سلام وقتی مطلبتونو خوندم انگار زندگیه خودم بود، من هم با با مخالفت شدید خانواده پسر مواجه شده بودم بنا به دلایل واقعا درست! یعنی حق با اونها بود ولی آقا پسرشون طی تقریبا یکسال با صبوری و حرف زدن محترمانه هرکاری کرد راضی نمیشدن تا اینکه یکروز حرفاشو هم با پدر و مادر برای آخرینبار زد و اونا باز گفتن نه! و اونشب ایشون از خونه به حالت قهر رفتن و گوشیشونم خاموش کردن و بعد از یه شب بیرون موندن اواخر شب بعدگوشیشونو روشن کردنو خونوادشون زنگ زدن که بیا خونه حالا صحبت میکنیم ... بالاخره باز تمام جوانب و به ایشون گفتن و ایشونم قبول کردن و با خانواده اومدن خونمون . الانم نامزدیم
میخام بگم یجوری رفتار کن ک مصمم بودنتو نشون بدی و درنهایت راضیشون کنی








علاقه مندی ها (Bookmarks)