سلام وقت بخیر.
جمع بندی که من از مشکلات شما داشتم.
1: شما و خانمتون به لحاظ فرهنگی تناسب لازم رو ندارید.
2:خانم شما درک درستی از زندگی مشترک نداره و حتی شخصیتی که از خودش نشون میده از سنش کمتر، وگرنه 22 سال سن مناسبی برای شروع زندگیه.
3: دخالت های بیش از حد خانواده ایشون، به این مشکلات دامن زده و سر هر موضوعی برای حمایت از دخترشون نسبت به شما گارد میگیرن، و دخترشون هم فکر میکنه کاری که کرده کار درستی بوده و هیچ وقت سعی نمیکنه خودشو اصلاح کنه، و همین رفتار باعث شده شما دو نفر نسبت به هم جبهه بگیرید.
4: شما به دلایل مختلف و برای همراه شدن با خانمتون فکر میکنم از شخصیت اصلی خودتون قبل از آشنایی فاصله گرفتید. و همین امر سبب شده دیگه اون جذابیتی که قبلا داشتید رو در شما نبینه، منظورم این نیست که کار اشتباهی کردید بلکه میخام بگم شاید اصلا این طور رفتار با اصل و ریشه شخصیت شما سنخیتی نداشته باشه و این بد فیلم بازی کردن باعث شده اون جذابیت قبل رو نداشته باشید.و کار شما نتیجه عکس داشته.
از شخصیت خودت فاصله گرفتی و فکر کردی اگه سر هر موضوعی کوتاه بیای یعنی انعطاف به خرج دادن.
درست نتوستی اون حریم ها رو تعریف کنی، هر باری که به شما از سمت خانواده ایشون بی احترامی شده شما خیلی راحت ازش گذر کردی و نتیجه شده بی احترامی های بزرگتر. شما با رفتار منفعلانه زمینه ساز دخالت خانواده ایشون شدی .و الان مدیریت موضوع از دست شما خارج شده.
با توجه به این شرایط بایستی به قول دوستان صبر ایوب داشته باشید تا به اون چیزی که انتظار دارید نزدیک بشید.
موفق باشید
این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور
پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم!
سالها منتظر سیصد و اندی مردانیم ...
آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم
اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید
به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم!!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)