به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 28

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 مرداد 04 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    محل سکونت
    مرز پر گهر
    نوشته ها
    816
    امتیاز
    26,798
    سطح
    97
    Points: 26,798, Level: 97
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 552
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,026

    تشکرشده 3,515 در 811 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    195
    Array
    سلام، وقت به خیر

    جواب سوالات و جملات زیر رو حداقل با کلماتی که مشخص کردم بدین، اگه خواستین، توضیح اضافی هم بدین:

    ابدا
    کمی
    تا اندازه ای
    خیلی زیاد

    1-اغلب اوقات تن به کار نمی دهم زیرا احساس می کنم در حالت احساسی خوبی نیستم
    2-گاهی اوقات از انجام کارها طفره می روم زیرا انجام آن ها به نظرم دشوار می آید
    3-گاهی اوقات از انجام کارها طفره می روم زیرا از شکست می ترسم
    4- اگر احساس کنم که نمی توانم کاری را به نحو احسن انجام دهم از انجام آن صرف نظر می کنم
    5- اغلب احساس می کنم کارم را به شکل مطلوب انجام نداده ام زیرا دربرخورد با کار بسیار سختگیر هستم
    6- وقتی کاری را که قرار بوده انجام نمیدهم احساس گناه میکنم
    7-وقتی از دیگران خشمگین هستم از انجام کارها طفره میروم
    8-اغلب چون نمیتوانم جواب نه بدهم انجام کارهایی خلاف میل تقبل میکنم
    9- گاهی اوقات چون احساس میکنم دیگران میخواهند ریاست کنند و از من انتظارات بی مورد دارند از انجام کارها طفره می روم
    10-اغلب احساس میکنم باید کارهایی انجام دهم که علاقه ای به آنها ندارم
    11 -انگیزه مقدم بر کار است یعنی تا انگیزه نباشد نمیتوانم کار را انجام دهم
    من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم / هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود




  2. 7 کاربر از پست مفید m.reza91 تشکرکرده اند .

    salehe92 (شنبه 23 آبان 94), sara 65 (دوشنبه 18 اسفند 93), tanin-91 (یکشنبه 17 اسفند 93), واحد (یکشنبه 17 اسفند 93), اقای نجار (یکشنبه 17 اسفند 93), شیدا. (یکشنبه 17 اسفند 93), صبا_2009 (دوشنبه 18 اسفند 93)

  3. #2
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط m.reza91 نمایش پست ها

    جواب سوالات و جملات زیر رو حداقل با کلماتی که مشخص کردم بدین، اگه خواستین، توضیح اضافی هم بدین:

    ابدا
    کمی
    تا اندازه ای
    خیلی زیاد

    1-اغلب اوقات تن به کار نمی دهم زیرا احساس می کنم در حالت احساسی خوبی نیستم کمی
    2-گاهی اوقات از انجام کارها طفره می روم زیرا انجام آن ها به نظرم دشوار می آید ابدا
    3-گاهی اوقات از انجام کارها طفره می روم زیرا از شکست می ترسم ابدا
    4- اگر احساس کنم که نمی توانم کاری را به نحو احسن انجام دهم از انجام آن صرف نظر می کنم کمی ( معمولا فکر می کنم هر کاری دلم بخواد را می تونم خیلی خوب انجام بدم )
    5- اغلب احساس می کنم کارم را به شکل مطلوب انجام نداده ام زیرا دربرخورد با کار بسیار سختگیر هستم (وقتی کاری را انجام بدم معمولا ازش راضیم. کم پیش می آد اونی که دلم می خواسته نشه)
    6- وقتی کاری را که قرار بوده انجام نمیدهم احساس گناه میکنم زیاد ( احساس گناه نه. ولی به خودم غر می زنم. مثلا هر بار می اومدم همدردی می گفتم، قرار بود جواب سوالات آقای رضا را بنویسی. بعد دو سه تا پست می ذاشتم و می رفتم. می گفتم بذار یه وقت بهتر می آم انجامش می دم. نمی دونم اون وقت بهتر یعنی چی؟ ولی همش می گفتم یه وقت بهتر. تا بالاخره الان وقت بهتر شد. )
    7-وقتی از دیگران خشمگین هستم از انجام کارها طفره میروم ربطی نداره. نه.
    8-اغلب چون نمیتوانم جواب نه بدهم انجام کارهایی خلاف میل تقبل میکنم کم.
    9- گاهی اوقات چون احساس میکنم دیگران میخواهند ریاست کنند و از من انتظارات بی مورد دارند از انجام کارها طفره می روم ابدا
    10-اغلب احساس میکنم باید کارهایی انجام دهم که علاقه ای به آنها ندارم خیر
    11 -انگیزه مقدم بر کار است یعنی تا انگیزه نباشد نمیتوانم کار را انجام دهم کار بدون انگیزه یعنی چطوری؟ به نظرم نمی شه.
    پستهای شکوه جان هم باشه دفعه بعد.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  4. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    m.reza91 (یکشنبه 24 اسفند 93), sara 65 (سه شنبه 05 خرداد 94), شکوه (یکشنبه 24 اسفند 93)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 آذر 94 [ 00:37]
    تاریخ عضویت
    1393-7-05
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    1,430
    سطح
    21
    Points: 1,430, Level: 21
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    71

