من نمیتونم شمارو راهنمایی کنم چون صلاحیت ندارم اما تجربه خودم از ازدواج رو میگم
خیلی دوران سختیه خیلی استرس زاس که چی میشه خوشبخت میشی یا نه اینکه نکنه حرفاش دروغ باشه یا بخواد منو گول بزنه اینکه نکنه عشقش فروکش کنه و همه اون فکرایی که میاد توی دل آدم برای این انتخاب سخت که اگر یه پیش زمینه هم داشته باشی یا مشکلی پیش اومده باشه و بینتون شکرآب باشه دیگه بدتر!
کاری که من کردم اول تکلیفمو با خودم روشن کردم اینکه میخوام ازدواج کنم یا قدرت اینو دارم مسئولیت پذیر باشم اینقدر محکم هستم که بتونم توی سختیا دووم بیارم؟
زمان برد تا رو خودم کار کردم بعد به شخص مورد نظرم پرداختم خودش و خانوادشو بردم زیر ذره بین خوبی ها و بدیاشونو رتبه بندی کردم این کارا حدود یک سال زمان برد و من با دلی روشن بدون هیچ اما اگری با همسرم ازدواج کردم در صورتی که همه مخالف بودن اما من اینقدر عقلانی تحقیق کرده بودم که از انتخابم هیچ هراسی نداشتم بعد از یک سال تازه عاشقی و دلدادگی رو شروع کردم!








علاقه مندی ها (Bookmarks)