به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 52
  1. #41
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 اسفند 93 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1393-11-07
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    305
    سطح
    6
    Points: 305, Level: 6
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 17 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به همگی
    امیدوارم که حالتون خوب باشه دوستای خوووبم.
    این مدت با اینکه زمان زیادی نگذشته ولی اتفاقای خیلی زیادی افتاده و منم فهمیدن همشونو و تصمیم گیریمو مدیون شماهام.
    اول از همه اینکه رفتن پیش یک مشاور خیلی کمکم کرد. خیلی از مشکلاتمو حل کرد و جواب خیلی از چراهامو داد. هیچ وقت فکرشم نمیکردم که یه شماور انقدر بتونه به زندگی آدم و تصمیم گیریهامون کمک کنه!
    ماجرا از این قراره که بعد از اولین جلسه ی حضوری مشاور ( خودم تنها ) تمام اتفاقاتی رو که افتاده بود تعریف کردم . احساساتمو گفتم رفتار و منش و اخلاق اون آقارو توضیح دادم . شرح کامل صحبتهامون و دودلی های من. مشکلات بچشون و سن بالا و اختلافاتمون!ایشون فقط و فقط گوش دادن. بعد از شنیدن ماجرا یکسری سوال در مورد شخصیت شناسی و علایقم و اولویت هام کردن . توی اولین جلسه بیشتر من صحبت کردم و ایشون گوش دادن و یادداشت کردن و در آخر ازم خواستن تا برای بار دوم اگه امکانش بود با این آقا بیام!!
    راستش اولش نمیدونستم واکنششون به این تصمیمم چیه اما دلو زدم به دریا با اینکه اوایل مخالفت کردن اما بعدش راضی شدن و به فاصله ی یک هفته با هم رفتیم مشاوره . جلسه ی دوم خیلی طول کشید ولی همه چی عالی بود . مشاور اول با من و بعد با این آقا تنهایی صحبت کردن (صحبتشون طول کشید) بعدش هم دو نفری . در حضور مشاور شناختم از این آقا خیلی خیلی بیشتر شد . جلوی من به خیلی از سوالات مشاور که اتفاقا سوالات منم بود پاسخ دادن و این جالب بود که سوالاتشون خیلی ریز و دقیق بود و من هرگز به ذهنم هم نمیرسید تا همچین سوالاتی رو از ایشون بپرسم . در آخر مشاور جلسه ی سوم در نظر گرفتن با این شرط که اینبار یک قدم جلوتر برداریم . و اون قدم هم این بود که این آقا برای اثبات حرفها و شرایط و ادعاهاشون سند بیارن و من هم ماجرارو با خانوادم به طور جدی در میون بذارم.
    خیلی برام جالب بود که در تمام این مدت این آقا ( خصوصا بعد از مشاوره) تمام تلاششون رو گذاشتن برای مجاب کردن من و مشاور و خانوادم !
    جلسه ی سوم هم به نوبه ی خودش عالی بود ! آقا تمام مدارک مورد نیاز رو آورد . مشاور با دقت بررسیشون کرد. در موردشون حرف زدیم . آقا از مشکلات و نقاط عطف زندگی قبلیشون گفتن و من هم از عادات و علایق خودم . 3 موردی بود که با هم تناسب نداشتیم که جفتمون قول دادیم که اگه واقعا همو دوست داریم توی این مدت باقیمونده اصلاحش کنیم...
    در مورد حق و حقوق و مراسم و همه چی در حضور مشاور توافق کردیم و در آخر مشاور هم جواب مثبتشونو به این وصلت دادن اما شرایطی داشت که هم من و هم اون آقا باید قبول میکردیم....
    و این کارو هم کردیم!!!
    بعد از آخرین قرارمون با مشاور محترم من 3 روز وقت خواستم تا آخرین فکرامو بکنم و برای اینکه آب پاکی رو بریزم روی دستام ،شب آخر استخاره کردم وبه شرط احتیاط و توکل بر خدا خوب اومد با سعادت دنیوی و اخروی! دیگه تمام شک هام از بین رفتن!
    امروز جواب مثبتمو دادم و ایشون خیلی خیلی خوشحال شدن و خواستن تا هرچه سریع تر همدیگرو ببینیم ! گفتن کار خیلی واجبی دارن ، منم قبول کردم برای آخر هفته وخت بذاریم .
    خودم هم باورم نمیشه که قلبم بهم فرمان درست میداد!
    توی این ازدواج باید دور یه سری موارد رو خط بکشم و خودم هم قبول کردم مشکلی ندارم . در عوض خیلی از خصوصیاتمون به قول مشاور با هم جور بود و اگه جفتمون یسری ظوابط رو رعایت کنیم به مشکل نمیخوریم انشاالله ....
    قرار بعدیمون این هست که این آقا برای صحبت با خانوادم تشریف بیارن!
    دیگه قضیرو کاملا خانوادگی و رسمیش کردیم....
    انشاالله برای ادامه ی این راه هم خدا کمکمون کنه....

