سلام
وقتي داشتم مشكلاتت رو مي خوندم احساس مي كردم چقدر شبيه زندگي پدر و مادر خودمه!
مادري كه معمولا منفعلانه برخورد مي كنه و يه سري عقايد خاص داره كه با وجودي كه زياد در موردشون صحبت نمي كنه ولي بر اساس همون ها رفتار مي كنه ... و من خيلي وقت ها مي خوام كه مادرم تو جمع ها اظهار نظر نكنه! با اينكه كاملا مي دونم كه براي زندگيش از جون و دل مايه گذاشته و حتي هميشه همه كارهاي خونه رو به تنهايي به دوش كشيده تا همسر خسته ش حتي يه ليوان آب براي خودش نريزه! يا بچه هاش فقط به درس هاشون برسن و پيشرفت كنن.
و پدري كه از دست رفتارها و طرز فكر همسرش خسته ست. بريز و بپاش و دعوا و انتظار نوكري از همسرش ... حرفاي زيادي كه با خودش از بيرون آورده و همسرش بايد با حالت تعجب و خوشحال و ... نسبت به صحبت هاش واكنش نشون بده ولي خودش حرفي نزنه چون مطمئنا موزد تمسخر قرار مي گيره ...
خيلي خوشحالم كه اين تاپيك رو خوندم چون زماني كه مادرم رو پيش مشاور برده بودم و مشاور به من گفت كه مادرم مثل خود من فرد باهوشيه حرفش رو باور نداشتم! و من تا به اين سن تصورم اين بود كه مادرم بهره هوشي پاييني داره كه انقدر منفعلانه برخورد مي كنه!
ببين اينجاي زندگي ما ٣٠ سال آينده تو و همسرته! جايي كه پدرم از اين تصور كه بتونه همسرش رو تغيير بده دراومده و به دلخوشي هاي ديگه خارج از خونه رسيده ...
من اصلا رفتارهاي همسرت رو تاييد نمي كنم ولي اينجا كه روي صحبتم با شماست بايد بگم كه يه سري رفتارهايي داري كه هر مردي رو فراري ميده!
اين رو مطمئن باش كه همسرت هم به اندازه تو توي اون زندگي تنهاست!
تا حالا به اين فكر كردي كه چرا همسرت از اصلاح خشك مذهب برات استفاده مي كنه؟ يا اينكه به چه فردي منفعل ميگن؟!
اگه دوست داشتي يكم بيشتر باهم حرف بزنيم و در واقع از موضع فردي كه شايد بيشتر به زبان گوياي همسرت بشه تشبيهش كرد، جواب اين سوالاتم رو بده ان شاالله با هم بيشتر صحبت مي كنيم ..








علاقه مندی ها (Bookmarks)