با سلام
انسانها اختیار و انتخاب دارند که به چه نحوی زندگی کنند یا ازدواج کنند.
ما هم صرفا می توانیم درست و غلط را که حاکم بر این فرایند ازدواج هست توضیح دهیم.اما عمل به آن به خود مراجع بر می گردد.
طلاق 1 درصدی به بیش از 50 درصد رسیده است که عمده ترین علل آن نگاه اشتباه به ازدواج هست.
البته حرف مرا تحریف نکنید.
هیچکس با کسی که دوست نداشته باشد ازدواج نمی کند.
از زمانهای قدیم هم
پسر خواستگاری می رفت و هر کجا به دلش می نشست مراسم خواستگاری و شناخت ادامه پیدا می کرد.
اصلا تا وقتی که دو نفر به دل هم ننشینند فرایند شناخت شروع نمی شود.
بحث سر چیز دیگری هست.
این میزان علاقه ابتدایی غول عشق نیست. جوانه عشق هست.
فرایند های شناخت و معیارهای صحیح شرایطی برای رشد روز افزون این جوانه هست به نحوی که روز به روز عشق در این زندگی تزاید یابد نه اینکه مثل یک قالب یخ اولش شروع شود (که معمولا ذهنیات طرفین، تخیلات طرفین و جسم و عاطفه و شهوت طرفین هست)، و به مرور آب شود و از بین برود.
مگر دختر و پسری که قبل از فرایند شناخت و بررسی معیارها عاشق و شیفته هم هستند ، عاشق چی هستند؟
پسر که خوشگلی چشمون، و لب و بین و قواره و هیکل و نحوه حرف زدن را می پسند. دختر هم موقعیت های اجتماعی و کلاس طرف و پول و نگاه پسره.....
اینها جذابیت یکباره می آورد.
ما این مهم را در مقالات زیادی توضیح دادیم که اینجا تکرار نمی کنم. از جمله:












علاقه مندی ها (Bookmarks)