درسته دوست مهربونم
من مدتهاست رو اعتماد بنفسم کار میکنم و الان به جرات میگم که خیلی خوب شدم
چون قبلا حتی فکر میکردم که زشت هستم اما همونطور که گفتم خیلی مطالعه کردم و به افکادم جهت دادم تا اینکه الان به این نتیجه رسیدم که زیبا هستم
واقعیتش اینکه من دختر خاله ای دارم که سه سال از من کوچکتر هست و با اینکه خیلی به هم شباهت داریم اما اون پوست روشن تر و چشمان مینیاتوری داره و روی هم از من زیباتر هستش
اون در حال حاضر عقد کرده چون خواستگارهای فراوانی داشت
مشکل من بیشتر از جایی شرو شد که ما هر مهمونی و مراسمی باهم میرفتیم از اون خواستگاری میشد و یا همه با لفظ خانم خوشگله اون رو صدا میزدند اما من ....
خیلی اذیت شدم زمانی که اون عقد کرد خیلی
دوران سختی رو پشت سر گذاشتم اما خودمو نجات دادم
با این حال هنوزم احساس میکنم ضربه روحی که خوردم هنوز روم اثر داره و با هر خواستگاره بی نتیجه ای داغم تازه میشه
و خیلی غصه میخورم که چرا خدا برای من اینجوری میخواد؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)