سلام دوباره بابت اینکه نمیتونم روی پیامهای شما تشکر بزارم عذر میخوام
ممنون دوستان عزیز
هوناز سوگند و نارجیس عزیزم و جناب سوشیانت عزیز من مرموز بودنو شروع کردم مهربون بودنو بقیه چیزا ولی نمیدونم تا کی دووم بیارم بعضی وقتها فک میکنم دیگه داره ازم سو استفاده میکنه. یه دقیقه حالم خوبه یه دقیقه دیونه میشم وقتی میگم دیونه واقعن دیونه چون یهو میرم تو فکر حرفاش با دخترا یهو میکوبم تو سرم
یا با خودم حرف میزنم
دختر جوان اصلا فکر جدایی نمیکنم متاسفانه خیلی ضعیفم میدونم بعد از جدایی با فکرش نمیتونم کنار بیام
سوشیانت عزیز واقعا زده به سیم آخر
دیروز پستای اون دختره رو لایک کردم و براش زیرش کامنت گذاشتم منم با اسم جعلی برا خودم چند تا مطلب و جک گذاشتم یه پیام هم نوشتم من عضو تازهام یکی منو عضو گروهش کنه
شب همسرم منو برد قسمت خصوصی بعد از گذشتن از هفت خوان منو عضو یه گروه کرد خودشو الی که به شوهرم میگه گوریل و یه خانم دیگه گفت این گروه خلاس و چون دیدم تو هم خیلی خلی عضوت کردم فعلا امتحانی
گفت این دو تا خانم منو بابا صدا میکنن گفت مواظب باش عاشق نشی و من زن و دو تا بچه دارم. به هر کس حتی من اعتماد نکن. و گفت من مواظب اون دوتام مواظب تو هم هستم
بعدشم میخواست تماس تصویری بگیره گفتم فعلا نه شاید وقتی بشناسمتون گفت عکس بزار گفتم نه از برادرام میترسم اها گفتم هیجده سالمه
گفت منو از حلقه هات بیرون بیار میترسم شر شه و این حرفا گفتم ای زن ذلیل
گفتم مگه زنت بده
گفت نه فقط خل نیس
برا هر کدوم از ما سه تا یه قسمت خصوصی درست کرده که باهاش حرف بزنیم یه جای عمومی که همگی حرف بزنیم
یعنی اونا تو خصوصی چی باهاش حرف میزنن
امیدوارم این دفعه دیگه از من خوشش بیاد
اصلا نمیدونم چی کار کنم اصلا درسته یه اقایی که زن و بچه داره بره با چند تا خانم یواشکی صحبت و درد دل کنه؟
جناب سوشیانت چون با گوشی هستم ایمیلتونو ندیدم دوباره نگاه میکنم ممنون








علاقه مندی ها (Bookmarks)