آقای bermuda میشه بپرسم هدف شما از ایجاد این تاپیک چی بوده؟!
من شخصا حتی یک اپسیلون تلاش برای بهبود وضعیت کنونیتون رو حس نمیکنم، "حتی یک اپسیلون"! میدونید از پستهاتون چی به ذهن متبادر میشه؟
اینکه شما فقط اومدید اینجا هی ضجه بزنید و فریاد وامظلومیتا سر بدید و شدت وفاداریتون به عشق و بیوفاییهای معشوق رو به نمایش و قضاوت دیگران بذارید! پشت سر هم مثالهایی از این از خودگذشتگیهاتون میارید! کاملا مشخصه که از این روند پیش رفتن تاپیکتون لذت زیادی میبرید. میدونید چطور مشخص میشه؟
چون هر جا هم کاربری به این روند پیش بردن تاپیکتون تذکری میده، یا تذکرش رو نادیده میگیرید یا با مظلوم نمایی بیشتر به شدت بهش اعتراض میکنید درست مثل این پست آخریتون.
امیدوارم ناراحت نشید ولی حتی به نظر میاد که از تحسینها و هم حسیهای کاربرهای خانم هم بدتون نیومده!
شما از ایجاد این تاپیک هدف اصلاحی ندارید بلکه هدفتون لذت از تحسین وفاداریهاتون توسط دیگرانه.
مشکل شما قبلا هم در این تالار مشابهاتی داشته و میتونید عاقبت توقفتون در این لذت مخرب رو در اونها مشاهده کنید. مثل سرنوشت جناب parsa1400 که ایشون هم به مدت زیادی و در طول چند تاپیک این وضعیت رو داشتن ... ولی بالاخره وارد مسیر بهبود شدن البته با هزینه های روحی و جسمی زیاد.
مشکل شما و ایشون و خیلی از آقایون دیگه چیزی نیست به جز "به اندازه کافی زعفرونی نبودن" چه بسا دقیقا همین وصف بوده که باعث چنین شدت تنفری در همسرانتون شده که حاضر شدن پشت پا به اون به قول خودتون بهشتی که براشون فراهم کردید بزنن و ترکتون کنن و در این صورت من کاملاااااااااااااا بهشون حق میدم.
با شما موافقم که وضعیتتون واقعا رقت انگیزه، اما نه به خاطر جدایی همسرتون بلکه به خاطر داشتن اون وصفی که داخل "" عرض کردم.
تنها باید حقیقت را بیان کرد، نه دروغی را که حقیقی انگاشتنش خوب است.
"بخشی از پیام برتراند راسل برای آیندگان"
علاقه مندی ها (Bookmarks)