    تشکرشده 64 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام sara 65 عزیز و بقیه دوستان عزیزم
    براي اين كه کمال گرایی در کسی شكل بگيره عوامل زيادي از لحظه ي تولد دست به دست هم مي دهند که یکی از اونها والدين كمال گرا و قدرت طلب است.
    ثابت شده معمولا ورزشكاراني كه بيش از حد كمال گرا هستند در كودكي والديني داشته اند كه کمال گرا بوده اند.
    چنین والدينی بدون توجه به توانايي هاي فرزندانشون، همیشه سعي مي كنند اونا رو مجبور به رسيدن به معيار هاي خودشون كنند.
    معيارهايي كه آن قدر غير واقع بينانه اند كه در كمتر مواقعي به آن دست پيدا مي كنند. و زمينه هاي كمال گرايي در كودك هم ایحاد میشه و در عین حال عزت نفس پایینی هم پیدا می کنه.
    چون هر بار که فرد موفق میشه در واقع یه شکست براش محسوب میشه و احساس میکنه می تونست بالاتر هم باشه پس هر بار عزت نفس او کمتر و کمتر میشه.
    این مشکل به تعویق انداختن کارها هم بر می گرده به نداشتن اعتماد به نفس کافی و کمال گرایی و نداشتن خودباوری.
    وقتی خود را باور نداشته باشیم و عزت نفس نداشته باشیم، از خود توقع بالاترین و برترین بودن را داریم (کمال گرایی) تا بدینوسیله تایید دیگران را بگیریم و عزت نفس نداشته ی خود را جبران کرده باشیم.
    مواردی که آقای m.reza91 عزیز به خوبی و به شکلی عالی توضیح دادند و دسته بندی کردند، هر کدوم به شکلی به همین عامل عدم خودباوری و نداشتن عزت نفس مربوط میشن.
    توجه کنیم که یک کاری را که ما به تعویق می اندازیم در ظاهر یک علت متفاوت از یک کار دیگر دارد ولی دست آخر همه به همین ریشه عدم خودباوری و عدم خویشتن دوستی بر می گردن.
    مثلا ما یک کاری را به تعویق می اندازیم چون می خواهیم آن را عالی و درحد کمال انجام بدیم مثل ارائه سمینار.
    خوب اگه ما خود را به همین شکل که هستیم قبول داشته باشیم و همینطوری خود را دوست بداریم، دیگه از خودمون توقع عالی ترین بودن رو نخواهیم داشت. اگه خودمون رو باور داشته باشیم، احساس رضایت را داریم و دیگه رضایت از خودمون مشروط به بهترین بودن نمی کنیم و دیگه به تایید دیگران هم نیاز نداریم چون خودمون، خود رو تایید می کنیم. برعکس اگه به تایید دیگران نیازمند باشیم خود رو مجبور می کنیم عالی باشیم تا اونها ما رو تحسین کنند.

    یا مثلا یک نوع کار دیگه مثلا پرداخت قبوض رو به تاخیر می اندازیم که این دیگه به خاطر کمال گرایی نیست. چون پرداخت قبض که دیگه عالی انجام دادن و بد انحام دادن در موردش صدق نمی کنه. یا شستن ظرفها یا چیزایی شبیه این.
    علت تعویق این سری از کارها ممکنه این باشه که ما برای انجامشون انگیزه کافی نداریم یا به این کارها علاقه نداریم. که این باز بر می گرده به اینکه خودمون رو به حد کافی دوست نداریم و برای خودمون ارزش کافی قائل نیستیم.
    دلیل: همون کارهایی رو که بهشون علاقه ای نداریم و مدام عقبشون می اندازیم، اگه یه نفر تو زندگیمون که خیلی دوستش داریم و خیلی قبولش داریم، بیاد و ازمون بخواد براش انجام بدیم، سریع اون کارو می گذاریم تو اولویت و با چه شور و شوقی اول میریم اون کارو انجام میدیم براش.
    حالا اگه خودمونو همینقدر دوست داشته باشیم، با همون شدت هیجان و انگیزه برای خودمون و برای آرامش خودمون کارو انجام میدم.
    اگه خودمونو دوست داشته باشیم انجام کار برای خود عزیزمون بزرگترین انگیزه و نیرومحرکه برامون خواهد بود.