  2. 5 کاربر از پست مفید دختر تنهای آسمان تشکرکرده اند .

    آنیتا123 (دوشنبه 04 اسفند 93), بارن (دوشنبه 04 اسفند 93), خیال تو (دوشنبه 04 اسفند 93), شیدا. (دوشنبه 04 اسفند 93), صبا_2009 (دوشنبه 04 اسفند 93)

  3. #42
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 22 آبان 94 [ 21:48]
    تاریخ عضویت
    1393-8-06
    نوشته ها
    606
    امتیاز
    14,528
    سطح
    78
    Points: 14,528, Level: 78
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 322
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocial10000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    775

    تشکرشده 2,481 در 570 پست

    Rep Power
    168
    Array
    مبارک.
    چند تا سوال داشتم برای اطلاع خودم البته،.....پسرشون پس با شما زندگی میکنند و شما تو خونه با وجود اون محدودیت دهرید؟

    همسر قبلیشون هم صحبت کردن؟

  4. #43
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 مرداد 00 [ 11:12]
    تاریخ عضویت
    1393-1-26
    نوشته ها
    183
    امتیاز
    7,915
    سطح
    59
    Points: 7,915, Level: 59
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    487

    تشکرشده 433 در 149 پست

    Rep Power
    36
    Array
    سلام دوست عزیز
    خانواده شما در جریان هستن و واکنششون چیه؟
    نظر شخصی خودمه ولی فکر کنم بهتر بود با یکی از اقوام نزدیک همسر سابق ایشون یا حتی اقوام خود آقا یه صحبت هایی راجع به زنذگی قبلیشون میکردین... نه ؟
    ببخشین این سوال رو میپرسم ولی در مورد مهریه و سایر شرایط به توافق رسیدین ؟

  5. #44
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 اردیبهشت 95 [ 11:39]
    تاریخ عضویت
    1391-3-30
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    5,578
    سطح
    48
    Points: 5,578, Level: 48
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    196

    تشکرشده 193 در 77 پست

    Rep Power
    33
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    سلام دوستان
    من یه دختر مجرد 24 ساله هستم .
    اخیرا با آقایی آشنا شدم که از هر لحاظی خیلی به دلم نشسته. اونجوری که برای خودم تحلیل کردم هم خوبی های زیادی داشتن و هم نقص هایی..... اگر به دلم باشه چشمم رو ترجیح میدم به تمام ایرادهاشون ببندم
    سلام

    فقط موندم چی جواب ت بنویسم ....

    اینهمه دوستان تا اینجا راهنمایی ت کردند یعنی هیچ ؟؟!!!!


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    در این مورد دوست دارم از کسانی که تجربشو دارن مشورت بخوام
    تجربه میخوای ؟؟؟؟

    مگه گوش شنوایی داری ....؟؟؟

    یعنی خیلی رک و بی پروا بگم اگر کنار دستم بودی آنچنان میزدم زیر

    گوش ت که پرده گوشت از 4 جا پاره بشه ....


    اسمش را عشق نمی زارم چون عشق نیست

    شما احساس تنهایی و مجردی میکنی اینه که داری با آتش بازی

    میکنی -- همه چیز کورت کرده


    مگه مشکلات و تایپیک های من را نخوندی ؟؟؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    فاصله ی سنی من و این آقا 15 سال هست .
    فقط 15 سال ....!!!!

    واقعا فکر نمیکنی در اینده نه چندان دور (( 3-4 ماه دیگه )) مشگلی

    براتون پیش بیاد ؟؟؟

    اینقدر همه چیز عالی و حساب شده است !!!

    یعنی کیس بهتری برای شما نیست که بهش فکر کنی ؟؟؟

    تنهایی ؟؟؟ خسته شدی ؟؟؟

    از چی خسته شدی ؟؟

    بنظر من تنهایی خیلی هم خوبه !!!

    خدا هم تنهاست .....


