به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 369

Threaded View

  1. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مرداد 94 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1393-1-05
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    5,866
    سطح
    49
    Points: 5,866, Level: 49
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    317

    تشکرشده 1,458 در 274 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    71
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط keyvan نمایش پست ها
    سلام دوستان عزیز
    وقت شما بخیر
    گاهی وقت ها در کنار کمبود وقتی که دارم دلم می خواد مثل گذشته در کنار یاران همدردی باشم و در تاپیک ها حضو پیدا کنم، اما هر تاپیکی رو که باز می کنم نا امید میشم! چون هر کدوم کمتر از 3 صفحه نیستند! بر اساس تجربه ای هم که دارم، به این نتیجه رسیدم که نمی شود صرفا" با مطالعه پست اول نظر داد و لازم است اکثر نظرات بررسی شود، به نظر شما با این شرایط بهترین راه حل چیه؟

    حداقل راهی پیدا کنم بلکه کمتر شرمنده همدردی باشم





    کیوان جان این حرفا چیه میزنی ؟ شرمنده چرا؟ دشمنت شرمنده باشه داداش


    من یک راه حل خوب دارم که میتونه این دغدغه ات رو رفع کنه و و با طیب خاطر به زندگیت برسی بدون اینکه عذاب وجدان داشته باشی که چرا کنار یاران همدردی نیستی !


    کیوان جان به نظر من یک مدت که توی زندگیت سرت شلوغه ، از مدیریت اینجا استعفا بده و با خیال راحت به زندگیت برس و بعد در عوض به عنوان جانشین خودت ، منو به عنوان مدیر به مدیران اینجا معرفی کن این کار دو تا حسن داره ، اول اینکه شما با خیال راحت بدون اینکه نگران اینجا باشی به زندگیت میرسی، دوم اینکه منم میشم مدیر اینجا ، اخه میدونی ، نه اینکه من دم بخت هستم و قصد ازدواج دارم و از این حرفا، هر جا میرم خواستگاری ، واقعا نیاز دارم به اینکه یک شغل دهن پر کن ، مثل همین "مدیر" بودن داشته باشم ....


    راستش چند وقت پیش یک جا رفته بودیم خواستگاری ، بعد دم در خونشون که رسیدیم ، مامانم بهم گفت ، بچه جان اگه پرسیدن شغلت چیه ، من چی بگم ، اینقدر شغلت سخته اصلا نمیدونم چی بگم ، گفتم مامان جان ، شما بگو پسرم کارافرینه ، دیگه خودشون متوجه میشن ... خلاصه رفتیم داخل ، پدر دختر ، از مامانم پرسید ، خوب ، حالا اقا پسرتون چیکاره هست ؟ بعد مامانم گفت ، پسرم کارافرینه ... بعد حالا شانس بد ما ، این بابای دختره هم توی باغ نبود ، گفت کارافرین چیه ؟ چه شغلیه؟ بعد این مامان ساده ی ما هم ، نمیدونست چی بگه ، هول کرد گفت : کارافرینه دیگه ، یعنی میره سرکار، بقیه کار میکنن ، این پسر ما هم میگه ، افرین ، احسنت ، افرین.... اقا اینجا هم منو از خونشون انداختن بیرون ، یعنی از هر ده جایی که من میرم خواستگاری ، هشت جاش منو میندازن بیرون ، یعنی مردم خشن شدن ها ، حالا ایشالا توافق هسته ای شده ، دیگه از این به بعد مردم کمتر منو از خونشون میندازن بیرون .....خلاصه کیوان جان ، من خیلی روی این سمت مدیریت اینجا حساب باز کردم ، خیلی خوب میشه ، میان اینجا تحقیقات هم میکنن ، مدیر همدردی و خانم فرشته مهربان هم کلی از من تعریف میکنن و میگن چه پسر گلی هستم و منم بالاخره سرو سامون میگیرم و از این عزبی در میام پس بیا با استعفا دادنت به زندگی یک جوون دیگه امیدی تازه بدم




    سخنی از یکی از "مدیران جدید" همدردی با سایر مدیران همدردی:

    اقا این چه وضعشه ، اون از پارسال که کاربران میومدن توی این تاپیک حال و احوال از علیرضا حقیقی و همه چی مینوشتن ، کسی کار به کارشون نداشت ولی پستهایی که من میزدم یا حذف میشدن یا بهم تذکر داده میشد حالا الانم که این یک دو صفحه اخر این تاپیک حال و احوال رو دیدم ، بیشتر پستها ، چت گونه و حال و احوال پرسی و پستهای غیر مرتبط به این تاپیکه ، اصلا کسی کار به کار کسی هم نداره و اصلا اینجا کویتی شده برای خودش.... اقا حالا بقیه رو ول کن ، من این باغبان رو کجای دلم بزارم که توی این تاپیک ارکستر سمفونی راه انداخته برای خودش و "لای لای لای " راه انداخته اگه جلوی این پسر رو نگیرین ، دو روز دیگه کار رو براتون به جای باریکتر از مو میکشونه ، و تمام حرفاش رو به جای اینکه فارسی سلیس بنویسه ، با شعر میگه ، مثلا دو روز دیگه که عاشق دختر همسایه طبقه بالاییشون بشه ، بعد میاد توی این تاپیک حال و احوال اینجوری پست میزنه...

    بلا ای بلا ای بلا دختر مردم
    بلا ای بلا بوی گل گندم
    بلا شیطون خودم
    دل داغون خودم

    لا لای لای لای لای لا لا لای


    بعد بهش میگی ، باغبون جان ، چی شده داداش؟ درست حرف بزن ببینیم چه اتفاقی افتاده، بعد میگه

    از او بالا کفتر میایه
    یک دانه دختر میایه

    لا لای لای لای لا لا لای


    بخاطر همین به نظر من از همین اول این خاطیان رو به اشد مجازات برسونید ، حالا ببینید کی گفتم!



    با تشکر از شما مدیران عزیز که من رو در جمع گرم و صمیمی خودتون پذیرفتید و دست همکاری من رو به گرمی فشردید!
    امیدوارم لحظات خوب و خوشی رو در کنار همدیگه سپری کنیم
    لطفا از باز کردن کمربند خود و کشیدن سیگار جدا خودداری فرمایید
    دو در در عقب ، دو در در جلو.....



    أَلَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ
    آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟

    ( زمر / 36 )


  2. 6 کاربر از پست مفید محمد 93 تشکرکرده اند .

    :)لبخند (دوشنبه 26 مرداد 94), khaleghezey (شنبه 10 مرداد 94), paiize (جمعه 02 مرداد 94), محیا ناز (جمعه 02 مرداد 94), بی نهایت (شنبه 10 مرداد 94), باغبان (پنجشنبه 01 مرداد 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.