به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 16:35]
    تاریخ عضویت
    1394-3-06
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    210
    سطح
    4
    Points: 210, Level: 4
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 8 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از دوستان که وقت گذاشتن پاسخ دادن.. ولی عزیزان انگار من مطلب رو واضح بهتون انتقال ندادم.این خانم 2 روز مونده به عقد همراه با مامانش سر ناسازگاری پیش گرفتن و یه جورایی گفتن که اگه میخوای زندگیتون خوب پیش بره باید از خانوادت یه مقدار فاصله بگیری و مادر این خانم دخالتاش کم کم داشت شروع میشد مثلا میگفتن که پول ارایشگاه و لباس و هر چیز که کم دارین و من میدم چون عقد فقط یه شب دیگه تکرار نمیشه.با اینکه خود دختر خانم اطلاع داشتن که وضع مادی من اونموقع خوب نبود.!من با هیچ کدوم از اینا مشکلی نداشتم حتی بهش گفتم که هر کجا هر لباسی بخوای میگیرم برات.ولی ایشون ناز کردن و عجیب تر از اونم خواسته های مامانش بود.که ایشونم پر رو تر میشد.واقعا بچه ها نمیشد به خاطر اون احساسمون همو یه ذره درک میکردیم عقد و محضر بگیریم؟
    این خانم یه هفته مونده به عقد هر روزش میگفت به خانوادت بگو ما میخوایم تموم کنیم..
    من به این خانم صد در صد حق میدم ولی بین ما احساس بود میتونستیم یکمی از خواسته هامونو بزاریم روز عروسی...میتونستیم شرایط همو درک کنیم.کاش ایشون روز اخر با اون حالت نمیگفتن که فقط میخوام باهات ازدواج میکنم و انتظار دیگه ای ازم نداشته باش. کاش نگاه اون خانم اون شکلی نبود تا من مجبور نمیشدم تموم کنم.امیدوارم هر کجا هست بتونه منو حرفامو کارامو فراموش کنه..کاش دست من بود و از یادش میرفتم و هیچ اثری از خودم تو زندگیش نمیزاشتم.افسوس.آرزو میکنم هر کجا که هست با هر کی که هست خوشبخت بشه

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 اردیبهشت 98 [ 15:58]
    تاریخ عضویت
    1393-11-09
    نوشته ها
    179
    امتیاز
    7,738
    سطح
    58
    Points: 7,738, Level: 58
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    132

    تشکرشده 652 در 153 پست

    Rep Power
    61
    Array
    اینجور که شما تعریف کردی من حس می کنم که یه احساسی بوده و آخر سر هم تموم شده و رفته و خدارو شکر کن که در این مرحله تموم شده.
    متاسفانه یه موضوعی که هنوز توی ذهن عزیزانی که تازه می خوان ازدواج کنن حل نشده اینه که هنوز یارشون رو نتونستن بشناسن و نمی دونن که الان توی کدوم تیم هستند، و از طرفی خانواده هاشون هم که با تجربه هستن نمی خوان قبول کنن که این دختر و یا پسرشون بریا خودش دیگه یه تیم داره و نیاز نیست توی زمین این طرف و یا اون طرف بازی کنه
    مثال میزنم
    چند وقت پیش بود که یه خانومی با این عنوان تاپیک گذاشته بود که همسرم و خانوادش نمی خوان توی تالار برای من عروسی بگیرن و حتی حاظر نیستن به خاطر این کارشون از ما عذر خواهی هم بکنن، و البته خودشون گفته بودن که می دونم دست و بال همسرم تنگه و .... و گفته بودن که من قصد دارم با مادرم خجالتشون بدیم و ... (در کل فهوای کلامشون این بود)
    خب این یعنی چی؟ یعنی این دختر هنوز قبول نکرده که شکسته نشدن حرمت و غرور همسرش بالاتر از هر چیزی هست، این یعنی خانواده دختره هنوز داماد رو غریبه می دونن. و خب وقتی دقیقاً همین رفتار رو هم پسر و خانوادش از طرف مقابل اتخاذ کنن . خب جنگ جهانی کلید می خوره. و پسر میره تیم قبلی و دختر هم همین طور و اون تیم جدید که قرار بود 2 تا یار داشته باشه الان خالی هست و شکست تنها حاصل این تیمه. و حتی اگه یه نفر وارد این تیم بشه اما دیگری یاری نکنه باز این تیم راهی جز قبول شکست نخواهد داشت. پس توی زندگی نباید تیممون رو ترک کنیم.
    واین همه حاشیه رفتم تا بگم :
    خانوم ب القوه شما تیمشو ترک کرد پس نتیج دور از انتظار نبوده.
    دل آرام گیرد به یاد خدا

  3. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 فروردین 97 [ 15:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-17
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    8,056
    سطح
    60
    Points: 8,056, Level: 60
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 832 در 244 پست

    Rep Power
    74
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mardejavan67 نمایش پست ها
    من به این خانم صد در صد حق میدم ولی بین ما احساس بود میتونستیم یکمی از خواسته هامونو بزاریم روز عروسی...میتونستیم شرایط همو درک کنیم.کاش ایشون روز اخر با اون حالت نمیگفتن که فقط میخوام باهات ازدواج میکنم و انتظار دیگه ای ازم نداشته باش. کاش نگاه اون خانم اون شکلی نبود تا من مجبور نمیشدم تموم کنم.امیدوارم هر کجا هست بتونه منو حرفامو کارامو فراموش کنه..کاش دست من بود و از یادش میرفتم و هیچ اثری از خودم تو زندگیش نمیزاشتم.افسوس.آرزو میکنم هر کجا که هست با هر کی که هست خوشبخت بشه
    من ازین صحبتاتون برداشت می کنم شما خودتونم واسه ازدواج مطمئن نبودین اگرنه بعد از 4سال باهم بودن اینقد راحت نمی گفتین براش ارزوی خوشبختی می کنم

    حالا شما می خواین دوباره پاپیش بزارین یانه؟؟

    هدفتون از زدن تاپیک چی بوده اصن؟؟

    تو این مدت دیگه کاملا راههای ارتباطیتونو باخانوم قطع کردین؟؟

    نظر خانوادتون چیه؟؟


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.