    یا در انجام یک کار دیگر، می بینیم که نتیجه محور هستیم و ترس از شکست در نتیجه کار داریم، برای همین به تعویق می اندازیم.
    خوب کسی که خودش رو باور نداره و قضاوت دیگران براش مهمه، همش به خاطر نتیجه کار انجام میده. تا با نتایج حیرت انگیز و فوق العاده اونها رو به تحسین خودش وادارد. خودمون رو با موفقیت هامون می سنجیم ، چون عزت نفس نداریم و فکر می کنیم دیگران در مورد ما چی فکر می کنند. چون نظر دیگران برامون مهمه ، موفقیت هم برامون حیاتی شده.
    اما اگه خودمون رو با همین شرایط ارزشمند بدونیم، به نتیجه هیچکدوم از کارهامون اهمیت نمیدیم ، به موفق شدن یا نشدن اهمیت نمیدیم و کارهارو فقط به خاطر لذتی که از تلاش کردن به ما دست میده انجام میدیم. در اونصورت خود رو تحت فشارهای روانی نمی گذاریم که برای فرار از این فشارها، کار رو به تعویق بندازیم.
    اگه عزت نفس بی قید و شرط داشته باشیم و خودمون رو همینجوری بی هیچ شرطی دوست داشته باشیم و باور داشته باشیم، کمالگرا هم نمیشیم.
    جایی خوندم که دوست داشتن خود، یک ماجراجوئی هیجان انگیز است، مثل یاد گرفتن پرواز! دوست داشتن خود، ما رو پر از شور و هیجان و انگیزه برای حرکت می کنه. پر از نیرو و انرژی های مثبت و سازنده!

    چند وقت پیش هم تلویزیون یه برنامه مستند نشون داد فکر کنم شبکه 4 برنامه چهار سوی علم بود که یه برنامه دوبله شده بود که درباره همین موضوع به تعویق انداختن کارها بود مه مطالبشو یادداشت کردم.
    چند استاد در دانشگاه کاسل روی این موضوع تحقیق کرده بودند. یه روانشناس می گفت دلیلش "تسلط نداشتن بر خود" است نه تنبلی. دانشمندان در دانشگاه مونستر آلمان هم روی این مساله آزمایشاتی انجام داده بودند
    و دلیل این مساله رو ترس از شکست می دونستند و می گفتند مردم خودشون برای خودشون موانعی ایجاد می کنند تا اگر موفق نشدند بهانه ای براش داشته باشند و پیش خودشون اینطور استدلال کنند که زمانیکه در فرصت اندکی از کاری نتیجه متوسط می گیرم، پس اگر وقت کافی داشتم قطعاً بهترین می شدم.
    خوب این هم باز دلیلش اینه که خودمون رو باور نداریم و بدینوسیله ناخودآگاه داریم به خودمون میگیم که من توانایی انجام این کار رو به خوبی ندارم پس مجبورم چنین بهانه ای برای خودم دست و پا کنم.
    در حالیکه اگه به خود اعتماد داشته باشیم و از عزت نفس برخوردار باشیم، اصلا به نتیجه کاری نداریم و بدون رسیدن به نتیجه موفقیت آمیز در این کار یا هر کار دیگری، به خود می بالیم و خود را ارزشمند می دونیم.

    یکی از راهکارهایی که در این برنامه تلویزیونی توضیح می داد این بود که زمانی رو که صرف هر کار می کنیم برامون مهم باشه نه نتیجه کار. صرف زمان برای انجام کار برامون اهمیت داشته باشه. مثلا نگوییم من دارم زبان یاد می گیرم. بلکه بگوییم دارم زمانم رو صرف یادگیری می کنم. یا دارم زمانم رو صرف آماده سازی برای سمینار می کنم یا.....
    زمان صرف کردن برامون ارزش بشه نه رسیدن به نتیجه یک کار.
    زمان رو مثل ظرفی ببینیم که توی اون رو با کارهای مختلف پر می کنیم. وقتی خالی نگهش داریم احساس کنیم زمان سوخت شد بدون اینکه هیچ بهره ای ازش ببریم. در این عصر حاضر، "زمان" دنیا را اداره می کند و طلاست.

    ولی قبل از هر چیز خویشتن دوستی را تمرین کنیم. خویشتن دوستی!

  6. 6 کاربر از پست مفید پری وش تشکرکرده اند .

    m.reza91 (یکشنبه 24 اسفند 93), sara 65 (سه شنبه 05 خرداد 94), آویژه (یکشنبه 24 اسفند 93), شکوه (شنبه 23 اسفند 93), شیدا. (جمعه 22 اسفند 93), صبا_2009 (یکشنبه 24 اسفند 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.