به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Threaded View

  1. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 26 مرداد 94 [ 16:06]
    تاریخ عضویت
    1394-5-19
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    119
    سطح
    2
    Points: 119, Level: 2
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 16 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من همون پروازم ولی نمیدونم چرا بیشتر از یه دونه در طول روز نمیتونم ارسال کنم میگه شد سه تا


    اره درست حدس زدی تازه انقد تو ذهنم به چیزای کوچیک فکر میکنم اصلا اعتیاد دارم به فکر کردن از یه چیزی خوشحال شم بارها همون صحنه رو تکرار میکنم تو ذهنم فکر میکنم از یه چیزی ناراحت شم بارها بررسی میکنم یا تو ذهنم با کسی که صمیمی هستم حرفامو میگم بهش میگم بعضی وقتا تو این ذهن گفتنا باعث میشه چیزایی رو واقعا به طرف بگم که نباید میگفتم

    اساسی تزین مسئله ای که اذیتم میکنه اینه که ارامش ندارم شاد نیستم از خودم راضی نیستم راحت احساساتمو نشون نمیدم خیلی زود تاثیر میگیرم مثلا دستام مو داره نمیزنم بدتر نشه جشنا میزنم
    خیلیا میگن وای مو داری من خجالت میکشم در حالی که بعضیا شاید مو هم داشته باشن بذارن بیرون

    دلسوزی بیش از حد دارم

    از بیرون هم همش خودمو ساده نشون میدم خجالتی ام - تو وردرواسی میمونم همه حقمو میخورن

    مثلا دوماه پیش تو کتابخونه با یه دختر اشنا شدم بعد رفتیم پارچه خرید مامانش خیاطه براش مانتو دوخت گفتم خوشکله گف میخوای تو هم بخر برا تو هم بدوزه گفتم باشه خریدم بعد اقاهه گف از این پارچه مجلسی ام میبرن منم دیدم عروسی خواهرم نزدیکه و منم فرصت بازار رفتنو ندارم چون باید بهترین و خوشکلترین بخرم و با قیمت مناسب نمیشد برم گفتم بدم مامان دختره یه چیزی بدوزه خب من فردای شب قدر لباس دادم تاریخ تعیین نکردم برا کی تموم کنه این پنج شنبه عروسی خواهرمه خانومه گف برا بقیه 50 میدوزه برا من 35 تومن منم دیدم کمه جو گیر شدم پول پیش دادم 15 هزار تومن وقتی من رفته بودم اندازمو بگیره خانومه داشت با همسایه هاش قرآن میخوند اندازه منو گرف در مورد قیمت و.. حرف زدیم شروع کرد قران خوندنشو منم نشد قرانشو قط کنم از دختره پرسیدم کی تموم میکنه گف یه هفته ای بعد عید فطر شد دیدم اصلا خبری نیس نه میگه بیا پرو .. بهش اس دادم ج نداد زنگ زدم ج نداد هرچقد زنگ میزدم ج نمیداد منماس دادم گفتم باید تا 7 مرداد تموم بشه اخرش عصبانی شدم گفتم نمیخواین بدوزین بگین تا الاف نشم با تحت فشار من تازه گف بیا پرو اونم چی 5 مرداد تازه کوک زده بود بعد گف عروسی خواهرت کی هس گفتم 22 گف تا اون موقع خیلی مونده تا اینکه هفته پیش زنگ زد بیا پرو تموم شده منم رفتم سه شنبه بود گف پارچه تو مغازه کثیف شده بود شستمش کوتاه شد اب رف پوشیدم اشکال داشت قرار شد اشکتالشو رفع کنه من جمعه کنکور داشتم برا همین دیروز رفتم خانومه برگشته میگه ایوای من به شیما زنگ زدم ج نداد گفتم بگو نیاد اخه ندوختمش هنوز منم اون همه راهو با دختره پیاده رفته بودم گف عب نداره خونتون میانبر بزن پیاده برو گفتم اینهمه راهوو پیاده اومدم گف پیاده برو خوش اندام بشی گفتم خوش اندامم گف خوش اندامتر شی بعد گفتم من میمونم بدوزین ببرم گف نه بالا سر خیاط وایستی حواسش پرت میشه الانم خانوم زنگ زده زنگ زدم بیا اماده اس بقیه پول رو هم بیار من قصد داشتم مث خودش اذیتش کنم یکم پول بدم بگم اواااااااا موند خونه با تاخیر بدم الان حرص میکشم نمیدونم چیکار کنم حتی تو انتخاب مدل هم اون تعیین کرد هرچی گفتم گف با این پارچه نمیشه حتی برا وقتشم اون تعیین تکلیف کرد بدم میاد از اینکه خودمو نفهم نشون میدم خجالتی نشون میدم

    مهم ترین مسئله هم که اذیتم میکنه قضیه یه دکتر که داره ازم سواستفاده میکنه نمیدونم تو تاپیکای قبلیم خوندی یا نه

    من دوس دارم عوض شم خود الانمو دوس ندارم خود الانم جرات نه گفتن نداره - نمیتونه دفاع کنه خودشو ساده و خجالتی و نفهم نشون میده واقعا هم خجالتی هست - مهرطلبه دلسوزی بیش از حد داره - به کاراش نمیتونه برسه همش دوس داره فکر کنه وقت کنکور خیلی کارا دوس داشتم بکنم فکر میکردم کنکورم منو زندانی کرده کنکور که تموم شد فقط یه روز شاد بودم و به کارام رسیدم الان شدم همون ادم قبلی که هی درسشو میپیچوندو نمیخوند داره کاراشم به تعویق میندازه مث کنکور همش فکر میکنه به مسائل مختلف حتی خیالات هم میره تو خیالات جلب توجه میکنه

  2. کاربر روبرو از پست مفید parvaz1 تشکرکرده است .

    یاس پاییزی (دوشنبه 19 مرداد 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وسواس فکری - ترس - خود درگیری - تنهایی
    توسط ar1 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 06 فروردین 98, 20:29
  2. چیکار کنم از عصبانیتم کاسته بشه...(نیازمند راهنمایی شدید)
    توسط بی وفا در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 54
    آخرين نوشته: چهارشنبه 02 مرداد 92, 16:36
  3. در موفقیتهای مالی شوهرم جایی ندارم
    توسط anahid در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: شنبه 15 تیر 92, 10:07
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.