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    دوساله که طلاق گرفتن و از همسر قبلیشون یه پسر 12 ساله دارن...
    بسیار احساسی و گرم مزاج و خوش مشرب هستن.
    این مسائل را شما تو چند جلسه فهمیدی ....؟؟؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    گرم مزاج و خوش مشرب هستن.
    این آقای گرم مزاج توی این دو سال چیکار میکرده ؟؟؟

    نکنه تو مساجد اعتکاف میکرده و قرآن به سر میگرفته !!!


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    برای ازدواج بسیار بیتاب و بیقرارن.
    حالا این اقای گرم مزاج ، بیتاب و بی قرار چی هست ؟؟؟؟؟

    بیتاب و بی قرار ازدواج .... ؟؟؟

    بیتاب و بی قرار شما ؟؟؟

    بیتاب و بی قرار ازدواج با شما ؟؟؟

    ببخشید اینا میگم

    یا بی تاب و بی قرار س... با شما ؟!!!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    و البته حضانت بچشون هم با خودشونه ....
    تنها شرطی که ازم خواستن مهریه ی کمه ....
    نه ، خدایی ش خیلی آدم خوب منصفی هست ....!!!

    دختر خوب از زمین به آسمون میباره یا از آسمون به زمین ....؟؟؟؟

    شنیدی میگن :

    طرف خیلی خوش پرو پا ، دم خزینه هم میشینه


    حالا حکایت کار شماست .....

    شما باید به خاطر شرایط سنی و مطلقه بودن و بچه داشتن این

    آقا و از همه مهمتر اینکه بچه شم با خودش هست

    انواع و اقسام شرایط بزاری

    اونوقت ایشون دست پیش گرفته پس نیفته ؟؟؟؟

    فردا که کارش باهات تمام شد چون مهریه ت کمه عین یک دستمال

    کاغذی از زندگی ش پرت ت میکنه بیرون

    چی فکر کردی ؟؟؟؟

    مگه توی این زمین لعنتی زندگی نمیکنی ؟؟

    مگه اخبار نمیبینی ؟؟ حوادث نمیخونی ؟؟؟

    وای دارم از دست ت دیوونه میشم ....



    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    روی این قضیه که بعدها بچشون از پدرشون تصور منفی نداشته باشه خیلی خساسن....
    اوه مای گاد

    به قول مرحوم مرتضی پاشایی عزیز ( قلبم رو تکرار ..... )

    ایشون چقدرم روحیه شون لطیف

    بهش بگو خوب که چی ؟؟؟؟

    اگرم کسی تصویر منفی به بچه ت بده مادرش هست

    نه من ....


    دختر خوب همین حرف یعنی خطر !!!

    تو از کجا میدونی فردا همین مورد را بهونه نکنه و نگه تو کار یاد

    بچه م میدی ، تو داری ذهن ش را خراب میکنی ...

    من نمیتونم باهات زندگی کنم

    مهریه تم که کم و در اخر خداحافظ .....

    این وسط اون چیزی از دست نداده ولی تو زندگی تا نابود کردی

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    گفتن که اگه همسر رویاییشونو پیدا کنن کم نمیذارن براش....

    عزیز من اول ش همه خوب هستند

    خوب حرف میزنند

    فرشته آسمونی هستند

    بزار بری زیر یک سقف اونوقت به حرف هام میرسی ....

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    کم نمیذارن براش....
    پ ن پ ..... بیاد و کم م بزاره

    دختر خوب تو داری دختری تا براش میزاری ...

    تو داری باکرگی تا براش میدی

    میدونی یک دقیقه بعد از عقد ت چی حساب میشی ؟؟؟؟

    میشی دختر مطلقه

    میدونی یک دقیقه بعد از عروسی ت چی حساب میشی ؟؟؟؟

    میشی زن مطلقه

    نکن .... عزیز من نکن ... خواهر من نکن ....

    بخدا داری با آتش بازی میکنی


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    عاشق مسافرت هستن و اینجور که میگفتن از تنهایی به شدت افسرده شدن....

    افسرده شده که شده ....

    میخوام بدونم شما پیغمبری غم امت میخوری ؟؟؟؟

    ایشاا... یه کیس خوب که به خودش هم بخوره براش پیدا بشه ....


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    دوباره خواهان بچه هستن
    چی ؟؟؟؟

    خواهان بچه س ؟؟؟؟

    خواهر من داره مخ ت میزنه ....

    من خودم ختم این کارهام ، گول ش را نخور ....

