سلام، حسن عزیز. عید بر شما مبارک باشه.
خیلی کار خوبی کردی اومدی همدردی و تاپیک زدی. ان شالله دوستان بیان و بتونن برات کمک خوبی باشن.
من تا حالا مطالعه و یا تجربه تو اطرافیانم که شبیه شما باشه ندارم، که بخوام نظرم رو بدم.
فقط میدونم اختلاف سنی بالا بین فرزند و والدین، هم تهدید محسوب میشه و هم فرصت. چرا تلاش نمی کنی به این موضوع جور دیگر نگاه کنی؟
با تقدیر که نمی تونی بجنگی؟ می تونی؟
حالا این فرصت چی می تونه باشه؟ مثلا شما مجبوری خودت تجربه کنی! خودت شکست بخوری، خودت از زمین پاشی، خودت تصمیم بگیری، میدونی از شما چه مرد قدرتمندی میسازه!
خودت رو درگیر احساسات و افسرده گی نکن. اصلا بیان اش هم نکن. شنیدم وقتی شما در بیان کاری از زبان خودت فعل منفی به کار ببری، 17 برابر اثر اش در شما بیشتره، تا اون حرف رو اطرافیان ات به تو بگویند. پس سعی کن اگر با خودت مهربون نیستی، به خودت نمی گی من میتوانم، حداقل نگو من افسرده ام، من تنهام. حتی به خدا هم نگو.
فقط خدا رو بابت داده هایش شکر کن.
از طرفی شما برای فرار از تنهایی، از افسرده گی می خوای به اون خانوم پناه ببری، که خودش خیلی مخربه. بر فرض محال که اگر خانمی حاضر شه با شخصیتی چون شما رابطه دلشته باشه، احتمال خیلی زیاد رابطه کم دوام خواهد بود و بیشتر از همه خودت از بعد وابستگی و افسرده گی بیشتر اذیت میشی! تازه به شرطی که خانوم شما رو اذیت نکنه و درکت کنه.
برو دنبال خودت. اول خود واقعی ات رو پیدا کن. بعد این خانم اگر خودش نیومد سراغت. حسن محکم، مستقل، با انگیزه باش. حسنی که از حرف هاش بوی امید میشنوی، حسنی که از بودن در کنار اش روحیه میگیری.
امیدوارم این تاپیک کمک خوبی برای زندگی ات باشه، تا رسیدن به اون خانوم.
شما داری بعضی از قسمت های راه رو درست میری، درس خوندن، فیلم دیدن ، برنامه داشتن ( سربازی و کار ) و.... ولی نیازه نگرش ات رو عوض کنی. با مردم تعامل و ارتباط بیشتری برقرار کن. با افراد با انگیزه و موفق ارتباط بگیر. کتاب موفقیت و پیروزی بخون. فیلم های مثل جابز (استیو جابز) رو بیشتر نگاه کن، تا بیشتر تاثیر مثبت بگیری.








علاقه مندی ها (Bookmarks)