1-این توانایی را یه سری از افراد دارن، اما این به پول ختم نمیشه! کلا از این شاخه به اون شاخه پریدن (با هدف پول) فقط عمر را تباه می کنه... الان هم اگه کسی به شما یه ایده مستقیم بده، چون برای اون ایده زحمتی نکشیدی و خوبی و بدی اون رو در نظر نگرفتی، زود رهاش می کنی، علاقه هم برای ادامه خیلی مهمه، نباشه همین بحث همه کاره هیچ کاره پیش میاد!بزرگترین توانایی و مهارتم اینه که قدرت یادگیری بالایی دارم هرچیزی حتی اگه علاقه هم نداشته باشم یاد میگیرم و یکم بعدش بهتر از استادش
2- در مورد سیستم کارخانه ای – تولیدی، اسمش که معمولیه، اما تعریفت درست نیست!
قبول دارم که تعداد زیادی از تولید کنندگان رفتار درستی ندارن، اما
یه تولید کننده با مشکلات خیلی زیادی رو به رو هست، ایده اولیه رو داشته، سرمایه بالایی گذاشته، رهبری این همه آدم به همراه مدیریت امور کاری نیست که از عهده هر کسی بر بیاد... ، یه هفته (حتی یک ساعت) ماده اولیه نباشه تولید میخوابه، از اون طرف مصرف کننده منتظره، قراردادهای زیادی این وسط بسته شده (آقای پارسا توضیح دادن...)، یکم درصدها بالا پایین بشه، یه بچ از تولید به هم بخوره، بعضا ضررهای میلیاردی به بار میاره... حتی انتخاب کارمند و کارگر هم سخته! کسی که هم مستعد باشه، هم پذیرش موندن کنارتو داشته باشه و هم اینکه اگه به هر دلیلی (علاقه، پذیرش یا اجبار) کنارت موند، با وجدان کار کنه... من الان هم کار تولیدی دارم هم کار واسطه ای انجام میدم، به جرات میگم بیشتر سود تولید تو جیب واسطه است، دغدغه کمتر، زحمت کمتر، ریسک کمتر، اما در عوض باید مهارت های ارتباطی خیلی بالاتر باشه، و اینم یه اصله که تولید کننده اگه بخواد بازاریابی رو هم خودش دست بگیره و مویرگی برسونه دست مصرف کننده نهایی، تمرکزش از کار خودش خیلی کمتر میشه... یه مثال بزنم از نوع کشاورزی برای این مسئله (چون زمان بار اومدن محصول توی کشاورزی نسبت به تولیدات دیگه طولانی تره)، کشاورز محصول رو میبره بنگاه و به بنگاه دار میفروشه، اصطلاحا میگن یک سال کشاورز، یک روز بنگاه دار... یک سال اون زحمت کشیده، این یک روزه سود میبره، اما اگه این واسطه نباشه، زحمت یک سال کشاورز روی زمین میمونه... اگه دقیق تر نگاه کنی، اون بنگاه دار هم تو طول سال داره روابط رو گسترش میده، اما اگه قرار باشه ضرری پیش بیاد، خشکسالی رخ بده، طوفان بشه، آفت بزنه، این زحمت کشاورزه که هدر رفته، برای بنگاه دار کشاورزهای دیگه هستن، در نهایت محصول وارداتی هست... کارگرهایی که برای کشاورز کار می کنن چطور؟ اونا که مسئول بلاهای طبیعی و مصنوعی نیستن! اونا فقط روزانه دستمزد می گیرن... بیشترین فشار کار همیشه روی شونه های تولید کننده است و این بی انصافیه که فکر کنیم بقیه دارن ناعادلانه برای کسب سود بیشتر تولید کننده کار می کنن... اگه کسی میتونه تولید کننده باشه، بسم الله!
چون من برای هر سه بخش (نگاه از بیرون، نگاه به عنوان زیردست (کارمند بودم)، نگاه به عنوان بالادست (کارمند دارم)) تجربه دارم، از هر سه جهت توضیح میدم، اما توی پست بعدی، چون طولانی میشه...
3- در مورد نحوه گرفتن پول تدریس خصوصی:
توی بازار عده ای روی اعتبار کار می کنن، کسایی که مستقیم با مردم در تماس هستن، روی اعتماد، نقد رو ول نکردن و نسیه رو چسبیدن هم یه اصله ... ریسک هم تا نباشه نمیشه پیش رفت، بی گدار به آب نزدن هم یه شرطه!!!
باید تجربه کسب کنی تا بتونی هر کدومش رو سر جای خودش به کار بگیری، (به هر حال با وجود تجربه هم در هر حالتی ممکنه مشکل پیش بیاد) شرایط خودت هم خیلی مهمه، مثلا یه موقعی پول لازمی، شاگرد به تعداد کافی نداری، نمیتونی انتخابی عمل کنی، حتی با درصد کمتر هم قبول می کنی پیش بری، یه موقعی نه، شرایطت خوبه، اونا گیر تو هستن، خب میتونی مانور بدی!! اما در کل به نظرم بعد از همون جلسه بگیری بهتره، چون اگه فرد بخواد اذیت کنه، از همون جلسه اول مشخص میشه و اگه تکرار شد میتونی بذاریش کنار و وقت و انرژی بیشتری از دست ندادی، یا حداقل اگه واقعا راضی نیستی، همونطور که باهات حساب می کنن براشون مایه بذاری!!!
از طرف دیگه، اگه من جای والدین اون بچه باشم، پول رو میدم دست بچه که خودش بعد از هر جلسه پول بده، تا متوجه بشه که اگه به موقع درس میخوند، هزینه ای که برای این کلاس میده رو میتونست برای کارهای دیگه بذاره! یا اگه یه کلاس متفرقه است، قدرشو بیشتر بدونه و صرفا برای گذروندن وقت به اون کلاس نگاه نکنه...








علاقه مندی ها (Bookmarks)