    این آقا میدونه شرایط ش چیه

    الان هم با سر داره میره تو کوزه عسل

    معلومه که سریع میخواد بچه دار بشه

    اون میخواد سریع یه بچه بندازه تو دامن ت که طلاق نگیری

    فردا که پای یه بچه دیگه اومد وسط هزار و یک مشکل پیدا میکنید



    این آقا دنبال یه مکان امن و خوب برای بچه ش

    تا مطمعن بشه بچه ش سردش نیست

    گرم ش نیست

    گرسنه ش نیست

    درس هاشا خونده - مشق هاش را نوشته

    تا با خیال راحت در بیرون از خونه به مسائل یگه ش برسه



    بنظر بنده

    در درجه اول ایشون دنبال یک مادر برای بچه ش هست

    و بهدش هم یک زن کم سن و سال برای شب هاش ...


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    و البته این رو هم بگم که خانوادم فعلا شدیدا مخالفن
    چی مخالف هستند ؟؟؟

    والا خیلی خوب ادم هایی هستند چیزی بهت نمیگند

    من اگر جای پدر و یا برادران سرکار بودم اول که شما را به یک کتک

    مفصل از نوع کمربندی ش دعوت میکردم بعدم شما را به مدت 3 ماه تو

    خونه حبس میکردم تا عاشقی یک مرد 40 ساله با یک پسر 12 ساله

    از سرت بپره


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    ولی این ها هیچ کدوم دلیل نمیشه مرد طلاق گرفته آدم بدی باشه....
    دختر خوب کسی نمیگه ایشون آدم بدی یه ....

    همه بنده های خدا خوب هستند

    ما میگی م ایشون آش کار شما نیست ....

    متوجه صحبت و منظور بنده هستید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    من واقعا حس میکنم این آقا رو دوست دارم ولی همه منو از آینده ی بد و سیاه با مرد مطلقه میترسونن....
    همه میگن اگه خوب بود زنشو نگه میداشت.....
    من کاری به قضاوت و حرف های همه ندارم ....

    شاید واقعا زن ش قابل نگه داری نبوده ...

    ولی در این که شما بعد از یک مدتی چه بخوای و چه نخوای ایشون

    شما را طلاق میده هیچ شکی ندارم ...


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    این آقا تمایل دارن که خانومشون خیلی جوون باشه

    کور از خدا چی میخواد ؟؟؟

    دو چشم بینا ....

    کدوم مردی از زن جوون بدش میاد ؟؟؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    فقط از تنهایی و بی سرو سامانی واقعا خسته شده.....
    جز این مسائل چی میتونه بگه ؟؟؟؟

    فقط تنهایی ؟؟؟

    ایشون که بچه ش پیشش هست پس تنها نیست ....


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    در مورد شازده پسرشون
    واقعا نمی تونم جلوی خودم بگیرم ....

    همین آقا پسر میبینی که الان برات شازده پسره

    فردا میشه بچه بی تربیت ...

    بچه تربیت نداره - شعور نداره - بی چشم و رو

    وای چه غلطی کردم من نمی دونستم اینقدر حرف گنده میزنه

    فکر کردم زندگی با یک مرد بچه دار راحته

    و ......


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    من چطور میتونم برم با همسر قبلیشون صحبت کنم آخه؟!!!!
    دختر خوب اون گیر تو -- نه شما گیر اون

    مگه نمیخوای امتحان ش کنی ؟؟؟

    یه مدت بهش نه بگو - ببین کی بهش بله میده !!!

    الان زن های مطلقه بی بچه شم زور بهش بله میدند

    اونم با صدتا ناز و قر و فر و مهریه سنگین و .....


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    این آقا همسرشونو توافقی طلاق ندادن بلکه خودشون طلاقش دادن بنابر مشکلاتی که براتون گفتم.
    دیگه بدتر ....

    خوب فردا هم شما را خیل راحت و راحت تر از قبل طلاق ت میده ...


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    این خانوم دلش از دست آقا پره و معلومه که کلی بد و بیراه و حتی حرفهای سنگین تر از واقعیت و خیلی مسائل دیگرو به زبون میاره تا دید منو عوض کنه.......
    شما که ماشالله کار کشده ای و در نگاه اول فهمیدی که این آقا

    تنهاست و بی سرو سامان و گرم مزاج و .....

    برو حرف های همسر ش را گوش بده بلاخره متوجه میشی که

    داره دروغ میگه یا نه ....


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    ای کاش میشد تجربه ی کسی رو که سابقه ی همچین زندگی رو داشته بدونم.

    گوش شنوا نداری .....


