به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 15 , از مجموع 15
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    برادر خوبم چرا شما اینقدر خودت رو اذیت میکنی . خوب اون دختر قبلا با فرد دیگری رابطه داشته . برای همین هم نتونسته با شما ازدواج کنه . برای این نبوده که شما ایرادی دارید . ولی پدر مادر ایشون و فامیل شما رو مناسب ازدواج با ایشون میدونستند . شاید هم از رابطه ایشون بیخبر بودند . پس ایراد از شما نبوده . و علت از دوست داشتن فامیل هم نبوده . فقط اون دختر قبلا انتخاب دیگری داشته که مورد پسند خانواده اش هم نبوده . برای شما خوب شده که از این ارتباط بیرون اومدید . اون دختر لایق شما نبوده . با گذشت زمان شما ارامش رو به دست خواهید اورد و خداوند دختری شایسته نصیب شما خواهد کرد. انشا الله

  2. 2 کاربر از پست مفید واحد تشکرکرده اند .

    ali -guilan (دوشنبه 24 آذر 93), wikimail (دوشنبه 24 آذر 93)

  3. #12
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.
    میفهمم چی میگید. ودرکتون میکنم.
    اما به نظر من شما خودتون میخواید مانع از احساس داشتن خودتون بشید. جلوی خودتون رو گرفته اید.
    خودتونو آزاد کنید.

  4. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    wikimail (سه شنبه 25 آذر 93)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 آبان 96 [ 21:39]
    تاریخ عضویت
    1393-9-22
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    2,390
    سطح
    29
    Points: 2,390, Level: 29
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 21 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    سلام.
    میفهمم چی میگید. ودرکتون میکنم.
    اما به نظر من شما خودتون میخواید مانع از احساس داشتن خودتون بشید. جلوی خودتون رو گرفته اید.
    خودتونو آزاد کنید.
    ممنون از جوابتون. اگر میشه یک کم بیشتر توضیح بدین. من داستان مشکل شما رو خوندم. خیلی به اتفاقی که برای من افتاده شبیه هست. منم کاملا نسبت به همه چیز بی تفاوت شده بودم (الان کمی بهترم). هیچ چیز نمی تونست منو از ته دل خوشحال کنه و هیچ چیز نمی تونست کاملا غمگین کنه. بعضی اوقات حالم خیلی بد بود حتی نمیتونستم گریه کنم که سبک بشم. نسبت به همه از جمله خدا اعتمادمو از دست داده بودم و ... .

    من فکر می کنم این اتفاق به این خاطر برای من افتاد که از کسانی که بیشترین اعتماد رو به اونا داشتم ضربه خوردم. یک مرتبه متوجه شدم اساس افکار من اشتباه بوده و خیلی طول خواهد کشید که دوباره این اعتماد برگرده (تازه اگر برگرده).

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 آبان 96 [ 21:39]
    تاریخ عضویت
    1393-9-22
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    2,390
    سطح
    29
    Points: 2,390, Level: 29
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 21 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بعضی مواقع احساس خفگی می کنم. احساس می کنم تمام احساساتم درونم حبس شده.

    - - - Updated - - -

    احساس پوچی می کنم

  7. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 شهریور 04 [ 10:34]
    تاریخ عضویت
    1393-6-31
    نوشته ها
    589
    امتیاز
    21,366
    سطح
    92
    Points: 21,366, Level: 92
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 984
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    1,314

    تشکرشده 1,494 در 483 پست

    Rep Power
    142
    Array
    سلام برادر گرامی، باید بگم دوستان راهکارای خوبی به شما گفتند و من هم میتونم این رو اضافه کنم که دلیل نگفتن عدم علاقه ی اون خانوم از جانب خونوادتون رو تا حالا دوستانه ازشون پرسیدید؟ میتونه دلایلی داشته باشه غیر از اونچه که شما فکر میکنی.ظاهرأ تا قبل این موضوع رابطتون با خونواده خوب بوده و بهشون علاقه و اعتماد داشتید اما مدت هاست که سایه اتفاق 6سال پیش روی زندگیتون افتاده و خودتون هم منفعلانه برخورد کردید. اون خانم هر دلیلی هم واسه عدم علاقه به شما و برهم زدن رابطه داشته باشه چه درست یا نادرست،نمیشه سرزنشش کرد. حتی اینکه زودتر بهتون نگفته که البته باید میگفت خب شاید به اندازه ی کافی به بلوغ عاطفی نرسیده بوده و یا هر دلیل دیگه که مطمئن باشید روزی به خاطر این اتفاق خداروشکر میکنید. شما توی ذوقتون خورده و احساس بی ارزش بودن کردی.اما نخواستی خودت و دیگران رو ببخشید. بخشش،بیشتر از هر کسی،به خود ما کمک میکنه.و در واقع رها میشید از همه این افکار. مطمئن باشید که اگر همه غیرقابل اطمینان و جفاکار بودند،خدا اینهمه آدم با تنوع ها و تفاوت های فراوان خلق نمیکرد و سنگ رو سنگ بند نمیشد. از اون اتفاق درس هاشو نگه دارید و در آینده ازشون استفاده کنید.از راهکارای دوستان برای حساس تر شدن نسبت به محیط اطراف(البته حساس بودن به اندازه) استفاده کنید. اینقدر با خودتون این موضوع رو تلقین و تکرار نکنید.چون دارید از لحظات و عمر و جونی تون خرج میکنید که اصلأ ارزششو نداره. شما هنوز احساس دارید اینو از نوشته هاتون میشه فهمید.اصلأ هم فکر نکنید منزجر کننده هستید یا هرچی. شما چند ماه نامزد بودی و بهر دلیلی باهاتون خوب رفتار نشده،اما شما خودت 6ساله که با خودت خوب رفتار نکردی.هنوزم دیر نشده خونواده تون چه خوب چه بد،به خاطر اینکه خودتون لایق دوست داشتن و حس های خوب هستید،بازم سعی کنید مثل گذشته باشید.ارتباطتون رو با خدا بیشتر کنید و به خودش توکل کنید.او از هر کسی به شما نزدیک تره و بهتر از همه درکتون میکنه. انشاألله روز به روز شادتر و با طراوت تر باشید.

    به نور نگاه کن ! سایه ها پشت سرت خواهند بود.

  8. کاربر روبرو از پست مفید zolal تشکرکرده است .

    wikimail (یکشنبه 30 آذر 93)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.