودت.برای همین می خواد

    کاری کنه اگر دختره برگشت پیشت تو از ترس ردش کنی.


  17. 2 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    rayehe (چهارشنبه 19 آذر 93), szd (چهارشنبه 19 آذر 93)

  18. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 اسفند 93 [ 23:41]
    تاریخ عضویت
    1393-9-09
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    625
    سطح
    12
    Points: 625, Level: 12
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 44 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ 27 نمایش پست ها
    می دونی چرا دوسپسرش تهدید می کنه؟چون دخترو شناخته،می دونه اگر تونسته

    تو رو ترک کنه،اونو هم می تونه.می ترسه برگرده پیش خودت.برای همین می خواد

    کاری کنه اگر دختره برگشت پیشت تو از ترس ردش کنی.
    اون اقا ادمی هست که زندگی یکی دیگر را به هم ریخت و با وقاحت تمام به ان افتخار میکند.
    به اربعین حسین قسم همیشه از این ادم ها متنفر بودم و با تمام دوستانی که این کار را در حق فردی کردند. فاصله گرفتم. این هست که میگویم سعی کردم انسان خوبی در رفتار و اخلاق باشم و واقعا بودم. اما همان رفتار هایی که نداشتم و دوری کردم ازش. در فردی متولبر شد و بر سر امد. هم شخصیتم شکسته است و هم آرزوهایم.iم بلند پروازی های اینده ام.
    نه برای من ان دختر اهمیت دارد و نه تهدید های آبکی یک آقا پسر شاخ شمشاد.
    آبرویی که از من در خانواده رفته قابل برگشت نیست. دردی که بر من تحمیل شده قابل چشم پوشی نیست.
    برای من این همه درد و فشار طاقت فرسا قابل تحمل نیست.
    خدا میدونه عین زامبی شدم.خودم میخواهم از این وضع خارج شوم اما باز یک اتفاق میفتد و من به همان پله اول باز میگردم.
    ویرایش توسط amir_ali : چهارشنبه 19 آذر 93 در ساعت 14:49

  19. 3 کاربر از پست مفید amir_ali تشکرکرده اند .

    ali -guilan (جمعه 21 آذر 93), rayehe (چهارشنبه 19 آذر 93), szd (چهارشنبه 19 آذر 93)


 
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 14 تیر 96, 19:57
  2. استفاده از سایت همسریابی برای آشنایی و ازدواج درست هست
    توسط شمیم بهار در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: پنجشنبه 14 فروردین 93, 17:30
  3. پاسخ ها: 37
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 فروردین 93, 16:14
  4. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  5. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.