    وگر نه همین امروز این داستان را تمام ش میکردی ....

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    در مورد حق و حقوق و مراسم و همه چی در حضور مشاور توافق کردیم و در آخر مشاور هم جواب مثبتشونو به این وصلت دادن
    میبخشید ولی جسارتا مطمعن هستید که ایشون مشاور بودند ؟؟؟

    راجع به مدرک ایشون بیشتر تحقیق کنید ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    شرایطی داشت که هم من و هم اون آقا باید قبول میکردیم....
    و این کارو هم کردیم
    خواهر من کدوم شرایط ....

    الان خانم بنده میگه درسته که دوست داشتم و قبول کردم بچه داری

    ولی من نمیدونستم زندگی با مرد بچه دار اینقدر سخت و بد

    تازه بچه من در هفته پیش م نیست !!!

    و فقط پنجشنبه عصر تا جمعه شب میاد پیشم ....


    شما این بچه 24 ساعت پیش تون ...

    شما الان میخوای ماه عسل بری این بچه مزاحم

    میخوایید عشق بازی کنید بچه مزاحم

    میخوای لباس راحت و .... برای شوهرت بپوشی این بچه مزاحم

    بابا بخدا داری اشتباه میکنی .....

    نکن این کارا ....


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    بعد از آخرین قرارمون با مشاور محترم من 3 روز وقت خواستم
    خواهر من جو و هیجان تمام وجودت را گرفته

    الان ما مشاور میشناسیم که نوشتی مشاور محترم ؟؟؟

    تصورت از ازدواج چیه ؟؟؟

    فکر کردی بله دادی و همه چیز تمام ؟؟؟؟!!!!!


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    برای اینکه آب پاکی رو بریزم روی دستام ،شب آخر استخاره کردم وبه شرط احتیاط و توکل بر خدا خوب اومد با سعادت دنیوی و اخروی! دیگه تمام شک هام از بین رفتن!
    خواهر من استخاره کیلویی چند ؟؟

    این کار شما از اول ش غلط و اشتباه بوده و هست

    این خرافات بریز دور ....

    شما که پای اینترنت هستی توی گوگول سرچ کن

    ببین کره مریخ و کره ماه را دارند 5 کشور ابرقدرت دنیا تقسیم میکنند

    و خرید و فروش میکنند

    اونوقت ما موندیم با پای چب بریم به مستراح یا با پای راست !!!!

    انگشتر تو کدوم انگشت مون بکنیم ثواب ش بیشتر ؟؟!!

    برای یک عمر زندگی سرنوشت مون میدیم دست تسبیح و استخاره


    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    امروز جواب مثبتمو دادم و ایشون خیلی خیلی خوشحال شدن و خواستن تا هرچه سریع تر همدیگرو ببینیم ! گفتن کار خیلی واجبی دارن ، منم قبول کردم برای آخر هفته وخت بذاریم .
    صحبت های بنده حقیر و دوستان ظاهرا بی فایده ست ....

    خوب بهت تبریک میگم و انشالله که مبارک و پشیمونی نیاره

    ولی از الان یه تایپیک با عنوان ((......)) جای خالی ش را خودت پر کن

    برای خودت رزرو کن .

    ==============================
    در پایان بنده نه شما را میشناسم و نه دیده ام

    ولی خدا را شاهد میگرم که انگار خواهرم هستی

    و به عنوان برادر کوچک تر که این راه را رفتم خواستم کمک ت کنم


    ببخشید اگر جایی تندی کردم و نتونستم خودم کنترل کنم


    به قول خانم ( فرشته مهربان محترم ) که به بنده خیلی لطف داشتند

    وقتی داروهای عادی جواب نمیده باید بطرف شوک وارد

    کرد و شیمی درمانی بشه ...



    اگر جایی رک و تند صحبت کردم خواستم به نوعی منصرف ت کنم

    امیدوارم یکروز پای اینترنت
    نشینی و در حال گریه این

    صحبت های بنده را بخونی ....


