شاید مجبور بشم برم مشاور بببینم باید چه کارکنم ،ولی نمیتونم برم بالینی بگم سلام من بعد از یکسال مطالعه و دوسال درگیری فهمیدم مادر من پارانوئید داره ،دارویی بدید تا من بخورم یا منو درمان کنید تا پارانوئید مادرم درمان بشه
دوستای خوب و محترم خواهش میکنم مساله رو دوتاش نکنید،مثل اینه که یکی بیاد بگه من از رشته تجربی و درساش خوشم نمیاد از زیست بدم میاد. مامانم میگه بایددکتر بشی، شما بیاید از زیست دفاع کنید و منو بخواید قانع کنید برو زیست
درضمن تو پست شماره6# توضیح دادم من کاری به این اقا ندارم ،به قول ای تک ایشون که برا خودش کار و عزت نفس خودشو داره ،اصلا ایشون مقصر نیست ،
فکرکنم به خاطر لحن نامناسبم لااقل خطاب به این اقا و قشر امثالش باید عذرخواهی کنم تاقضیه بیاد سرجاش. من به خاطر عصبانیت از مادرم اینها رو گفتم وگرنه شاید بیشتر از خیلیا بدونم شعور و خوبی تو مدرک نیست ،دکترا و فوق لیسانس هم میدونم ریخته ،چه برسه به مهندس.چقدر رفتارای نامناسب خودم از ادمهای تحصیلکرده دیدم بخصوص از استادام. ولی همون معیار میگه من نمیخوام زن همچین قشری بشم و این نه زوریه و نه قانع کردنی
کیت کت جان من تویکی از پستهای خود شما خوندم که گفته بودین 20 دقیقه کارتون معادل یک ویزیت روانشناسه ،ایا مهندس مهندس کردن من که چندبار تاکید کردم خطاب به کسی جز مادرم نیس تا بفهمه من این ادمو نمیخوام، بالاتر از حرف شماست؟
من به حرف همه احترام میگذارم ، اما اینجا الان همه کسایی اومدن نظر میدن که دارن مشکل رو تغییر میدن و میخوان از اون اقا یا مادرمن دفاع کنن،که به نظرم با موضع من و چیزی که من از این تاپیک میخوام در تناقضه.کسایی که بخوان مشکل منو که تو1و6# کامل توضیح دادمو برطرف کنن نیومدن هنوز
خانم یا اقای به دنبال خوشبختی ،من میفهمم شما چی میگید(جیگیرم!) بله انسانست تو مدرک نیس،اصلا نیس . من هم انسانیت اون اقا رو زیر سوال نبردم . من از کجا بدونم ولی من نمیخوام
درضمن دکتر مهندسای خوشگل و تحصیلکرده سایت، من بارضایت میتونم کاملا باب اشناییتونو با این اقا در منزل خودمون باز کنم ،بسم اله
خواهشا کسایی که منو اهانت کننده به این اقا یا قشر فرض کردن ، ببخشن،خود این اقا شاید هیچکارست. و دوستان بیاند برای مشکل من که باید چه کار کنم نظر بدن
مرسی از همه دوستان
خدا خیر بده اقای نجار و خانم واحد رو ، اقای نجار ممنون، یکی فهمید ماچی میگیم. خوشبختانه اصلا ادمی نیستم که برای فرار از شرایط ازدواج کنم. خدارو شکر دلبستگی به شوهر و وشوهر کردن ندارم . حاضرم محتاج شدم برم کمیته و نون نخورم تا اینکارا رو بکنم
خانم واحد میدونی یه فرق مامانم من بامال شماکه خیلی بزرگه چیه ،مادر شما به دیگران احترام میزارن وشاید مراسم خواستگاری راه مینداختن ، که راحت میتونستید یه نه بگید. مادر من مارو در حد هرادمی میدونه و دخترشو پیشکشش میکنه.نگه غغیر از اینه که الان تمام مشاورای ازدواج میگن قبل از ازدواج خیلی باید دربراه افراد شناخت بدست اورد؟ بزرگ گفتم که یک خواهرم دارم که با این کارای مادرم 20ساله در عذابه و طلاق میخواد،حتی یک بار طلاق گرفته و مجبورا برگشته و هرروز میگه من طلاق میخوام. مرسی از حرفات واحد جان
مادرم میخواد دورش خلوت شه همع چیز زندگیو تو دستش بگیره یا اینکه بگه دخترام شوهر کردن وگرنه خجالت میکشید اسم همجین ادمیو که اصلا معلوم نیس کیه و چیه. جلوی من بیاره با وجود این همه مخالفت ودعوا کردن من. مشکل اینه من تحمل رفتاراش وقتی از خونه بیرون میریمو ندارم. ذوق کردناش که حالمو بد میکنه مگه این ادم خوشحای داره اصلا برای چیه این ادم ذوق میکنه .دخترخالم دانشگاه ازاد با پول باباش داره پزشکی میخونه ،اینها بالاتر از گل بهش نمیگن و الان سه ساله به اون یکی پسرخالم که به خاطر همین فوق دانشگاه ازاد خونده دختر نمیدن ،اونوقت مادرم من این مدل کیس ها رو برا من پیدا میکنه. خوب اینها رو پیشنهاد بده به دختر خواهرش یا دختر خواهر خودم که اونم داره پزشکی میخونه ،مال اونا. مامانم به خواهرم میگه دخترت حیفه نده به مهندسی که خونه و همه چیز داره بزار یه فوق تخصص بگیرتش ،اونوقت منو اینجوری تحقیر میکنه
بحث من مقایسه با دیگرون نیست ،من بی شوهری موهام مثل دندونام شه زن کسی که نخوام نمیشم ، مشکل اینه که بقیه باید اونجوری باشن از نظرش من اینجوری. و اینو بگم متاسفانه از رنج دادن من و حرص خوردنم که منجر بشه به از بین رفتن نشاط ظاهری و پوستم و اینکه نتونم درس بخونم یا کار کنم لذت میبره میخواد مابهش محتاج باشیم و بگه خودش داراست ، از خداشه من درس نخونم سرکار باحقوق خوب نرم و زن این مواردی که خودش جور میکنه ;که به صرفه باشه براش








علاقه مندی ها (Bookmarks)