دوستان سلام؛از طریق یکی از آشنایان فامیل که مورد اعتماد من و همسرم هست، قرار گذاشتیم و با خانومم حدود یک ساعتی صحبت کردم. اون آشنا هم می گفت زندگیتون رو به خاطر این مسائل خراب بکنید و گفت مشکل شما واقعا اونقدر جدی نیست که بخواهید جدا بشید. خانومم اصرار داشت که قصدش جدا شدنه و با اصرار اون آشنای فامیل، در نهایت قبول کرد یک فرصت کوتاه به زندگیومن بدیم ولی آخرش گفت من ازت خونه و ماشین نمی خوام ولی نمی تونم حرف پدرم و شرط هاشو رو زمین بذارم. خواهشا کمکم کنید. من پیش خودم می گم نباید باج بدم ولی از اون طرف می ترسم این آخرین شانس برای حفظ زندگیم باشه و اگر مقاومت کنم زندگیم رو از دست بدم و بعدا افسوس بخورم. پدر خانومم هم فردی نیست که کوتاه بیاد از حرفاش.به نظر شما اگر نصف ماشین و خونم رو به نامش کنم چه اتفاقی می افته؟ من که قصد طلاق دادن خانومم رو ندارم و بعدا هم نمی تونه طلاق بگیره پس پیش خودم می گم نصف خونه و ماشین رو به اسمش کنم تا دلگرمی بشه برای زندگی کردن خانومم. اون نصف خونه و ماشین هم اگه بعدا به مشکل بخوریم نه به درد خانومم می خوره نه به درد من.از دوستان خواهش می کنم کمک کنن. به خدا مودنم چه کار کنم. من خانومم رو دوست دارم و به اشتباهات خودم هم پی بردم ولی الان تو شرایط خیلی بدی هستم. اگه مطمئن بشم خانومم می خواد زندگی کنه مشکلی با این شرط ها ندارم.از مدیرا سایت هم خواهش می کنن کمک کنند.








علاقه مندی ها (Bookmarks)