    به هر حال امیدوارم که موفق باشی ....
    ویرایش توسط tanhaei : سه شنبه 05 اسفند 93 در ساعت 09:09

  6. 7 کاربر از پست مفید tanhaei تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (سه شنبه 05 اسفند 93), کیانا 93 (سه شنبه 05 اسفند 93), کیت کت (جمعه 08 اسفند 93), نادیا-7777 (سه شنبه 05 اسفند 93), آزرم (سه شنبه 05 اسفند 93), خیال تو (سه شنبه 05 اسفند 93), غزال کوهستان (سه شنبه 05 اسفند 93)

  7. #45
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 مرداد 00 [ 11:12]
    تاریخ عضویت
    1393-1-26
    نوشته ها
    183
    امتیاز
    7,915
    سطح
    59
    Points: 7,915, Level: 59
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    487

    تشکرشده 433 در 149 پست

    Rep Power
    36
    Array
    من قبلا هم تو این تاپیک گفته بودم که اگه باز هم نظرت مثبت هست اصلا عجله نکن .... مورد شما یه مورد طبیعی و ساده نیست و راحت به سمت عقد و ... نرو .
    جواب ندادین خانوادتون رو در جریان گذاشتین یا نه ؟ از حرفهای و نظرات خانوادتون حتما حتما استفاده کنین و کورکورانه تصمیم نگیرین.

  8. 5 کاربر از پست مفید خیال تو تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (سه شنبه 05 اسفند 93), tanhaei (سه شنبه 05 اسفند 93), واحد (سه شنبه 05 اسفند 93), آزرم (سه شنبه 05 اسفند 93), غزال کوهستان (سه شنبه 05 اسفند 93)

  9. #46
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    یعنی قبول کردین با پسرشون یه جا زندگی کنید ؟
    از همسر اولشون خبر دارید و باهاشون حرف زدید ؟
    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟

  10. 2 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (سه شنبه 05 اسفند 93), کیت کت (جمعه 08 اسفند 93)

  11. #47
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    939
    امتیاز
    15,687
    سطح
    80
    Points: 15,687, Level: 80
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,262

    تشکرشده 5,821 در 1,048 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    142
    Array
    ممنون از تنهایی عزیز که تجربه خودشون رو (هر چند یه مقدار تند و خشن ;) ) در اختیار این دوست عزیزمنون قرار دادند.
    واقعا دوستان خوب مشاوره و راهنمایی دادند و من با اینهمه تجربه بازم خیلی از این حرف ها به ذهنم نمیرسید که بگم ، ولی گویا این دوست عزیزمون تصمیم خودشون رو گرفتن و صحبت های بیشتر به جایی نمیرسه.

    فقط یک نکته در پایان اضافه کنم
    مطلقه بودن مرد یا زن دلیلی برای بد بودنش نمیشه (همینطور که بارها اشاره شده) ولی خوبه که دلایل اصلی طلاق مشخص باشه.

    تجربه شخصی:
    من با اینکه خودم یک زن مطلقه هستم که فرزندی هم دارم که البته همینطور که خیلی ها در این سایت منو میشناسند،میدونن که فرزندم ایران نیست،باز هم از بین خواستگارها مردی رو انتخاب کردم که فرزند نداره، چون واقعا در خودم نمیبینم که بتونم از پس مشکلات فرزند همسرم بربیام.
    حقیقتا نمیدونم چطور دختری که تاحالا ازدواج نکرده همچین گزینه ای رو قبول میکنه!!! احتمالا از سطح فکر و درک من خیلییییییییی بالاتر هست ای موضوع

    حالا میبینید یکی میتونه با این موضوع کنار بیاد و از پس مشکلاتش هم برمیاد..هرچند مطمئن هستم اولش فکر میکنه که میتونه از پس مشکلات بربیاد و دنیایی بسیار رویایی برای خودش میسازه، ولی کاش همه چیز رویا بود....
    زندگی زیباست

  12. 8 کاربر از پست مفید نادیا-7777 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (سه شنبه 05 اسفند 93), tanhaei (سه شنبه 05 اسفند 93), واحد (سه شنبه 05 اسفند 93), هم آوا (جمعه 08 اسفند 93), بی نهایت (سه شنبه 05 اسفند 93), بارن (سه شنبه 05 اسفند 93), شیدا. (چهارشنبه 06 اسفند 93), غزال کوهستان (سه شنبه 05 اسفند 93)

  13. #48
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    با سلام

    نوع برخورد شما حتی نوع هیجانی که در مشاوره گرفتن نشان داده اید به خوبی نشان می دهد که بسیار احساسی تصمیم گرفته اید . ما اینجا هیچ قضاوتی در رابطه با طرف شما نداریم و درست هم نیست داشته باشیم . اما همین مقدار که از پستهای شما دریافتیم که مشتی از نمونه خروار هست . شما بسیار احساسی وارد بازی عواطف و عشق شدید و عقلانیت به خرج دادن برایتان کار بسیار سختی خواهد بود .اما بدانید که همین عقلانیت به داد شما می رسد .

