میدونم از دستم یکم دلخور میشی ولی احساس میکنم داری مقایسه میکنی با طرف مقابل همان آقایی که شناخت از دور نسبت بهش دار یو معلوم نیست اصلا بیاد جلو و یا نیاد.
بقول معروف بتی ساختی برای خودت موقعیت جذابی داره ولی تا وقتی جلو نیامده به هیچ عنوان بهش فکر نکن به هیچ عنوان
اینی که مینویسم برای شما دخترها سخته چون توی این چند ساله شناخت پیدا کردم نسبت به طرز فکر دخترها ولی سعی و تلاشت را انجام بده لطفا 
جدی بخوام بگم اصلا فکرشو نمیکردم سنت اینقدر کم باشه با توجه به تجربه و نظراتی که در سایت قرار میدهید واقعا عالیه هنوز جا داری واسه ازدواج موفق ایشالله فوق لیسانس هم میگیری.منظورم از اینکه عجول نباشی اینه که به خواستگارهایی که داری خوب فکر کنی و عجول نباشی.
اعتماد بنفسم بالا نیستشا ولی شما شاید بگم اولین خانومی هستی که باید اعتراف کنم سخت گیری اکثرا دخترهای همدردی در مورد معیارهایی که برای انتخاب شریک زندگی دارند شاید بشه گفت برای من خیلی عادی و معمولی حساب میشه ولی شما یکم داری بیش از اندازه تمرکز میکنی روی بعضی مسائل.مثلا خود من تحصیلات دیپلم دارم خانوممم فوق داره اون چون توی دانشگاه درس خوانده و خودشم تدریس کرده خوب از نظر برخورد اجتماعی نسبت به بنده ای که توی بازار هستم در درجه بالاتری قرار داره اگر بخوای با طرز فکر شما جلوی بریم یا شوربختانه بسیاری از دختران بخواهیم روی چند معیار زوم کنیم خیلی راحت جواب منفی داده میشه ولی طریقه درست انتخاب براساس میانگین رتبه ایه که فرد بدست میاره هر فردی نقاط مثبت و منفی داره جمع این اخلاق و رفتارها میشه شخصیت فرد برای اینه که میگم روی معیار خاصی تمرکز نکنید.
مثلا همین آقا شاید تا حالا جایی خواستگاری نرفته باشه خیلی ها هستند خود من اولین جایی کهر فتیم خونه همسرم بود با لباس معمولی که در مغازه بودم رفتم جلسه اول خواستگاری!! بنظرم اینجا مسئله ای که فراموش شده توی طرز فکر دخترها اینه که شاید شماها خواستگارهای زیادی داشته باشید مثلا از 18یا 20 سالگی و اینجوری شناخت پیدا کردید از طرز برخورد ور فتار در چنین جلساتی ولی پسرها اکثرا تازه از 25 سالگی به بعده که اقدام میکنند به انتخاب فرد مناسب خوب مسلما باید فرقی باشه بین اقایون و دختر خانوم ها
بنظرم روی معیارهایی که داری بهتره یکم تعادل را حفظ کنی(البته این نظر و برداشت شخصی بنده از نوشته های شماست)
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)