    اینکه شما با مردی با 15 سال فاصله در این سنی که شما هستید بخواهید وارد زندگی بشوید که تجربه یک زندگی مشترک با بچه ای 12 ساله که با پدر زندگی خواهد کرد را عقبه دارد بسیار حساب شده و بقول معروف همراه با چکش کاریهای زیاد باید باشد آن هم با ترسیم واقعیت ها نه با تصورات رمانتیک .
    درسته اگر عشق عقلانی در زندگی ای باشد چه بسا بسیاری از مشکلات را آسان کند . اما نه شرایط سنی شما و نه روند رابطه شما هیچکدام نشان نمی دهد که در شما فاز عقلانیت پشتوانه علاقه تان بطور جدی باشد این را پستهای شما و حتی آنچه در باره مشاوره رفتن گفته اید نشان می دهد .

    به خوبی پیداست مشاور ریسکها را به شما گوشزد کرده ، حتی پیش شراطهای هرکدام را گفته و اعلام کرده اگر بخواهید ازدواج کنید اینها هست و باید بپذیرید . اینهامعنای نظر مثبت مشاور نیست که اساساً مشاور شرایط را ترسیم می کند و شرط موفقیت را با توجه به شرایط بیان می کند و شما نقطه نهایی را با توجه به احساساتتان در نظر گرفته اید یعنی فرض را بر این گذاشته اید که ریسک ها و پیش شرطها را می پذیرید پس حل شد و مبارکه .... همین نگاه شما کاملاً احساسی و نسنجیده هست . حرف مشاور شما یعنی فلان ریسک و فلان ریسک را دارد . این شرایط و اون شرایط را باید بپذیرید و ... این به معنای این نیست که شما بگید باشه دیگه تمومه . این یعنی چه بسا ماه ها و بلکه به سال بکشه چکش کاری شما روی خودتون و حتی به کمک مشاور با ترسیم دقیق واقعیت و دیدن خود در صحنه و حتی کسب تجربه از کسانی که چنین شرایطی را داشته اند با جدیت و کسب شناخت روی تیپ شخصیتی اتان سنجش نسبت تیپ شخصیتی با شرایطی که واقع بینانه مواجه می شوید و سنجش اینکه اگر جایی نیاز به تغییر دارید آیا می توانید یا خیر و اگر بپذیرید که می توانید باید قبل از ازدواج این تغییر صورت گیرد و ..... را می طلبد
    حال از شما می پرسم با آنچه شرح دادم آیا می شود به این سرعت به نتیجه رسید ؟؟؟ من به شما می گویم هرگز ... پس از احساسات خارج شوید و دقت بیشتری به خرج دهید . من نمی گویم با این آقا ازدواج نکن . نمی گویم کلاً منتفی می گویم از احساسات بیرون بیا و با عقلانیتی که شمایی از آن را بهتون نشان دادم بررسی کنید و خود را محک بزنید ..... تازه این شمه ایی بود که من اشاره داشتم و الا مثلاً مرحله بعد بررسی تیپ شخصیتی این آقا و بخصوص در نظر داشتن ضعفهای ایشون خصوصاً در زندگی اول و سنجش نسبتش با شما و وضعیت و ضعفها و شرایط و .... هست ....

    خیلی کار داره تا اونجا که باید بگویم نسنجیده وارد شوید ریسک بسیار بالایی برای طلاق یا زندگی بدو رضایت دارد و در متن زندگی به این آمادگیها رسیدن کاری بس دشوار هست .... پس پیش از اقدام توجه داشته باشید و کار کنید روی موضوع .


    موفق باشید





  14. 12 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    (آسمانی آبی) (سه شنبه 05 اسفند 93), abi.bikaran (سه شنبه 05 اسفند 93), tanhaei (سه شنبه 05 اسفند 93), کیت کت (جمعه 08 اسفند 93), ناهیدگل (چهارشنبه 06 اسفند 93), نادیا-7777 (سه شنبه 05 اسفند 93), آزرم (سه شنبه 05 اسفند 93), بی نهایت (سه شنبه 05 اسفند 93), بارن (سه شنبه 05 اسفند 93), دختر تنهای آسمان (شنبه 09 اسفند 93), شیدا. (چهارشنبه 06 اسفند 93), غزال کوهستان (سه شنبه 05 اسفند 93)

  15. #49
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 اردیبهشت 95 [ 11:39]
    تاریخ عضویت
    1391-3-30
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    5,578
    سطح
    48
    Points: 5,578, Level: 48
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    196

    تشکرشده 193 در 77 پست

    Rep Power
    33
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نادیا-7777 نمایش پست ها
    ممنون از تنهایی عزیز که تجربه خودشون رو (هر چند یه مقدار تند و خشن ;) ) در اختیار این دوست عزیزمنون قرار دادند.
    واقعا دوستان خوب مشاوره و راهنمایی دادند و من با اینهمه تجربه بازم خیلی از این حرف ها به ذهنم نمیرسید که بگم ، ولی گویا این دوست عزیزمون تصمیم خودشون رو گرفتن و صحبت های بیشتر به جایی نمیرسه
    خواهش میکنم نادیا جان وظیفه م بود

    باور کن بنده مثل همه شما دوستان عزیز من این بنده خدا را نمیشناسم

    و حتی نمیدونم از کدام شهر هستند ولی تمام تلاشم کمک کردن به ایشون

    است .

    و اگر هم مقداری رک و تند نوشتم میخواستم حرف هام به رگ غیرت ش بر بخوره

    و عاقلانه تصمیم بگیره .

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنهای آسمان نمایش پست ها
    خیلی برام جالب بود که در تمام این مدت این آقا ( خصوصا بعد از مشاوره) تمام تلاششون رو گذاشتن برای مجاب کردن من و مشاور و خانوادم !
    میدونی چرا داره تمام تلاشش را میکنه که به این ازدواج راضی ت کنه ... ؟؟؟


    این موردی را که میخوام بهت بگم شاید هیچ کس به فکرش هم خطور نکرده

    ولی من بهت میگم چون خودم برای ازدواج م تا حدودی همین هدف م

    داشتم دنبال میکردم .


    میخواستم پوز همسر اول م بزنم

    میخواستم بگم فکر نکنی جایی خبری یه ها بیا دختر گرفتم

    بیا جوون تر از خودم و کم سن و سال تر از خودم گرفتم


    خواهر من کمی فکرتا به کار بنداز .....



    قضیه ازدواج با شما به عنوان یک دختر مجرد و کم سن و سال برای این آقا

    کاملا رو کم کنی برای همسر و خانواده همسرش هست .



    ایشون شما را داره ابزار و چکش میکنه برای زدن تو سر همسر سابق ش

    و ایشون میخواد با این ازدواج به همسر و خانواده زن سابق ش بگه :

    دیدید دختر بهم دادند

    دیدید دختری گرفتم که 15 سال از خودم کوچکتر

    دختر مجرد م بهم بله داد و بچه مم جمع کرد


    تو که مشکل اصلی و علت جدایی نمی دونی ....!!!!

    اصلا شاید ایشون چند باری رجوع کرده برای اشتی کردن و زن ش

    قبول نکرده

    و حال ایشون میخواد با ازدواج شما بهش بگه :


    دیدی ناز کردی بیا دختر گرفتم

    دیدی لیاقت من نداشتید بیا دختر مجرد زن م شد

    ===============================

    بنظر من یکی از اهداف ایشون برای این ازدواج اینه که :

    ایشون میخواد با این کارش زن سابق ش را بسوزونه .....

    60-70 درصد ازدواج ایشون با شما رو کم کنی زن اول ش هست ........


    بشین رو حرف هام من خوب فکر کن .....

    حرف نزده را همیشه میشه زد

    سنگ رها نکرده را همیشه میشه رها کرد

    عقد نکرده و بله نگفته را همیشه ، میشه گفت

    ویرایش توسط tanhaei : سه شنبه 05 اسفند 93 در ساعت 13:41

  16. 7 کاربر از پست مفید tanhaei تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (سه شنبه 05 اسفند 93), کیت کت (جمعه 08 اسفند 93), ناهیدگل (پنجشنبه 07 اسفند 93), نادیا-7777 (سه شنبه 05 اسفند 93), آزرم (سه شنبه 05 اسفند 93), بارن (سه شنبه 05 اسفند 93), غزال کوهستان (سه شنبه 05 اسفند 93)

  17. #50
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 اسفند 95 [ 01:59]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    2,311
    سطح
    29
    Points: 2,311, Level: 29
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    86
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم خداکنه خوشبخت بشی.
    ویرایش توسط ناهیدگل : چهارشنبه 06 اسفند 93 در ساعت 20:48

  18. کاربر روبرو از پست مفید ناهیدگل تشکرکرده است .

    دختر تنهای آسمان (شنبه 09 اسفند 93)


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.